#پارت 15
دوباره تلفن حامی زنگ میخوره، هانا
مکالمه ی حامی و هانا
هانا: اممممم سلام اقای صالحی
حامی: سلام، جانم؟
هانا: میتونم امروز ببینمتون، یه موضوعی هست باید بگم
حامی: امروز نه ولی فردا میتونم
هانا: اوکی فردا ساعت 8کافه میبینمتون
حامی: باش، خدافظ
هانا: خدانگهدار
پایان مکالمه
حامی: اعصابم خورد بود، ناراحتم من نفس رو از ته دلم دوسش داشتم اما اون از ته دلش پول منو دوست داشت مامان لیلا راست میگفت از عشق نباید ضربه بخوری
«بازگشت به قدیم»
حامی: مامان من عاشق شدم
مامان لیلا: مواظب باش از عشق ضربه نخوری، چون بد ترین حسه
«زمان حال»
حامی: کاش به حرفش گوش میکردم، ولی دله دیگه کی میدونه کجا میره،
.....
خونه ی نفس
نفس: داشتم زار زار گریه میکردم، کی بهش گفته، من که اصلا به کسی نگفتم
پس از کجا فهمیده، بعدشم اون مال قبلا بود من دیگه الان اونو بخاطر خودش میخوام
.......
خونه ی شروین
شروین: به سختی شماره ای از نیکا پیدا کردم
مکالمه ی شروین و نیکا
شروین: الو سلام
نیکا: سلام، جانم؟ شما؟
شروین: من شروین هستم
نیکا: عهههه سلام اقای حاجی پور
شروین: سلام 😂
نیکا: شماره ی منو از کجا گیر اوردین
شروین: دیگه
نیکا: جانم کاری داشتین؟
شروین: میشه امروز ببینمتون
نیکا: بله حتما، فقط کجا و چه ساعتی
شروین: ساعت 19 کافه لارا چطوره؟
نیکا: اوکی، میبینمتون، خدانگهدار
شروین: خدانگهدار
پایان مکالمه
ادامه دارد...
𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑
#پارت 15 دوباره تلفن حامی زنگ میخوره، هانا مکالمه ی حامی و هانا هانا: اممممم سلام اقای صالحی حامی
بفرما بعد شما لف بده و نظر نده🙃🥺
هدایت شده از شب تیره|shab tirhe
عـانـیـو تـوتـفـرنـگـی 𓍯🍓
بـرایـ چـنـلـمـونـ نـیـاز بـه هـمـکـار داریـمـ 𓍯🥤
چـنـدتـا هـمـکـار❔3 هـمـکـار 𓍯🍓
شـرایـطـ رو پـرایـوتـتـ مـیـگـم تـوتـفـرنـگـی 𓍯🥤
اگـر مـیـتـونـی هـمـکـار مـن بـشـی بـیـا پـئ تـوتـفـرنـگـی 𓍯🍓
پـرایـوتـمـهـ تـوتـفـرنـگـی 𓍯🥤
@roza001
بـوتـهـ تـوتـفـرنـگـی 𓍯🍓
https://eitaa.com/darkhastii
چقدر لف بابا خسته شدم
به جای اینکه بره بالا میاد پایین یعنی رمان من ارزش نداره
هدایت شده از جوآنهِ سبزم🌱
همسایه ها و ممبرای قشنگم
روزتون مبارک؛😃🤍
[جزو فور حساب نشه]
از طرف:<<حلما یا حِلی>>