eitaa logo
𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑فور=عزل
169 دنبال‌کننده
211 عکس
21 ویدیو
0 فایل
به نام او تاسیس: 1404/12/9 رمان انتخاب مرگبار🖤 به قلم:رزا🥀 My: @roza001 به سمت من بیا،حتی اگر گلوله ای در تفنگ هستی🩸 106 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
مشاهده در ایتا
دانلود
4 tazad مهمونی... نیما: حوصلم سر رفت حامی: مگه بچه ای؟ 😂 فرید: شاید. رزا: خب رسیدیم نیما: عهههه این همون دکترس فرید: راست میگه حامی: اون دختره هم همونه که تو فرودگاه خورد به نیما نیما: اوهوم فرید: اینجا چه میکنن؟ شروین: به ما چه. کار خودتو بکن نیما: نمیخوام حامی: حرف گوش کن، بگی نمیخوام میزنم ازت چای دارچین درست میکنم شروین: 🤣🤣🤣 نیما: 😂 فرید: قشنگ بود 😂 ـ🫂💙💤ـ رزا: خبببب شیدا: به جمالتتت بهار: تاحالا یکی ازتون شماره گرفته؟ 🤣 رزا: نه بابا ما سینگلیم، کی از این شانسا داریم؟ 😂 شیدا: کاملا با رزی موافقم😂 میسو: بل بل بله بهار: اون پسره هس داره از یه دختری شماره میگیره🤣 میسو: 🤣 شیدا: شانس بقیه رو😂 رزا: 😂 به چی که دقت نمیکنی، به تو چه خوو😂 بهار: دیگههههه شیدا: بسههه رزا: باشش شیدا: حوصلم سایید. رزا: مالید. میسو: گا... بهار: میخوای ادامه نده رزا: 😂 نیما: ببخشید. رزا: بله؟ با منی؟ نیما: آره، میشه یکم وقتتونو بگیرم؟ رزا: عااا اره نیما: 🙂 رزا: بریم. 💙🌀💤 شیدا: 😂🤣 بهار: 😂😂 میسو: نخندین به بچه 😂 شیدا: شک ندارم پسره ازش خوشش اومده🤣 بهار: راسته میگن به هر چی بخندی سرت میاداا😂 میسو: دارم ج. ر میخورم از خنده ولی سرم نمیاد🤣 شیدا: 🤣🤣🤣 💙🌀💙 رزا: خب کاری داشتید؟ نیما: امممم آره رزا: خب بفرمایید. ـ نیما: میشه شمارتونو داشته باشم رزا: باش 090-------- نیما:ممنون🙂 رزا: 🙂 نیما: خیلی خوشگل شدید رزا: گونه هام از خجالت سرخ شد. ممنون☺️ ادامه دارد... nvisande: roza adame darad...
5 tazad شیدا: با رزی کار دارم. 😂 بهار: واس چی؟ شیدا: مارو ول کرده داره با پسره حرف میزنه، برمبخوابونم تو دهنش😂 میسو: 🤣🤣 پیاده شو با هم بریم😂 بهار: کاملا موافقم شیدا: هیییی خداااا حامی: سلام شیدا: س س سلام حامی: اممم شما رفیق همون دختره این که اونجایت(منظور با رزا) شیدا: ب ب بعله چطور؟ حامی: بی زحمت یه دیقه بیاید کارتون دارم شیدا: ح ح حتما حامی: چرا اینطور حرف میزنید؟ نکنه از من ترسیدین😂 میسو: 🤣🤣 شیدا: میسو خ. فه شو(آروم) میسو: داشتم میترکیدم از خنده رفتم اونور تر تا بخندم😂 💙🌀💤 میسو: واهاییی بهار🤣🤣 بهار: چته تو؟ میسو: 🤣🤣🤣 بهار: وااا میسو: شیدا داشت با یه پسره حرف میزد که استرس گرفتش بعد پسره گفت از من ترسیدی؟ 🤣🤣🤣 بهار: شانس نداریم که🤣🤣🤣 💙🌀💤 شیدا: جانم کاری داشتید؟ حامی: عااا میگم شما... شیدا: من چی؟ حامی: میزارید حرفمو بزنم شیدا: وایی ببخشید 😓 حامی: عب نداره. شما چند سالتونه؟ ببخشید این سوالو میپرسم شیدا: 25 حامی: خیلی هم خوب راستش اممم.. اگه میشه شمارتونو بدید شیدا: بله بفرمایید. 090.. . . حامی: ممنون میسو: شیداااا شیدا: ببخشید دوستم داره صدام میزنه حامی: من یه تک زدم شمارمو داشته باشید. شیدا: اوکی 🌀💙💤 چند ساعت بعد.... رزا: خداحافظ نیما: خدافس، مواظب خودت باش🙂 رزا: تو هم همینطور 🌀💙💤 شروین: اخیییی شماره میگیرید؟ 😂 نیما: شروین ببند شروین: اگه به ماماناتون نگفتم. حامی: 😑 فرید: عین این بچه ها🤣 💙🌀💤 خونه ی دخترا. شبدا: تو اتاقم بودمو پنجره اتاق باز بود، کتاب داشتم میخوندم که... ادامه دارد... nvisande: roza adame darad...