eitaa logo
𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑فور=عزل
169 دنبال‌کننده
211 عکس
21 ویدیو
0 فایل
به نام او تاسیس: 1404/12/9 رمان انتخاب مرگبار🖤 به قلم:رزا🥀 My: @roza001 به سمت من بیا،حتی اگر گلوله ای در تفنگ هستی🩸 106 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
مشاهده در ایتا
دانلود
حـ‌س‌ـودی؟ آیدل‌ـم {ح‌ـام‌ـیم} از ک‌ـل زندگیت قشنگ تره
6 tazad شیدا :که یکی با نقاب و چاقو به دست وارد اتاقم شد.جیغ کشیدمو اومد سمتم چاقو شو گرفت رزا:بدو بدو کردم‌ سمت اتاق شیدا در رو که باز کردم... شیدا:اهههههه(جیغ) رزا:چاقو خورد تو شکمم نقاب دار:دوباره برمیگردم رفت... میسو :چیشدههه؟ شیدا:😭 ر ر ر رزا بهار:رزا (جیغ) شیدا:دستم پر از خون شد. رزا:سیاهی مطلق بود. 💙💤🌀 بیمارستان... میسو:خانم دکتر چیشد؟ دکتر:اگه یکم دیرتر میوردینش الان باید تسلیت میگفتم بهار:😭 میسو:الان میشه دیدش؟ دکتر:آره.فقط زیاد بهش فشار نیارید. میسو: باش 💙🖤💙 میسو: رزا رزا: ب ب ب بله؟ میسو: نمیخواد به خودت فشار بیاری رزا: م م م میترسم😭😭 میسو: قربونت برم نترس، گریه نکن رزا: 😭😭 میسو: گریه نکن دیگه رزا: ن ن نمیتونم ع ع عین ک ک ک کابوس ب ب بود😭 میسو: خدایا، آروم باش هیچ اتفاقی نیفتاده رزا: 😭😭 💙🐈‍⬛️🌀 نیما: زنگ زدم به رزا یکی دیگه برداشت (مکالمه) نیما: الو بهار: الو سلام. نیما: شما؟ بهار: من رفیق رزا عم نیما: پس خود رزا؟ بهار: بیمارستان نیما: چ چ چرا؟ بهار: یکی با چاقو زدش نیما: کدوم بیمارستان؟ بهار: بیمارستان..... نیما: الان میام شروین: چیشد ه دادا نیما: رزا تو بیمارستانه شروین: منم باهات میام 🌀🌚🌀 نیما: سلام میسو: شما اینجا چیکارمیکنی؟ ـ نیما: اومدم رزا رو ببینم میسو: بگو رزا خانم دهنت عادت کنه شروین: 😂 نیما: ک. وفت شروین: 😑 نیما: رزا خانم🙄 میسو: متاسفم برید بعدا بیاین نیما: اما... میسو: رو مخم راه نرو از اینجا هم برو تا اطلاع ثانوی چیزی بود خبرتون میکنیم. نیما: باش🙄 ادامه دارد... nvisande: roza adame darad
⁰⁰:⁰⁰ تایم ب فداتون
هیچ اطلاعاتی وارد نیست..!!
7 tazad چند روز بعد... رزا: با اینکه از بیمارستان مرخص شدم ولی هنوز درد داشتم و ترسیده بودمـ اون کی بود، چرا باید همچین کاری کنه. مگه مگه من کیم. 🌀🖤💤 حامی: نیما نیما: جانم؟ حامی: چند وقت تو خودتی چرا؟ نیما: بیخیال 🖤🦋 میسو:شیدا شیدا: جانم؟ میسو: کجا میری؟ شیدا: بیرون کار دارم. میسو: باش مواظب خودت باش شیدا: حتما، خدافس میسو: خدافظ 🦋💙 شیدا: رفتم بیرون کارمو انجام دادم توی راه حامی رو دیدم. حامی: سلام شیدا: سلام حامی: خوبی؟ شیدا: نه، رزا حالش اصلا خوب نیست هرشب کابوس میبینه حامی: ایشالا زود خوب میشه شیدا: ایشالا حامی: امشب کافه میبینمت شیدا: باشه 🖤🐾🌀 شب. کافه. شیدا: نگرانم حامی: نگران چی؟ شیدا: رزا حامی: خوب میشه چند ساعت بعد. تو کوچه داشتیم میرفتیم خیلی خلوت بود حامی: من خیلییی آدم لجبازی ام😂 شیدا: از من لجباز تر نیستتتتت صدایی اومد. شیدا: صدا چیه؟ حامی: نترس چیزی نیست. شیدا: مطمئن.... حامی: چر.... شیدا: یکی جلو دهنمو گرفتو تاریکی مطلق. ادامه دارد... nvisande: roza adame darad...
من پانته‌آ هستم یازده سالمه دوست رزا خانم و هم کلاسیش دوست بهار جااان هم هستممم 😂
خوهران و برادران گرامی، ز.. ر نزنید من رو رزآ حسآسم اگه اون کووووچههه ای رو پیدآ کنممم ب گ.. اا. اشش. ش میدممم. 👺🙏🏿
tazad نقابدار: سلاممم، مث اینکه بهوش اومدیننن شیدا: ت ت تو ک ک کی هستی؟ نقابدار: نقابدار حامی: ع... و... ض... ی باهامون چیکار داری؟ نقابدار: درست حرف نزنیی(چاقو رو گذاشت زیر گلوش,) شیدا: ولش کننن نقابدار: شما پیش من میمونید تا اطلاع ثانوی(خنده های شیطانی) شیدا:( جیغغغغ) 🖤🦋 رزا:(جیغ) با جیغ از خواب بلند شدم😭 میسو، بهار:چیشده؟ رزا: کابوس دیدممم😭😭 بهار: واییی دختر آروم باش دیگه، یه اتفاق بود گذشت. رزا: اههه، شما اصلا نقابشو دیدید، اصن میفهمید چه حالی داشتم؟ 😭 میسو: 🙄 گوشی رزا زنگ خورد. میسو: کیه؟؟ رزا: نیما میسو: بدم میاد از این پسرااا🙄 رزا: ایشالا نوبت خودت😂 بهار: 🤣 میسو: بهار خ.. ف. ه شو بهار: بی ادب😑 رزا: شیدا کو؟ میسو: بیرون رزا: چرا نیومد؟ میسو: نمیدونم بهار: یه زنگ بش بزنید. رزا: باش (مکالمع) رزا: الو شیدا نقابدار: سلاممم😈 رزا:(جیغ) (پایان مکالمه) میسو: چتههه؟ رزا: ه ه ه همون م م مرده ب ب بود. بهار: نکنه، نکنه شیدا رو گرفته رزا: پاشین، پاشین. (مکالمه) رزا: الو نیما نیما: الو، جونم؟ رزا:کجایی؟ نیما: خونه رزا: آدرس بده. نیما:.......(آدرسو داد) رزا: با بهار و میسو نیما: د آخه میسو؟ رزا: میسو خیلی هم خوبههه نیما: باش منم شروین و فرید اینجاعن رزا: باشهه، خدافس نیما: خدافس (پایان مکالمه) بهار: کجا بریم؟ رزا: بیاید دنبالم میفهمید 🌀🖤 خونه ی نیما نیما: سلام رزا: سلام میسو:(سلام نکرد) بهار: سلام شروین: سلام فرید: سلام میسو: چ چه خبره هی سلام سلام😒 شروین: ببخشید دکتر بهرام میسو: 😒 رزا:(توضیح دادن کل ماجرا) نیما: عجببب شروین: من یه جا رو میشناسم اکثر گروگان گیر ها و خل.. ا.. فکارا میرن اؤنجا. میسو: شما از کجا میدونی؟ مگه خ.. ل.. ا.. ف.. کاری؟ شروین: 😑 رزا: بیخیال آدرسو بده بریم با هم. شروین:( آدرسو داد) رزا:, گروه گروه میشیم بهار و فرید میسو. شروین منو نیما رزا: پاشید. ادامه دارد.... nvisande: roza adame darad...