#part 13
بهار: پاشییییید
میسو: هوففففف، دو دقیقه خ//فه ش/و بکپ/م
بهار: پاشو بریم واس خواستگاری لباس بخریممممم
میسو: گم//شوو
بهار: هووو هووو هوووو هوو
میسو یکی زد تو دهن بهار
میسو: منسر خوابم با کسی شوخی ندارم برو اونور
شیدا: 🤣🤣
بهار: برو بم//یر
میسو: جای رزی خالیه🥲
بهار: نمرده که اینجور میگی گ//رو//گان گرفته شدههه
میسو: خو من دلم تنگه
شیدا: منم
ـ🖤🌀🖤🌀🖤ـ
پاساژ.
مغازه.
شیدا؛ واییییی چقدر قشنگهههه🥺
میسو: نه خیر این قشنگه
بهار: با میسو موافقم
میسو: تشکر
بهار: قربونت
میسو: فدات
شیدا: تا دو دقیقه پیش داشتن هم دیگه رو ت//یکه ت//.یکه میکردن
میسو؛حسود
شیدا: برو بابا
شیدا: همینو میگیریم
بهار: آفرین
ـ🖤🌀🖤🌀🖤ـ
مغازه.
حامی: این کت و شلوار خیلی خوبه
شروین: نه
حامی: کی با تو بود؟
شروین: 😑
حامی: نظر تو چیه نیما؟
نیما: نظری ندارم
حامی: برو بابا.
نیما:چیه؟
حامی:مثلا من دارم ازدواج میکنم
نیما:منم کسی که دوسش دارم الان تگیر یه قا*تل حرفه ای و هیچ غلطی هم نمیتونم بکنم
فرید:قا*تل؟
نیما:بله
ادامه دارد.....
#part 14
حامی:ببخشید
نیما:ولم کن
. 🖤💙🖤 .
شب خواستگاری
لیلا:خب اینم پسر ما
مامان شیدا:بله .فقط من باید دخترم راضی باشه
بعد از کللی حرف زدن.
حمید :خب برید حرفاتون بزنید.
شیدا:چشم
حامی:بله
🖤💙
شیدا:خب
حامی:به جمالت
شیدا:یسری قول ها است که باید بم بدی
حامی:جانم؟
شیدا:ناراحتم نکنی.به حرفم گوش کنی.عصبی نشی.محبت کنی
حامی:چشم پرنسس خانم😂
شیدا:خب تو چی؟
حامی:حرفی ندارم
شیدا:آفرین بریم.
حامی:بریم
💙🫂🌀
بابای شیدا:خب حرفاتونو زدید؟
شیدا:بله
حامی:آره
لیلا:مبارکه
جانا:مبارک
🖤🥺🩸
رزا:من میخوام برم
نقابدار:باز شروع کرد
رزا:میخوام برممممممم
نقابدار:دو دقیقه حرف نزن
رزا:میزاری برم یا نه
نقابدار:خ*فه شو(داد)
رزا:🥺
نقابدار:ببخشید
رزا:گم*شو
نقابدار:شیدا ازدواج داره میکنه
رزا:هوراااا
نقابدار:تو که قرار نیست بری
رزا:حداقل تو به خواستت نمیرسی
نقابدار:ولی تورو میک*شم
رزا:....
ادامه دارد...
هدایت شده از 🤍𝐻𝒶𝒶𝓂𝒾𝓂 𝒫𝓊𝓁𝓈𝑒✨فور نبینمoff.
بچه ها..
من میخوام یه چیزیو بگم بهتون..
راستشو بخواین من میخوام همه ی چنلامو پاک کنم و کامل از ایتا برم..
خواستم بگم که مرسی که کنارم بودین مرسی که باهام بودین،همیشه تو ناشناسا، چالشا و.. شرکت می کردین و هوامو داشتین،وقتی اون چنل فیل شد خیلیاتون ازم حمایت کردین چنلمو تبلیغ کردین مهربون ترینای مننن و من واقعا نمیدونم چجوری ازتون تشکر کنم، دورتون بگردم همتون قلب منین:) 🫀
خیلی خیلی خیلی دوستون دارم، عاشقتونم🥲
تا شب چنل پاک میشه و من دلم واسه ی تک تکتون به شدت تنگ میشه🙃🫂
بیاین واسه ی آخرین بار یه ناشناس بریم🥲
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_tuytro6&btn=زَهرا:)
سوالی هرچی بود در خدمتم🙃
(همسایه فور حسابش نکن،آخرین فورمه🙃)
#part 15
رزا:چ چ چی؟
نقابدار:می*کش*مت
رزا:ج ج جدی م م میگی؟
نقابدار:نمیدونم
رزا:😔
نقابدار:فعلا ساکت بمون
رزا:سکوت کرد.
🖤🩸🖤
فرید:حامی
حامی:جونم؟
فرید:نیما کو؟
حامی:نمیدونم رفت اتاقش
فرید:پس چرا صدایی ازش نیس
بهار:من برم ببینم چیشده
میسو:نه من میرم.
شروین:چه فرقی داره
میسو:من میرم
بهار:باش
میسو:رفتم سمت اتاقو در زدم.دو بار در زدم اما صدایی نشنیدمو با صحنه از مواجه شدم.
بهار:جیغ میسو بود.
حامی:یا خدا
شروین:چیشد؟
حامی:دوییدیم سمت اتاق نیما
بهار:جیغ
شروین:شوکه شدم
حامی:ن ن نیما
میسو:از ترس زبونم بند اومده بود.
بهار:سکوت کردم انگار کلی سوال داشتم اما زبونم نمیذاشت بپرسم.
ادامه دارد...