#part 17
رزا: چیییی؟
نقابدار: تسلیت
رزا: اصن تو کی هستی؟؟ چرا اینکارارو میکنی؟(بغض)
نقابدار: میخوای بدونی من کیم؟
رزا: آرهه😭
نقابدار: چند سال پیش توی یه پرورشگاه بودم که دوتا دختر وارد پرورشگاه شدن اسم یکیشوت رزا و دیگری هم شیدا بود چند سال گذشت و تو و شیدا 10سالتون شد و من 14سالم یه شب اومدن دنبال شما تا شما رو ببرنو به سرپرستی بگیرن. که یه روز خبر پیچید که شماها همه تصادف کردید و مردید. ولی من فهمیدم که شما زنده اید. از پرورشگاه فرار کردم.بعد چند سال خبر رسید شما با یه هویت دیگه دارید زندگی میکنید.
رزا: خب؟ 😭
نقابدار: خب؟
رزا: بعدش؟
نقابدار: بعدی نداره
رزا: حداقل نقابتو بردار اسمتو بگو 😭
نقابدار: باش
رزا:...
نقابدار: اسم من کوروشه
نقابشو دراورد.
رزا: 🥺
کوروش: پدر مادر تو یه مافیای خفن بودن که...
رزا: که چی؟
کوروش:که. بقیشو میگم.فقط بدون همه الان دنبال تو و شیدا هستن، اگه با حامی ازدواج کنه سرنوشت خوبی نداره.
رزا: 😶
💙🌀💤
چند روز بعد...
حامی: شروین داداش پاشو مراسم خاکسپاریه نیماعه
شروین: حامی باور نمیکنم(بغض)
حامی: بمیرم برات
شروین: نیما رو دیگه نداریم💔
فرید: 🥲
ادامه دارد...
#part 18
شیدا: حلوا رو میدی میسو؟
میسو: بفرما
بهار: خوبی؟
میسو: با منی؟
بهار: اره
میسو: اره خوبم
بهار: مطمئنی؟
میسو: اره فقط
بهار: فقط چی؟
میسو: ه ه هنوز ترسیدم
بهار: هی🥲
شیدا: میسو اون صحنه رو فراموشش کن.
میسو: نمیتونم
بهار: فراموشش کن
میسو: سعی میکنم.
حامی: شیدا
شیدا: جونم!؟
حامی: حلوا رو بدید
شیدا: بفرما اینم حلوا
حامی: مرسی
میسو: اقا شروین
فرید: 😂(اروم)
حامی: درد وسط مراسم خاکسپاری عیم مثلا
فرید: حامی دارم جر میخورم از خندهتهه🤣(اروم)
حامی: هییسسس، زشته
فرید: نمیتونممم🤣(اروم)
حامی: خفه شووو(اروم)
فرید: 🤣(اروم)
حامی: داری به چی میخندی؟
فرید: میسو گفت اقا شروین🤣 (اروم)
حامی: 🤣(اروم)
شیدا: هوووو چتونه مثلا مراسم خاکسپاریه.
حامی:(توضیح دادن ماجرا)
شیدا: درد دیگه بسه
ادامه دارد...
تایم فدای
بهار
حامیم
شروین
امین نوان
سحر
آرام
باران
پانی
زهرا
رها
آیسودا
ایران
میسو
یاسی
00:00
#part 19
رزا: میشه برم از اینجا؟
کوروش: اره فقط باید سریع برگردی
رزا: باش
💙🐈⬛️🌀
رزا: قدم به قدم سمت قبرستون رفتم. بارون شدید میزد تو سرم من چتر نداشتم، از دور مراسم خاکسپاری رو تماشا میکرد که...
شیدا: ر ر رزا
رزا: برگشتمو یه نگاه بهش انداختم.
شیدا: رزا رو بغل کردم، ولی انگار اون منو بغل نمیکرد، تنو بدنش سرد بود و چشماش قرمز بود.
رزا: شیدا رو زدم کنار و گفتم نمیزارم
شیدا: چی رو نمیزاری
رزا: اینکه با حامی ازدواج کنی
شیدا: بلهههه؟
رزا: یا من یا حامی.
شیدا: چی میگییی؟ دو روز رفتی پیش اون نقابدار حالت خرابه
رزا: نه حالم خیلیهم خوبه، تو که نمیفهمی
شیدا: رزا بسههه
میسو: رزا
رزا: نزدیکم نیاید
میسو: خف/ه شو
رزا: نمیشم.
فرید: اینجا چه خبره؟
بهار: رزاااا
حامی: سلام رزا خانم تسلیت
شروین: تسلیت
رزا: خداحافظ
میسو: کجاااا؟
رزا: به تو ربطی نداره
بهار: چرا اینطوری رفتار میکنی؟
رزا: برو کنار بهاررر
بهار: نمیرم
حامی: چیشده؟
شیدا : مث اینکه نقابدار رو تو هم تاثیر گذاشته
رزا: ولم کن
بهار: دیوونه شدی؟
کوروش: ولش کنید
حامی: شما کی باشی؟
کوروش: 😏
ادامه دارد..
⭕️با همه ی فن پیجام توجه کنید⭕️
جدیدا دیدم یسری عکسا از حامیم درست میکنید که نمیدونم یه زنه و...
دفعه ی بعدی ببینم به ادمین کانون میگم.!
مگه هیترید؟خجالت بکشید.
#part 20
حامی,: ببین....
کوروش: هیسسسس
شروین: بچه کوچولو درست حرف بزن.
فرید: یه جا یه نفر کیسه کشید سرمون.
کوروش: میفهمی من کیم.
🌀💤
حامی: چشمامو باز کردم دیدم که، دستو پاهامونو بستم که نقابدار اومد
کوروش: سلام، بهوش اومدید
میسو: باور نمیکنم طرف اون باشی
رزا: سکوت کردمو از اونجا رفتم
کوروش: نقابمو برداشتم
حامی: چند سالته؟
کوروش: 26
شروین: باور نمیکنم بچه 26ساله ما رو گیر انداخته
حامی: همچینم کوچیک نیستااا
فرید: 😂
شروین: کوفت
حامی: فرید در هر شرایطی میخنده
شیدا: الان دارید سر اینکه اون با سن 26 مارو گرفته بحث میکنیدد؟
میسو: 26برات
فرید:🤣
کوروش: د اخه
شروین: فاصله رو رعایت کن
کوروش: دقیقا با دست و پای بسته قراره چیکار کنی؟
میسو؛ خودم از پس خودم برمیام.
شروین: نه بابا
کوروش: خدافس
میسو: هوفففف یکی اینا رو باز کنههه
شروین: شما از پس خودت برمیای
میسو: درد
بهار: رزاااااا
رزا: از کنارشون رد شدم
میسو: رزا نمیبخشمت
🌀💤
شب شد...
رزا: تو آیینه به خودم نگاه کردمو یه لحظه سرمو اوردم پایین و دوباره به ایینه نگاه کردم. تصویری دیدم که، جیغم دراومد.
کوروش: داشتم سی//گار میکشیدم که صدای جیغی شنیدم، سریع رفتم بالا، دیدم. رزا یه گوشه نشسته و ترسیده
رزا: ک ک کوروش
کوروش: چرا رنگت پریده؟
رزا: یه چی تو ایینه بودد😭
کوروش: اروم باش. بیا پایین
ادامه دارد...