( PART 8 )
#ANTKHAB_MARGBAR
حامی: برای مجوز چیکار کردی؟
شروین: فعلا درگیرم.
امیر: ایشالا میدن.
شروین: با این اوضاع فکر نکنم.
حامی: توکل به خدا.
شروین: هعییییی
ــــــــــــــــ . . . ـــــــــــــــــــــــــ . . . ـــــــــ
ماهک: بهی یه دیقه بیا اتاقم.
بهی: باش، الان میام.
ماهک: خب خب
بهی: بله؟
ماهک: عاممممم، خب میخوام ماشین بخرم.
بهی: عههه، مبارکهههه.
ماهک: یه نمایشگاه خوب میشناسن، فردا با هم بریم.
بهی: حله.
ـــــــــــــــــــــــــــــ. ـــــــــــــــــــــــــــــ
زمان: فردل، ساعت 19:20
مکان: نمایشگاه ماشین.
حامی: خب خب خب
امیر: 🤣🤣🤣
حامی: بعدش از اون موقع دیگه درس عبرت شد که سر کلاسم حرف نزنه🤣
شروین: آفریننن🤣
ماهک: سلام
امیر: سلام، جانم؟
ماهک: یه کمک میکنید؟
امیر: حتما
بهار: سلام
شروین: سلام
امیر: درود.
حامی: سلام خانم رادمنش و خانم الهی
بهار: عه سلام استاد.
حامی: اینجا لازم نیست بگید استاد😂
ماهک: باشه:)
بهار: عم، خب بریم انتخاب کنیم.
ماهک: بریم.
چند دقیقه بعد....
ماهک: خب ما اینو انتخاب کردیم.
امیر: خببب این قیمتش 750میلیونه
ماهک: مشکلی نیست.
امیر: شماره کارت میدم شبا کنیدـ
ماهک: بله، این شمارمه، اگه اتفاقی افتاد داشته باشید.
ماهک کاغذ شماره رو سمت امیر برد که حامی زودتر از امیر از دست ماهک کشید.
حامی: خب، مرسی از انتخاب شماخدانگهدار.
ماهک: اممم باشه. خداحافظ
بهار: خدافس.
شروین: 🤣🤣🤣🤣🤣
امیر: د واس چی میخندی؟
فرید: سلام.
حامی: سلام
امیر: علیک
شروین: میخندم چون آقا حامی حسودیش گل کرده🤣
حامی: مننن؟
فرید: خبریه؟ 😂
شروین: بعله🤣
آره تو، واس چی شمار رو از دسته دختره کشیدی؟ 🤣
حامی: 😑
ادامه دارد...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑 🖤✨
Nvisandeh: 𝐑𝐎𝐙𝐀🖤✨
𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dpo88iy&btn=Antkhab.margbar اینم ناشناس جدید
یکم ادیت بزارید حوصلمون سر رفت🦦
🖤🩸
رزا:ادیت چی داداچ؟🗿
𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dpo88iy&btn=Antkhab.margbar اینم ناشناس جدید
درود
رزا خانم رمانت عالیهههههههههه
🖤🩸
رزا:قربونتتتت😭