#پارت .... 7
نفس اسنپ گرفت و رفت خونه
چند هفته بعد
حامی و نفس توی رابطه بودن
نفس: وایییی دیگه نمیتونم تحمل ندارم خیلی سخته نکنه واقعا عاشقم شده، چی تو من دیده کت نودم ندیدم
گوشی نفس زنگ خورد
(نیکا بود)
نیکا: الو سلام خوبی دختر، کجایی دم در منتظرتم؟
نفس: واییییی ببخشید اصلا یادم رفته بود، الان میام
نیکا: بدووووو
نفس رفت دم در و سوار ماشین شد
نیکا: سلان، خوبی
نفس: سلام به خوبیت
نیکا: از عاقا حامی چه خبر؟(با لبخند)
نفس: هیچی
نیکا: بی حوصله ای، چرا
نفس: هیچیم نی😒(با اعصبانیت)
نیکا: وااااااااا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رسیدن خونه ی نیکا، دورهم جمع شدن و کلی گپ و گفت کردن گوشی نفس زنگ میخوره(حامیه) نفس رد تماس داد
نفس: وایییییی دو دقیقه هم نمیزاره به حال خودم باشم
هانا: واااا، الان مثلا ر.ل داری؟؟؟؟؟؟
نیکا: چرا اینطوری میکنی
ماندانا: مگه دوسش نداری؟ باید با ذوق جوابشو بدژ نه با غر
شادی: اون اصلا جوابشو نمیده
نفس: اههههههه اصلا من...
ادامه دارد...
اینم دو تا پارت
دوتا پارت دیگه؟ ناشناس بترکه
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_vm8a4p&btn=
#پارت. . . . 8
نفس: اهههههه من اصلا علاقه ای بهش ندارم فقط اونو به خاطر پولش میخوام(بــــا داد)
هانا: چی. چی میدونی اگه بفهمه...
نفس:(حرف هانا رو قط کرد)
خفـــ..ـــه شو(با داد)
نفس از خونه ی نیکا رفت
هانا: تموم اون لحظه داشتم صداشو ظبط میکردم، اما اون صدا تنها برگ برندمه
شادی: وااا چرا اینجوری کرد
نیکا: خل شده
هانا: شاید لیاقت یه خواننده رو نداره
سارا: بیخیال بیاین ادامه ی حرفامون
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نفس به خونه اش رسید گوشیش زنگ خورد (حامیه)
اههههه باز زنگ زد
جوابشو داد
نفس: الو، سلام
حامی: الو، سلام، خوبی چرا جواب نمیدی عزیزم؟
نفس: حالم خوب نبود ببخش
حامی: اوکیه
نفس: کاری داشتی؟
حامی: نه فقط میخواستم حالی ازت بپرسم
نفس: اها، من خوابم میاد برم بخوابم
حامی: باشه، شب بخیر قشنگم
ــــ
حانی:
حس میکنمنفس باهام سرد شده یا اصلا حسی داشته که سرد بشه؟
تو همین فکرا بودم که با صدای شروین به خودم اومدم
شروین: حامی، حامیییی، حامییییییی
حامی: بلهههه، چرا داد میزنی؟
شروین: کری؟ دو ساعته دارم صدات میزنم مردددد
حامی: خب حالا تو هم
شروین: 😑
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مکان: خونه ی هانا
هانا: یعنی نفس حامی رو بخاطر پولش میخواست؟
باور نمیکنم
ولی من نمیزارم همینجوری بمونه حامی مال منه!!
لیندا: عهههه سلام خانم
هانا: سلام، بله؟
لیندا: صدا رو انداختم رو فلش
هانا: کار خوبی کردی فلش کجاس؟
لیندا: بفرما خانم (فلش و داد دستش)
هانا فلش رو گذاشت تو کشو
این تنها شانس منه
لیندا: خانم سر چی دارین اینکارا رو میکنین؟
هانا: چون حامی مال منه، فهمیدی؟
لیندا: بله خانم، ببخشید
ادامه دارد....
شما دکمه ی لف و منم دکمه ی پایان رو میزنم
بیاین ناشناس اخرین حرفاتونو بزنین
𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑
شما دکمه ی لف و منم دکمه ی پایان رو میزنم بیاین ناشناس اخرین حرفاتونو بزنین
اگر هم نیاین چیزه عجیبی نیست