eitaa logo
𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑
173 دنبال‌کننده
211 عکس
20 ویدیو
0 فایل
به نام او تاسیس: 1404/12/9 رمان انتخاب مرگبار🖤 به قلم:رزا🥀 My: @roza001 به سمت من بیا،حتی اگر گلوله ای در تفنگ هستی🩸
مشاهده در ایتا
دانلود
.... 7 نفس اسنپ گرفت و رفت خونه چند هفته بعد حامی و نفس توی رابطه بودن نفس: وایییی دیگه نمیتونم تحمل ندارم خیلی سخته نکنه واقعا عاشقم شده، چی تو من دیده کت نودم ندیدم گوشی نفس زنگ خورد (نیکا بود) نیکا: الو سلام خوبی دختر، کجایی دم در منتظرتم؟ نفس: واییییی ببخشید اصلا یادم رفته بود، الان میام نیکا: بدووووو نفس رفت دم در و سوار ماشین شد نیکا: سلان، خوبی نفس: سلام به خوبیت نیکا: از عاقا حامی چه خبر؟(با لبخند) نفس: هیچی نیکا: بی حوصله ای، چرا نفس: هیچیم نی😒(با اعصبانیت) نیکا: وااااااااا ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ رسیدن خونه ی نیکا، دورهم جمع شدن و کلی گپ و گفت کردن گوشی نفس زنگ میخوره(حامیه) نفس رد تماس داد نفس: وایییییی دو دقیقه هم نمیزاره به حال خودم باشم هانا: واااا، الان مثلا ر.ل داری؟؟؟؟؟؟ نیکا: چرا اینطوری میکنی ماندانا: مگه دوسش نداری؟ باید با ذوق جوابشو بدژ نه با غر شادی: اون اصلا جوابشو نمیده نفس: اههههههه اصلا من... ادامه دارد...
اینم دو تا پارت دوتا پارت دیگه؟ ناشناس بترکه https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_vm8a4p&btn=
. . . . 8 نفس: اهههههه من اصلا علاقه ای بهش ندارم فقط اونو به خاطر پولش میخوام(بــــا داد) هانا: چی. چی میدونی اگه بفهمه... نفس:(حرف هانا رو قط کرد) خفـــ..ـــه شو(با داد) نفس از خونه ی نیکا رفت هانا: تموم اون لحظه داشتم صداشو ظبط میکردم، اما اون صدا تنها برگ برندمه شادی: وااا چرا اینجوری کرد نیکا: خل شده هانا: شاید لیاقت یه خواننده رو نداره سارا: بیخیال بیاین ادامه ی حرفامون ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نفس به خونه اش رسید گوشیش زنگ خورد (حامیه) اههههه باز زنگ زد جوابشو داد نفس: الو، سلام حامی: الو، سلام، خوبی چرا جواب نمیدی عزیزم؟ نفس: حالم خوب نبود ببخش حامی: اوکیه نفس: کاری داشتی؟ حامی: نه فقط میخواستم حالی ازت بپرسم نفس: اها، من خوابم میاد برم بخوابم حامی: باشه، شب بخیر قشنگم ــــ حانی: حس میکنمنفس باهام سرد شده یا اصلا حسی داشته که سرد بشه؟ تو همین فکرا بودم که با صدای شروین به خودم اومدم شروین: حامی، حامیییی، حامییییییی حامی: بلهههه، چرا داد میزنی؟ شروین: کری؟ دو ساعته دارم صدات میزنم مردددد حامی: خب حالا تو هم شروین: 😑 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مکان: خونه ی هانا هانا: یعنی نفس حامی رو بخاطر پولش میخواست؟ باور نمیکنم ولی من نمیزارم همینجوری بمونه حامی مال منه!! لیندا: عهههه سلام خانم هانا: سلام، بله؟ لیندا: صدا رو انداختم رو فلش هانا: کار خوبی کردی فلش کجاس؟ لیندا: بفرما خانم (فلش و داد دستش) هانا فلش رو گذاشت تو کشو این تنها شانس منه لیندا: خانم سر چی دارین اینکارا رو میکنین؟ هانا: چون حامی مال منه، فهمیدی؟ لیندا: بله خانم، ببخشید ادامه دارد....
پارت نمیخواین؟
پارت بدین پلیز ❤️‍🩹✨ ناشناس بترکه
منم پایان میزنم
شما دکمه ی لف و منم دکمه ی پایان رو میزنم بیاین ناشناس اخرین حرفاتونو بزنین