eitaa logo
- خادمِ‌خاك‌ـی ؛
2.5هزار دنبال‌کننده
365 عکس
192 ویدیو
3 فایل
- ☫ ؛ [ خاكیـمُ‌عاشـق‌لبـاس‌خـاك‌ـی ] ـــ ◝عکاسـم‌‌‌ ُخادم ، اندکـی‌َ‌م ادیتور◟ از دیارِ نخل ُجنوب ( : کپـی‌? به هیـچ وجـه حلال نمـیکنم . حذف لوگو کراهـت داره ! بنر سازی ↝ @baner_khadem0 وقف‌ ِ امام ابوالفضل .
مشاهده در ایتا
دانلود
🖤🥀 منهال بن عمرو گوید: يكى روز در بازارهاى دمشق راه مى رفتم که ناگاه نگاهم به على بن الحسين عليهما السّلام افتاد. *إذا أنا بعليّ بن الحسين عليه السّلام يتوكّأ على عصا، و رجلاه كأنّهما قصبتان، و الدّم يسيل من ساقيه، و الصّفرة قد ازدادت عليه، فخنقتني العبرة.* ▪️او بر عصاى خويش تكيه زده بود.دو پاى مباركش مانند دو چوبه نى خشک بود و خون از هر دو ساق مبارك جاری و چهره مباركش هم زرد شده بود.😭😭😭 .از اين حال او ، گريه راه گلويم را گرفت و عرض كردم: «يابن رسول اللّه! حال و روزتان چگونه است ؟ » « *فبكى و قال: كيف حال من أصبح أسيرا ليزيد بن معاوية و نسائي إلى الآن ما أشبعن بطونهنّ و لا كسون رؤوسهنّ نائحات اللّيل و النّهار....* *أمسينا معشر أهل البيت مغصوبين مقتولين مشرّدين ما يدعونا يزيد إليه إلّا نظنّ القتل إنّا للّه و إنّا إليه راجعون».* ▪️امام سجاد علیه السلام گريست و فرمود: «چگونه است حال آن كس كه صبح کند، در حالتى كه اسير يزيد ابن معاويه باشد و اهل‌بيت من از آن روزی که پدرم را کشته اند، تاكنون با شكم گرسنه خوابیده و بر سرشان پوشش مناسبی نمانده است و شبانه روز گريان و نالانند. همه به غارت رفته ایم و کشته شده و در به در و آواره گشته ایم. هر وقت يزيد ما را طلب کند، گمان قتل، بر خود می بریم. منهال گويد: گفتم: «اى سيّد من! اكنون به كجا میروى؟ » « *قال: المحبس الّذي نحن فيه ليس له سقف و الشّمس تصهرنا به و لا ترى الهواء فأفرّ منه لضعف بدني سويعة و أرجع خشية على النّساء.فبينما هو يخاطبني و أخاطبه و إذا بامرأة تناديه فتركني و رجع إليها فحققت النظر إليها و إذا بها زينب بنت عليّ تدعوه إلى أين تمضي يا عيني؟ »* ▪️فرمود: «به همان خرابه ای كه ما را در آن حبس کردند. خرابه ای كه سقف ندارد و از تابش آفتاب می سوزیم و هيچ مكانى و گودالی نیست كه با اين ضعف بدن و سستى تن، اندك مدتى راحت گيرم و الان از ترس زنان حرم دارم به همان خرابه مراجعت می کنم. منهال گوید : پس در همان حال كه با آن حضرت صحبت می کردم ، زنى را ديدم كه آن حضرت را صدا میزد.پس امام علیه السلام مرا رها کرد و به سوی آن بانو رفت. چون پرسیدم که آن زن کیست؟ گفتند :، زينب دختر امير المؤمنين عليه السّلام بود كه آن حضرت را مى خواند و مى فرمود: *الی اَین تَمضی یا قرة عینی؟* «اى روشنى ديده من! كجا بودی؟ » و آن حضرت مراجعت فرمود و من برگشتم و هر وقت که به ياد آن حضرت و حال او می افتم، گریه میکنم. 📚الانوار النعمانیه ج٣ص٢۵٢ 📚معالي السّبطين ج٢ص١۶٧
اینکه دل بی قراره عباس است کار دل نیست کار عباس است
- روضه‌؟! همین‌ بـس که‌ ؛ ما ده شب‌ ، واسه‌ چیزی گریه‌ می‌کنیم‌ که‌ برای ارباب  .. تو یـه‌ صـبح‌ تا ظـهر اتفاق افـتاد :)💔
از فردا به روال قبل برمیگردیم.
حالم‌شبیه‌پیکرارباب‌درهم‌است . .
امام حسین من اینقدر صبر میکنم تا بلاخره یه نگاهی به دلم کنی...
لغات الحب كثيرة، والطفها النظر. «واژگان عشق بسیارند، و لطیف‌ترینِ آن‌ها نگاه است!» - عربیات🌱
اینقدر دردناکه به خودِ خدا بگی توروخدا( :
زان به تاریکی گذاری بنده را / تا ببیند آن رخ تابنده را
‌توکل بر خدایت کن ، کفایت میکند حتما ‌‌اگر خالص شوی با او ، صدایت میکند حتما .