eitaa logo
♡هوای حرم♡
94 دنبال‌کننده
804 عکس
1.1هزار ویدیو
0 فایل
بــســم رب الحـــســـینـ:)❤️ السلام علیک یا اباعبدالله کپی؟ حلاله فلذا کل کانال کپی نشه😊 شروع فعالیتمون: 1404/3/29 https://daigo.ir/secret/61379716095 شنوای حرفاتون هستیم
مشاهده در ایتا
دانلود
ابی‌عبدالله ممنون که امسال هم درست مثل سال های گذشته اجازه خادمی به من دادی .. اما امسال متفاوت تر از هر سال دیگر ... غم ِ از دست دادن پدرمان و غم ِ عزاداری برای شما و اصحاب‌تان با یکدیگر تلفیق گشته‌اند تا بار دیگر ما چشم‌هایمان را باز کنیم و خوب بنگریم! دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵/شب ِ اول محرم‌الحرام
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیاین‌گوش‌هامونو‌مهمون مداحی‌بازبان‌انگلیسی‌کنیم💘
امروز دستانم بوی عطر مهربانیِ رباب می‌داد… خوشا به حال دلی که میزبان یادِ علی‌اصغر (ع) بود. چه حسی بالاتر از این که طنینِ نامِ کوچکترین سربازِ کربلا در فضا پیچید و دل‌های بی‌قرار، دخیلِ دستانِ گره‌گشایِ مادرش شدند… خادمی در مراسم شیرخوارگان حسینی، قطره‌ای از دریای بیکران ارادت به سیدالشهداست. آقاجان؛ خادمی‌ات افتخار است. دستم را بگیر و مرا هم به سربازی‌ات بپذیر… مراسم شیرخوارگان حسینی/جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵
از الان تاسوعا و عاشورای حسینی"؏‍" رو تسلیت عرض میکنم...🏴 هر روضه‌ای هیئتی رفتید، اشکی ریختید، به یادِ امام‌زمان"؏‍ج" باشید و بنده‌ی حقیر و رزمندگانِ‌اسلام رو از دعای خیرتون بی‌نصیب نگذارید...🫠 ...
«خوش‌به‌حالِ دلم… آنجا که تمامِ تپش‌هایش، عطرِ تو را گرفت. نمی‌دانم کدام کارِ خیر، کدام دعایِ شبانه یا کدام نگاهِ خیسِ من، تو را مجاب کرد که مرا “بطلبی”؛ اما همین را می‌دانم که این سعادت، بزرگ‌ترین داراییِ این روزهایِ من است. آمدم، دلم را جا گذاشتم و با کوله‌باری از آرامش برگشتم. ممنونم که مرا دیدی و دعوت کردی، آقایِ مهربانم. ✨📿» سه‌شنبه ۹ تیر ۱۴۰۵/درگاه آقا شاه‌عبدالعظیم
و خردادی که گذشت💕:))
آقا اینا چی دارن میگن؟ وداع؟ تشییع؟ یعنی میخوان خاکت کنن؟ یعنی میخوای برای آخرین بار بیای پیشمون؟ یعنی دیگه از پشت پرده نمیاید؟ یعنی میگید دیگه خنده های قشنگتون رو نمی‌بینیم؟ یعنی میگید دیگه قرار نیست آرزومون دیدن روی ماه شما باشه؟ یعنی میگید باورش کنم؟ یعنی نمیاید بگید همه‌ی اینا یه بازی سیاسی بود؟
آقا جان قلبم درد می‌کند .. پرده اشک در چشمانم جا خوش کرده و نمی گذارد خوب ببینم و اجازه نمیدهد درست تایپ کنم، هر دفعه که این قطرات سرازیر می‌شوند پرده‌ی اشک دیگری جایشان را می‌گیرد. گوشه‌ای از اتاق کز کردم.. در فکر چهره‌ی نورانی شما آهسته اشک می‌ریزم و این اشک‌های وامانده نمی‌گذارند خوب و یک دل سیر به تماشایتان بنشینم.