𝐑|رُمَـیـصآء
؛)...
بر گنبدِ تو خیره شدم، باز دلم ریخت
آرامشِ مطلق به درِ صحنِ تو آویخت
𝐑|رُمَـیـصآء
-
چای ِتو سرد شد و چشم ِمــا بیبهار شد ؛
از روز ِبیتو، استکان هم داغ ِانتظار شد . . . 💔 .