هدایت شده از ִׄି ⍴ɾi𖫰ׅnc𖫰ess lıa ۪۫۫ 𑩓𝓁𝅥ꥇִּּ݁۫ꩌᜓ𐨺༌𝆬🤍ུ𐨺ꩌᜓ༌ꩌּ𝆬
عشقای من درخواستی دارین؟
هدایت شده از فور نده𝗺𝗲𝘁𝗼𝗿𝗶𝗮 𝗹𝗶𝗯𝗿𝗮𝗿𝘆
شب های روشن دومین کتابی بود که از داستایوفسکی شروع به خوندن کردم و نسبت به نازنین بیشتر باهاش ارتباط گرفتم و بهش علاقهمند شدم
حال و هوای داستان و احساسات شخصیت ها خیلی برام تاثیر گذار بود
داستان زندگی هر یک از شخصیت ها پر از تلخی و دشواری بود و حال و هوای اصلی به نظرم این بود که حداقل چند شب رو در کنار هم به گفتگو میپرداختند و از اون زندگی رهایی پیدا میکردند
و اما پایان داستان که دخترک یک سال صبر رو گذرانده بود و امیدی نداشت کم کم به احساسات اون مرد و یا راوی روی میاره و برخلاف چیزی که تصور میکردم یهو سر و کله معشوقه ناستنکا پیدا میشه و دخترک رو به سوی خودش میکشونه
با اینهمه که دلم برای راوی میسوخت اما به نظر میرسید که ناستنکا حق داشت و قدرت درکی که راوی داشت خیلی قشنگ بود:))
در کل هم این داستان عشق و دوستی بین این دو شخصیت برام جالب و خوندنی بود
هدایت شده از ` 𝘔𝘪𝘴𝘵𝘺 𝘋𝘢𝘳𝘬 -
˗ˏˋ 𓍯 ´ˎ˗
هدایت شده از مخفیگاه لوتی
و دوباره قطار هاگوارتز حرکت کرد و دوباره من جزو مسافرین اون قطار نبودم. (😭)