eitaa logo
گسترده تبلیغاتی رادین
115 دنبال‌کننده
762 عکس
172 ویدیو
0 فایل
❤️بسم الله الرحمان الرحیم❤️ 👇🏾👇🏿رزرو تبلیغات 👇🏻👇🏻 @EJRA_RADIN 🤩گسترده رادین با بیش از ۲ سال سابقه در حوزه تبلیغات در فضای مجازی 🤩
مشاهده در ایتا
دانلود
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- تـرکیب تخم مرغ و برگر🍔 🍳🤢. . ! - ماستُ چرااا ریخت تو نودل😂⁉️ . . Mukbang ㄥ丨几Ҝ : https://eitaa.com/joinchat/1907884337C337167523e - پخت غذاهای انیمه ای کُره ای 🍱″! - انگیزه غذاااا خوردن من🤤‼️؛ ㄥ丨几Ҝ : https://eitaa.com/joinchat/1907884337C337167523e - مرغ سـوخاری با پفیلا 🍗🍿. . ! - معدن چالشای مخصوص شکمواا😂❌🦦 - غذاهااااای فلـــــ🌶ـــفلی🔥 🥵وااااای دهـَنم سوخت 😮‍💨
آتیشی تـرین فلفل های جهـآن رو کوفت کرد🥵🌶️❤️‍🔥ꜤꜤ. . ″ 𝗝𝗈𝗂𝗇↠ @calciferin • ·🌶️· •° ″ 𝗝𝗈𝗂𝗇↠ @calciferin • ·🌶️. •° ″ 𝗝𝗈𝗂𝗇↠ @calciferin • ·🌶️· •° چالشخوردن خوراکی های قرمز تند🥫🔥 . --چشماش آتیشی شد از تندی فلفل👀ꪻ پیوستن رو بزن ❌✅ 😳🥵
•●♥بسْمِ اللَّهِ الرحْمَنِ الرَّحِیمِ•●♥ تبلیغ شماره :898 مورخ:25/اردیبهشت /1404 پست آزاد:😍❤️ قیمت :کایی
زنم انقد خوشگل بود که طلاقش دادم🤦‍♂ با کلی اصرار و خواهش بالاخره خونوادمو راضی کردمو راه افتادم سمت آلمان مدرک پزشکیمو گرفتم و برگشتم ایران🔖 همه چیز از روزی شروع شد که داداشم بی اجازه ماشینمو برداشت و با دوستاش رفت خارج شهر و بخاطر بی آبرویی که داداش سبک مغزم راه انداخته بود مجبورم کردن دختر سیاه سوخته ی روستایی رو بگیرم گفتم اینهمه درس نخوندم که یه دختر دهاتی زنم بشه!!! 😤😡 ولی شب عقدمون وقتی تور صورتشو کنار زدم دختر زیبایی رو دیدم که پوست تنش می درخشید و چشماش به رنگ زمرد بود..!💎🔥🔥👇 https://eitaa.com/joinchat/997654729Ccb6ccca64a تو تمام اروپا دختری به این زیبایی ندیده بودم!✨
•●♥بسْمِ اللَّهِ الرحْمَنِ الرَّحِیمِ•●♥ تبلیغ شماره :899 مورخ:26/اردیبهشت /1404 پست آزاد:😍❤️ قیمت :کایی
اومدم شوهرم رو سورپرایز کنم،اما خودم سورپرایز شدم😭❤️‍🔥 سالگرد ازدواجمون نزدیک بود و من تصمیم گرفتم تو ویلامون که خارج از شهر بود، جشن بگیرم و شوهرم رو سورپرایز کنم.❤️‍🔥 با خواهرم رفتیم که ویلا رو تمیز کنیم، وقتی رفتیم داخل،صدای آشنایی به گوشم خورد وقتی جلوتر رفتم تا مطمئن بشم صداهایی که می‌شنوم درسته یانه!😨 با چیزی که دیدم از شدت شوک بیهوش شدم. باورم نمیشد دوست صمیمیم با...😭👇 https://eitaa.com/joinchat/2792555401C0ca8eebfd1 زندگی واقعی و پراز غم نغمه 😓👆🔞
•●♥بسْمِ اللَّهِ الرحْمَنِ الرَّحِیمِ•●♥ تبلیغ شماره :900 مورخ:28/اردیبهشت /1404 پست آزاد:😍❤️ قیمت :کایی
دو سالی بود که بزور کتک بابام زن یه پسر 15 سال از خودم بزرگتر زورگو و پولدار شده بودم🥺❤️‍🩹 از خانوادش دل خوشی نداشتم چون همیشه بهم گیر میدادنو آزارم میدادن! تا اینکه یروز پدرشوهرم منصور اومد به دیدنمو گفت پریسا آماده شو بریم خرید! با تعجب پرسیدم : چرا شما اومدین با هومن میرفتم دیگه ، ولی انقد اصرار کرد که ناچار بچه بغل سوار ماشین شدم! نیم ساعتی گذشت که رسیدیم به یه ویلا خارج از شهر با ترس به پدرشوهرم نگاه کردمو گفتم اینجا که پاساژی نیس! چیزی نگفت و از ماشین پیاده شد و دستمو کشید و گفت : وقتشه..😏😰🥶 https://eitaa.com/joinchat/2402419479C2e2283e1f6 درگیر گناهی شدم که ناچار بودم...🤦🏻‍♀
•●♥بسْمِ اللَّهِ الرحْمَنِ الرَّحِیمِ•●♥ تبلیغ شماره :901 مورخ:28/اردیبهشت /1404 پست آزاد:😍❤️ قیمت :کایی
رضا خان که میگن منم🖤🤍 ۴۵ سالمه و پسرم برای سربازی رفته کرج، دخترمم فاطمه که ۱۱ سالشه اکثر اوقات خونه مادرمه! زندگیمون خوب بود و همه چی رو روال تا اینکه روز تولد دخترم تمام مال و اموالمو زدم به اسم زنم سارگل که عاشقش بودم و میمردم براش🥰❣ اما درست یه هفته بعد تونستم مرخصی بگیرم و زودتر بیام خونه با زنم خلوت کنم! وقتی که رسیدم سارگل حموم بود، نشستم منتظر که صدای پیامکش بلند شد!📱 از سر کنجکاوی گوشیشو برداشتمو پیام رو خوندم اما کاش هیچ وقت اون پیام رو نمیخوندم چهار ستون تنم یهو لرزید ...😱🥶🔥👇 https://eitaa.com/joinchat/682623520Cf520959307 روایت داستان کاملا واقعی ارسالی اعضا👆
گسترده تبلیغاتی رادین
رضا خان که میگن منم🖤🤍 ۴۵ سالمه و پسرم برای سربازی رفته کرج، دخترمم فاطمه که ۱۱ سالشه اکثر اوقات خون
•●♥بسْمِ اللَّهِ الرحْمَنِ الرَّحِیمِ•●♥ تبلیغ شماره :902 مورخ:29/اردیبهشت /1404 پست آزاد:😍❤️ قیمت :کایی
تنها خواستگارم قصاب محله بود🔪🥩 اما چون قیافه خشنی داشت جواب رد بهش دادم و همش پدر مادرم دعوام میکردن بخاطر تو خواهر کوچیک‌ ترت هم داره بدبخت میشه! عاشق علیرضا بودم پسر همسایمون و شبا قایمکی میومد پشت بوم خونمون تا منو ببینه🥰 یروز انقدر بابام با کمربند کتکم زد که یه مشت قرص خوردم و با گریه از خونه زدم بیرون چون قبلاً که تهدید کردم خودم و میکشم بابام گفت هر وقت خواستی این کارو بکنی تو خونه من نکنی،! داشتم با گریه تو پس کوچه های پایین شهر که اون ساعت از روز حسابی خلوت بود با گریه میدوییدم که یهو چیزی دید که مغز سرم سوت کشید، قصاب اومد سمت منو ..👇😱😰🔥 https://eitaa.com/joinchat/2402419479C2e2283e1f6 # زندگی_نامه_واقعی👆🔥