- رادیوماھِحرم 🇮🇷 .
باشه، اما مراقب باشیم ناخواسته داخل زمین دشمن بازی نکنیم.
؛
مجنون قصه بازهم فدای لیلی شد ، اما این بار نه فقط لیلی خود، برای تک به تک لیلی های این شهر غریب عازم سفر شد، سفری که آخرش برای او وصال بود و برای محبوبش فراق.
چه سفر متناقضیست این سفری که در پیش گرفت، آنهم با این زخم زبان هایی که هر روز نمک روی زخمند و نمیدانند کجا چه بگویند و چه وقت هیچ نگویند.
و در آخر، تکه ای از خاک سرشت لیلی ها در خاک ایران دفن شد تا شما با هم سرشت خود سرمست باشید.
اینجا حرف های عجیبی میزنند، از کم لطفی بچه هایی میگویند که تنها چیزی که آنها را متصل به هم کرد و آنها را پای کار آورد، ارتباط عمیق بود.
ارتباطی از دل، با غم لیلی ها !
توصیف فراق ها سخت است، برخی را میشود توصیف کرد، اما برخی دیگر را هرگز ..
نه از آنهایی که کامل بدانی چه میگویند، نه! گاهی غم ها با توضیح بیشتر کوچکتر میشوند.
فراق ها را باید نگریست، آرزو هایشان را باید دید و برای آنچه از دست رفته است تا صبح گِریست.
این شبهایی که گذشت، فضای شهر غبار آلود بود.
دود و غبار آتش بر تمام شهر سیاه افکنده بود و خِیل عظیمی برای خاموش کردن آتش رفتند.
آتش که خاموش شد، دیگر کسی نپرسید که پس آنهایی که رفتند چه شدند ؟
ما میدانیم!
عده ای در آتش سوختند، عده ای از تیغِ آتش ردشدند و عده ای بالای سرشان شلوغ شده بود. انگار که در ظلمت شب، ظهر عاشورا رخ داده بود.
در این میان و پس از غبار غمی که از دود باقی مانده بود،
کمی نام شهیدان بلند شد، برخی بیشتر از دیگری شنیده شدند و برخی دیگر کمتر!
نقطه مشترک مردم با ارتباط با شهیدان، وجه مشترکشان بود. سن و سالشان، آرزو هایشان، عشقشان و یا حتی تمام زندگیشان.
نمیشود کلی حکم داد که چرا شهیدی برجسته تر از دیگری شد و خدایی نکرده از شهید دیگری غافل ماندیم، اینجا بخشی از کار دست مردم است و هدایت اصلی به دست نگاه اهل بیت است.
آنها معین میکنند که برای بیداری و از خواب بیدار شدن، کدام یک اثر بیشتری دارد و جوانان به مثابه شباهت با کدام ارتباط بگیرند.
ولی اگر کم گفتیم و کمی به دل از محبت شهیدان راه دادیم، گناه این حقیران است که صحبت از دریا در جرعه قطره ای نگردد.
در آخر سفرتان به سلامت، محبوبِ الطیبینِ لیلی ها ..
✍🏻 نویسندگان رادیو | 1404/11/7
[ https://eitaa.com/Radio_128 ]
- رادیوماھِحرم 🇮🇷 .
؛ از دل ماھِحرم ، صدایی برای ایران میآید ! 📻 اینك با سری پادکستهای '' جانفدایایران '' همراه ش
💌 ؛
از یازدهم بهمن ماه، هرشب ساعت 22 .
؛
بالاخره موعد انتشار فرارسید !
امشب یازدهم بهمن ماه ساعت 22
#جان_فدای_ایران | #روایت_خونین | #بزودی
؛
نمیدانم در آن دقایق چه در دل مادر گذشت که حتی به جراحتی که بر بدنش بود توجهی نکرد و پلههای سردخانه را دوتا یکی امد تا خود را به جسم بیجانِ تو رساند ..
#روایت_خونین | #جان_فدای_ایران | #بزودی
اپیزودبیستم | شهیدلالهجانفدایِایران.mp3
زمان:
حجم:
3.5M
[ علیاکبرلیلا ]
با که گویم؟ چه کنم؟ دق نکنم؟ جان ندهم ؟
پیش چشمان تر من پسرم افتاده (:💔
ــــــــــــــــــــ ـ ـ ـ
کاری از بروبچِ پشتصحنهی
رادیوماھِحرم 🇮🇷 .
#روایت_خونین | #جان_فدای_ایران
؛
جوان رشیدی که بجای کت و شلوار دامادی ، کفن به تن کرد..
مصطفایی که 24 سال داشت و تازه عروسش، مهدیه، 18 سال بیشتر نداشت..
دنیا چگونه توانست مهدیه را از مصطفی جدا کند؟
چگونه توانست و چگونه دلش آمد تازه عروس را سیاه پوش کند..؟
#روایت_خونین | #جان_فدای_ایران | #بزودی
اپیزودبیستویکم | شهیدعلیخانیجانفدایِایران.mp3
زمان:
حجم:
11.2M
[ محبوبِ الطیبینِ لیلی ]
آتش دوری مرا سوزاند، ای روز وصال
بیش از این طاقت ندارم، دیر میآیی چقدر
ــــــــــــــــــــ ـ ـ ـ
کاری از بروبچِ پشتصحنهی
رادیوماھِحرم 🇮🇷 .
#روایت_خونین | #جان_فدای_ایران