؛
دو ساعتی طول کشید تا دایی برسه..
دو ساعتی که به اندازه چند سال گذشت..
تو این بازه خیلیا اومدن خونمون..
وقتی دایی رسید، مامان انگار فهمید..
گفت داداش نگو که برا چی اومدی،
نگو که حاجی شهید شده..
از اون لحظه خونه بهم ریخت..
دیگه زندگی، زندگی قبلی نشد..
#روایت_خونین | #جان_فدای_ایران | #بزودی
اپیزودبیستوششم | شهیدفلاحینیاInShot_20260206_164431218_۰۶۰۲۲۰۲۶.mp3
زمان:
حجم:
16.8M
[ بابایِرقیه ]
آمدی اما چرا بی سر ؟ چرا آشفته حال ؟
در بغل گیرم تورا مانند زهرا مادرت
مادرم گفته مبادا که تو را محزون کنم
پی مپرس از گوشواره ، رفت چون انگشترت (:
ــــــــــــــــــــ ـ ـ ـ
کاری از بروبچِ پشتصحنهی
رادیوماھِحرم 🇮🇷 .
#روایت_خونین | #جان_فدای_ایران
؛
اون شب ، همهی بچههای بلوک ما خواب بودن ،دقیقاً مثل تو ..تو نه نظامی بودی ،
نه تفنگ داشتی و نه تو میدون جنگ
بودی ، به دست دشمن به شهادت
رسیدی ؛جای خالی فرزند برای یه مادر
خیلی سخته ..
هنوز هم غصه میخورم که کاش
اون شب تو رو در آغوش گرفته بودم ..
#روایت_خونین | #جان_فدای_ایران | #بزودی
#اطلاعیه
بدلیل مشکلات پیش اومده در تهیه پادکست، اپیزود بیست و هفتم با یک ساعت تاخیر منتشر میشود !!
اپیزودبیستوهفتم | شهیدانخاکیInShot_20260207_222906008.mp3
زمان:
حجم:
4M
[ اُمالحسین ]
این وداعِ آخر و جان دادنِ بانوی عشق
عاقبت وصل حسینش را میّسر میکند..
ــــــــــــــــــــ ـ ـ ـ
کاری از بروبچِ پشتصحنهی
رادیوماھِحرم 🇮🇷 .
#روایت_خونین | #جان_فدای_ایران