مشکل ما آدم ها اینست که حریف نفسمان نمی شویم
گاهی هم حریفش می شویم ولی نمی خواهیم..
دلم می خواست یک وبلاگ داشتم تو کروم یا یاهو و یه سری هم بودن و من نوشته ها مو اونجا می ذاشتم
مثل یه انجمن ادبی. یا... نمی دونم.
شاید اینکه از اینکه نوشته ها فقط برن تو پوشه جلوگیری می شد یا شاااید
انقدر قلمم خشک و تکیده نمی شد.
انقدر که ننویسم
یا خیلییی کم بنویسم
دلم می خواستم یه سری از اتفاقات و حرف ها و اشتباه هایی که کردم رو از تو مغزم خاطره اشونو پاک کنم..
اینطوری خیلی بهتر بود
مغزت مرتب می شد و به هم ریخته نبود.
اینطور بود که می تونستی مغزت رو درایو درایو کنی..
از رئیس حزب جعفری منقوله که گفتن:
یه روزی خدا به موسی علیه السلام گفت:
موسی شکر منو به جا بیار
موسی خیلی عاشقانه و زیرکانه برداشت یه حقیقت رو به خدا بازگو کرد
گفت:
خدایا؛ چجوری شکر تو به جا بیارم در حالی که همین شکری که می کنم خودش یه نعمته که یه شکر می طلبه و همون شکر هم شکری دیگر و...
خدا هم نه گذاشت و نه برداشت وحی کرد:
موسی؛
حالا که فهمیدی و عجز شدی از درک حقیقت شکر ، شکر منو به جا آوردی:)
هدایت شده از ᴿᵘᶻᵉ 𝙁𝙚𝙠𝙧 | روضهفکر
مطالعه ینی
بیشتر از سن شناسنامهایت
زندگی کنی..
به اندازه عمر تمام نویسندههایی که
محصول تجارب و علمشون رو
یاد گرفتی و هزاران سال بیشتر جلویی..
از بقیه.. 🌱
[ @ruzefekr ±∞ ] روضهفکر 🌱
هدایت شده از تک رنگ
35.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#آرامید_جون
عید رو به همهی دخترهای عالی کانال تبریک میگه
و
این کلیپ رو عیدی بهتون تقدیم میکنه
و
افتخار میکنه که یه دختره، خواهره، همسره، مادره❤️
@takrang1