ملکوتش همه جا بود و هست و خواهد بود اما سقیفه بنی ساعده بعد از نبودش در این عالم ماده پرده ضخیم و مخمل بافت خِلافت را کشید روی نور تابانش به سوی این خاک.
و این سایه سنگین
ابوتراب و فرزند این نور زهراء سلام الله علیها را کشت
طوری که حیدر انیسی جز چاه عمیق نداشت...
دریا بود اما دلش به حسین که می رسید کوچک می شد.
اکرامی که برای حسین خرج می کرد ستودنی و غیر قابل توصیف و مصاف با عشقش به زن و فرزند بود.
اغراق؟ اغراق نمی کنم
شاهدش مرگ ابراهیمی است که پاره تنش بود.
ابراهیم را داد جای حسینی که جانش بود
باور کنید جبرئیل خودش گفت:« ابراهیم یا... حسین یکی را باید ببرم».
ابراهیم گونه، ابراهیمش را داد
برای جانش... برای حسین
بچه آنقدر شانه پدر برایش گرم بود که حتی صدای سنچ و دمام بیدارش نمی کرد
پدرش داشت _چابک_ میرفت که از خیابان اصلی خارج شود
لحظه ای نگاه پسرکش کرد و صورتش را بوسید اما تکیه گاه بودن خودش بچه را بیدار نکرد..
#داستان_کوتاه
#پشت_شیشه_اتوبوس
ایوان طلا همیشه جذاب بوده و هست به اندازه ای که نتوانتیم درکش کنیم
درک کردنش کار دل کردن می خواهد
بستگی دارد به نوری که تو داری و مقدار نوری که تو می بینی
'کاش مغزم تکلیفشو باهام روشن کنه. یه لحظه میگه «گندزدی با این زندگیت. اینجوری هیچی نمیشی. آخرشم میمیری و فراموش میشی. افسردهٔ بهدردنخور»، یهو میگه «اِهِعم» و تُن صداشو عوض میکنه و میگه «بابا زندگی سخته. تلاشتو داری میکنی دیگه. قرار نیست به همهٔ اهدافت برسی که. سخت نگیر».
هدایت شده از ᴿᵘᶻᵉ 𝙁𝙚𝙠𝙧 | روضهفکر
💬 فرهیختگان: صداوسیما در سال ۱۴۰۳ و فقط از پخش بازیهای سرخابیها حداقل ۳۲ هزار میلیارد تومان و حداکثر ۵۸ هزار میلیارد یعنی بیش از دوبرابر بودجه دریافتی در این سال درآمد داشته است!
هدایت شده از ᴿᵘᶻᵉ 𝙁𝙚𝙠𝙧 | روضهفکر
پول زحمت یکسال یه کارگر
پول عشق و حال یه شبه یکی دیگه است!
حق بدید ملت به خدایی که میپرستید
شک کنن!
خدا حساب و کتاب سرش میشود
خدا میبیند انگیزه داری برای رسیدن، برای خوب رسیدن
و برای تمام کردن...
خدا می بیند که امید داری شور و شوق داری
کاری میکند که همه ی ناممکن های زندگی ات
به ممکن ترین حالت خودشان در بیایند...
به گونه ای که هنگامی که برگردی به اول و لحظه لحظه را مرور کنی نتوانی باور کنی که چطور پیش رفته و به کجا رسیده ای
به گونه ای که نتوانی باور کنی...