عمیق ترین توصیفی که میتونم راجع بهش داشته باشم اینه که:
نبودنش سخت است..
اما بودنش هم دیگر به من احساس خوشبختی نمیدهد..(:
رَهــــــآؤا
میخوام هزار دلیل برای رفتن داشته باشی و نری!..
بِمآن واسه کَسیکه مَعنی مآندنرا میدآند((:
اونجایی که نزارقبانی میگه :
“چه فایده ای دارد نگرانِ من باشی ولی، از من دفاع نکنی؟ خیلی دوستم داشته باشی، اما من را نفهمی؟ جایِ خالیم را حس کنی، اما سراغم را نگیری؟ چه فایده ای دارد در بینِ آدم های زندگیت باشم اما مهمترینشان نباشم؟”