مراسم تموم شد زنگ مامانم زدم میگم میای دنبالم؟!
مامانم هم پشت تلفن خندید گفت نه من مولودی هستم خودت برگرد..
هیچی دیگه من رفتم به امید ایستگاه خط و خود خط؛
ولی نه ایستگاه بود نه خط!
هیچی دیگه پیاده داشتم همینجوری میرفتم مسیر رو و داشتم برا خودم محاسبه میکردم با ۱۲ درصد شارژ تا کی گوشیم روشن می مونه و تا کی من میرسم خونه با سرعتی که دارم..
تو همین فکر ها بودم که یه سمند سفید کنار پام ترمز زد،یه خانم میانسال تنها بود و اتفاقا مسیرش به من میخورد!
هیچی دیگه من و چندین تا خانم دیگه مثل من سوار ماشین شوند شدیم و لی دعای خیر براش کردیم..
الانم که دارم اینو مینویسم نزدیک خونم(:
رَهــــــآؤا
وقتی پول هایی که ۴۸ سال پیش از یه مملکت دزدی رو به اتمامه،تنها راه ادامه زندگی همین دزدی به روش مدرن
کی میگفت به مردم ایران پول میدن که میرن پرچم تکون میدن تو خیابوناا؟!
اینارو ندیدن ؟!🤦♀️😑
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه جا خوندم نوشته بود:
بعد از بسته شدن تنگه هرمز،جهان خواهد فهمید چرا خلیج همیشگی فارس!🌊
«دهم اردیبهشت ما،روز ملی خلیج فارس»
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
⚠️ آمریکاییها جایی در خلیج فارس ندارند مگر در قعرِ آبهایش!
📝 به حول و قوّه الهی آیندهی درخشان منطقهی خلیج فارس، آیندهای بدون امریکا و در خدمت پیشرفت، آسایش و رفاه ملتهایش خواهد بود. ما با همسایگانمان در پهنهی آبی خلیج فارس و دریای عمان «همسرنوشت» هستیم و بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر، طمعکارانه در آن شرارت میکنند، جایی در آن ندارند مگر در قعرِ آبهایش. و زنجیرهی این ظفر که به لطف پروردگار تبارک و تعالی در سایهی تدابیر و سیاستهای مقاومت و راهبرد ایران قوی محقّق شده است، طلیعهی نظم جدید منطقه و جهان خواهد بود.
🗓 حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر انقلاب اسلامی | ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
📲 @rahbar_enghelab_ir
میدونید دلم میخواد زودتر از این دوماه پیش رو پرش کنم و برسم به روزی که آخرین امتحان رو داده باشم و بگم آخیش!
البته که پاس شدن درس ها هم مهمه و خب آخیش اصلی برا اون وقته...
واقعا حوصله هیچی رو ندارم..
و این برای من که یه زمانی اجتماعی ترین فرد بین دوستام بودم یه زنگ خطره!
شایدم دارم افسردگی بعد از جنگ میگیرم؛
نمیدونم...
فشار این مدت به حدی زیاد بود که گوشیم سوخت و نابود شد..
البته که فرودین ماه بود که تازه ال سی دی گوشی رو عوض کردم؛
ولی فایده ای نداشت..
الانم شماره هیشکی رو ندارم
عکسی هم ندارم
صرفا سیم کارتم رو گذاشتم روی یه گوشی قدیمی که در حد اینکه روزمره رو بگذرونم داشته باشم، وگرنه که برای خریدن گوشی جدید باید از کلیه هام مایه بذارم
رَهــــــآؤا
فشار این مدت به حدی زیاد بود که گوشیم سوخت و نابود شد.. البته که فرودین ماه بود که تازه ال سی دی گوش
حقیقتا اینه که از گوشی خودم دل کندم؛ ولی خب ناراحت هم هستم..
درست مثل اولین باری که رفتم راهیان نور و شب سوم بود که همه عکس و فیلم های دوربین فرمت شد!
در لحظه پذیرفتم که دیگه نمیشه کاری کرد ولی خب ناراحتی جز اصلی ترین حس هام بود
مثل الان که ناراحت همون عکس های نصفه و نیمه و بی کیفیت گوشیم هستم
یا رسپی های انواع کلاس های آشپزی و شیرینی پزیم
و شماره هایی که رفتن..
الان واقعا باید از صفر شروع کنم..