eitaa logo
رَهــــــآؤا
50 دنبال‌کننده
295 عکس
56 ویدیو
0 فایل
آزاد باشُ رَها! مثل: آوا" یکی ازمهم ترین هنرهای انسان رهاکردنه(: ازدیدگاهِ:یک روانشناسِ روانی؛ باچاشنی رنگُ دوربین››› مُفتخربه شیعۀ حیدر ‹محلِ توقفِ اهلِ دل؛لطفاً آرام لفت بدهید🌝› شعبۀ ملّی پاسخگویِ۱۲۲۱ ناشناس های شما=پیام پین شده مابین حرفای ماندهٔ گلو
مشاهده در ایتا
دانلود
رَهــــــآؤا
سلام عزیزِ ندیده و مجهول🌱 من خیلی وقته ناشناس رو داخل بیوگرافی کانال گذاشتم ولی چون هیچ وقت پیامی بر
من فاطمه ام، بیست و یک ساله از شهر جهانی یزد! ترم چهار روانشناسی دانشگاه علم و هنر شهر خودمم.. بر خلاف روحیه و علاقه ای که از بچگی به هنر داشتم، وارد رشته انسانی شدم.. از همون وقتا بین مون باب شده بود که متن های دلی بنویسیم و پایینش اسم مستعار بذاریم.. لقب رها از همینجا به نامم خورد! تا سال کنکور هیچ علاقه ای به رشتم نداشتم تا اینکه با روانشناسی آشنا شدم و یک سال پشت کنکور نشستم تا به رشته مورد علاقم توی دانشگاه های تاپ برسم؛ ولی برای زنده موندن از فشارِ روانی پشت کنکور، و با حمایت مادرم به جای درس خوندن و تست زدن رفتم کلاس عکاسی! کاری که خیلی وقت بود بهش علاقه داشتم.. در کنارش تصویر برداری و ادیت رو یاد گرفتم و تقریباً بعد از یک سال و خورده ای زحمت تونستم مدرک فنی حرفه ای رو بگیرم! در کنارش دوباره و دونوبت کنکور دادم اما خب حقیقت این بود که من از فضای درس خیلی دور شده بودم و تمام تلاشم رو گذاشتم برای ترمیم معدل و امتحان نهایی هام! در نهایت هم رشته مورد آوردم اما از دانشگام راضی نبود! البته این نارضایتی برای همون اوایل ترم اول بود و کم کم متوجه شدم اینکه میگن دانشگاه میگذره و رشته برای آدم میمونه چقدر راسته..! با اساتیدی آشنا شدم که خودشون کارشناسی دانشجو همین دانشگاه بودن و ارشد و بعضاً دکترا رو دانشگاه های دولتی تاپ قبول شدن و الان یه آدم موفق توی رشته شون هستن... همین ها باعث شد منم انگیزه بگیرم و علاقم بیشتر از قبل بشه برای رسیدن به هدف هام! البته این رو هم اضافه کنم که من از همون اوایل ترم اول با بسیج دانشجویی دانشگاه آشنا شدم و شاید از همینجا جرقهٔ تغییر مسیر زندگی من اتفاق افتاد.. و اون هم پوشیدن چادر و محجبه شدن به خواست خودم بود! و اینجوری شد که از قشر خاکستریِ بسیج بودن تبدیل شدم به عکاسِ بسیج(: اینجا هم شعبهٔ ملی بلادِ کفر(تلگرام) هست که تازگی ها به لطف قطع بودن اینترنت اندکی رونق گرفته تا اتفاق هایی که گوشه کنار برام می افته و دوست دارم ثبتش کنم، و سال های آینده به دغدغه های سطحی که داشتم بخندم وبرای خاطرات‌ِ به اصلاح بهترین روز های زندگیم اشک بریزم(:
رَهــــــآؤا
بچه ها بیاید قول بدید اگر شهید شدم عکس هایی که توش واقعا خوشگل افتادم رو پخش کنید.. گناه دارم دستم
می پرسی شهدا چه کاری کردند که شهید شدند؟! امّا شهدا خیلی کارها را نکردند که شهید شدند!((:
هدایت شده از Menhaj | منهاج
21.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 اینجا یزد است؛ سرزمین غیرت، شهر ایستادگی...✌️🇮🇷 🔸نمایشی از اقتدار یک ملت؛ رزمایشی از جنس «جان‌فدا»... 🔥 💠 تهیه شده در مجموعه هنری رسانه‌ای منهاج @MenhajGroup
هدایت شده از طُهرِنَقش🎨🌱
‌ 🔹_‌وإن سألوك عن الحظ... ‌فقل: من بين أربعة آلاف ديانة في العالم وُلدتُ مُسلماً شيعياً ومُحباً لـ علی علیه السلام. *و اگر از شما در مورد "شانس" بپرسند... پس بگو: از چهار هزار دینِ دنیا من مسلمانِ شیعه و "عاشق علی" علیه السلام به دنیا آمدم...^_^ پ.ن : دلم برای نفس کشیدن تو صحنت تنگ شده* _🕊❤️‍🩹_
رَهــــــآؤا
‌ 🔹_‌وإن سألوك عن الحظ... ‌فقل: من بين أربعة آلاف ديانة في العالم وُلدتُ مُسلماً شيعياً ومُحباً لـ
من حسودیم میشه به همه کسایی که نردیک شما زندگی میکنن و نفس میزنن(: آخرش یه خونه قدیمی توی کوچه پس کوچه های نجف میگیرم.. شب و روز رو با ساده ترین غذا سر میکنم‌؛ ولی دست از شما برنمیدارم! و کاش خونهٔ ابدی جسمم در تربت حیدریه نجف باشد((((:
لطفاً کتابِ
چرا
گور
 
خر
 
ها
 
زخم
 
معده
نمی‌گیرند، رو برام بخرید.. شاید تصمیم بگیرم تو زندگی بعدیم گور خر باشم (:
من وقتی ازم می پرسن: کجایی؟! کم پیدایی!
رَهــــــآؤا
برای من و مهدیه هم باید بخری
بنظرم گورخر بودن هم خیلی جالب نیست... بالاخره هر چی نباشه ما اشرف مخلوقاتیم، یه معده درد عصبیه دیگه با تنفس دیافراگمی مُفت و مجانی حل میشه(: