رَهــــــآؤا
بنظرم گورخر بودن هم خیلی جالب نیست... بالاخره هر چی نباشه ما اشرف مخلوقاتیم، یه معده درد عصبیه دیگه
کاش حالا که اشرف مخلوقاتم میتونستم مواقع استرس به مدت 24ساعت معدهٔ رنجور و پریشونم رو بخوابونمش توی یه ظرف مملو از عرقِ زنیان!
اینجوری شاید بعد استراحت برای مدت بیشتری آروم میگرفت(:
از وقتی که مامانم رفته مسافرت دارم میفهمم اینکه با یه دستت گوشی بگیری حاضری بزنی..
با یه دستت کتاب و جزوه و قلم، یعنی چی!!
تازه اینجا هست که میفهمی دوتا دست و یکی ادم بودن برات کمه و نیاز داری بیشتر از اینا باشی...!
بیشتر باشی یکی غذا درست کنه..
یکی ظرف بشوره..
یکی جارو کنه..
یکی جمع و جور کنه...
یکی گرد گیری کنه..
یا حتی یه شونه درست حسابی تو موهات بکشه که صبح درحالی که چشمات از خواب باز نمیشه شبیه مرده از گور برخواسته نبااااشه!!
مردم چه جوری هم درس میخونن، هم ازدواج میکنن، هم به جهاد فرزند آوری لبیک میگن؟!
بعد توی ایتا با افتخار کانال میزنن و خودشون رو مادرِ nفرزند معرفی میکنن و دائم آنلاین هستن تا عالم و آدم رو با خاکِ آسفالت در خونشون یکی کنن!!!؟
پ ن: البته که خدایی نکرده فکر نکنید احیانا من به کسی زدم یا شخص خاصی مد نظرم بوده، صرفا خواستم دغدغمو باهاتون درمیون بذارم(:
https://eitaa.com/nashenasa_app/app?startapp=DXCX2uVHwFVaSA8B&btn
پاسخگویِ۱۲۲۱ بفرمایید(لینک جدید)
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من نه تنها نمیشناختم تون که حتی ازتون بدم می اومد..
شبی که اعلام کردن بالگرد گم شده و دارن دنبال تون میگردن، نه خوشحال بودم نه ناراحت..
همونجا به مامانم گفتم اینا مردن همشون میخوان یواش یواش به مردم بگن..
درسته اون زمان تعلق خاطری نداشتم ولی خب استرس ته دلم بود!
ته ته دلم میخواست که پیداتون کنن و زنده باشید..
ولی صبح که بیدار شدم خبر شهادت داشت از تلوزیون پخش میشد!
باز هم خوشحال نشدم ولی خب اشکی هم نریختم، بیشتر شوکه شده بودم و توی بهت بودم که چه جوری میشه آخه!
نفهمیده بودم..
متوجه نشده بودم..
تا وقتی که خطر جدی اینکه، نفر بعد از شما چه کسی رئیسجمهور کشور میشود رو با پوست و استخونم درک کردم!
و شاید اولین بار پای مناظره های دو نفره تلوزیون دقیقا جایی که به نهج البلاغه امیرالمومنین قسم دروغ میخوردن و نمیتونستم هیچ کار کنم، گریه کردم...!
از اونجا فهمیدم که بودن شما چه نعمتی بود که نمیدونستم..
خیلی دیر شناختمت مرد!
خیلی!
حالا ولی دارم به پهنای صورت براتون اشک میریزم..
من به شما مدیونم؛
حلالم کن سید، حلالم کن(: