رَهــــــآؤا
امروز قبل از اینکه امیرحسین بره کلاس باهم دعوامون شد.. دعوامون بالا گرفت که مامانم اومد جدامون کرد!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
رَهــــــآؤا
واکنش حضرت علی بعد از دیدن همچین صحنه هایی،اونم برای عید غدیر 😂🤦🏻♀
یادمه پارسال همچین شبی که بود با ترس و لرز از شاهراه غدیر اومدم خونه..
تازه جنگ دوازده روزه شروع شده بود!
یه غم خیلی بزرگ و سنگین
یادمه رو همین مبلی که الان نشستم و دارم مینویسم اون موقع با شنیدن خبر شهادت سردار حاجی زاده بلند بلند جلو چشم خانواده گریه کردم (:
قرار بود شب عید غدیر چالش بریم که در عرض چند ساعت با همفکری بچه ها اونم مجازی تمام محتوامون رو با جنگ تلفیق کردیم و در نهایت با همه سختی هاش شد یه کلیپ شیش دقیقه ای که به شخصه شده بود لالایی شب هام!
شب به زور تاکسی گیرم اومدم و خودمو رسوندم خونه..
خونه تاریک بود و همه خواب بودن
ساعت 12 شب..
آروم و بیصدا بالشتمو گذاشتم و دارز کشیدم
حتی شام هم نخوردم
اولین کاری که کردم استوری اینستا بود..
یکی از کلیپ هایی که از چندروز قبل ذخیره کرده بودم و استوری کردم به متن تو این مایه ها نوشتم که :
میدونم که مارو میبینید و شهدامون رو بغل گرفتید..
ولی هیچ اتفاقی قرار نیست باعث بشه که ما غدیر رو فراموش کنیم!
شروع ولایت تون مبارک بابا علی جانم (((:
این استوری رو که گذاشتم تمام صورت و بالشتم خیس اشک بود؛
ولی دلم آروم نشد بود!
یادمه چقدر به کسایی که نجف بودن غبطه خوردم
تنها راهی که فکر کردم میتونه آرومم کنه آسمون بود!
آسمونی که پر از ابر های تیره بود و ماه کامل وسط اون میدرخشید..
ماهی که روش به تعبیر من نوشته بود ‹علی›
کنار در بالکن زانو هامو بغل گرفتم و عین بچه هایی که بعد از یه اتفاق تلخ پیش باباشون گله میکنن نشستم و به ماه خیره شدم و حرف زدم..
حرف زدم و اشک ریختم..
اشک ریختم و حرف زدم!..
با اینکه تا قبلش میترسیدم کسی بیدار بشه دیگه آروم شدم..
از اون شب یاد گرفتم اینجوری بشینم و با بابا علی حرف بزنم!
شما هم حرف بزنید
بابا منتظره صدای بچه هاشه((((:
رَهــــــآؤا
یادمه پارسال همچین شبی که بود با ترس و لرز از شاهراه غدیر اومدم خونه.. تازه جنگ دوازده روزه شروع شده
اینستا بعد از اون استوریم که حتی نمیدونستم رفته یا نه قطع شد..
یعنی برای همه قطع شد!
اما بعدش از قسمت آرشیو ها متوجه شدم که رفته
و چقدر خوشحال شدم!
از اینکه ما بین همه سختی ها داغ هایی که رو دلم بود تونستم در حد توانم صدای مظلومیت علی«ع» رو بعد از سالیان سال جار بزنم..
و هنوزم دنبال همینم
برای همین غدیر برام فرق میکنه
و همیشه عید غدیر که شب میشه این سوال رو از خودم میپرسم که:
یعنی سال بعد میتونم عید غدیر رو ببینم یا نه؟
اگر آره توفیقی برای نوکری نصیبم میشه یا توی لیست سیاه ردی قرار میگیرم؟!(((((:
از اعمالی که میتونید توی عید غدیر انجام بدید و باهاش کیلو کیلو ثواب برای خودتون جمع کنید:❤️
_انجام غسل
_گرفتن روزه
_پوشیدن لباس های نو و تمیز حتی شده به جفت جوراب
_حنا گذاشتن
_به دیدنی سادات کوچه کجا و فامیل رفتن
_عیدی و هدیه دادن
_اطعام دادن
_خواندن عقد اخوت (بین محارم)
_آشتی دادن بین دو مومن
پ ن:شده یه پارچ شربت دست بگیرید با چند تا دونه لیوان یه بار مصرف برید وسط کوچه و محل خودتون..
به هر کی رسیدید به لیوان شربت تعارف کنید و عید رو بهش تبریک بگید (:
عید رو بهم تبریک بگید و با افتخار سرتون رو بالا بگیرید که توی این دنیای بی رحم شیعهٔ مرتضی علی (ع)هستید 💚🌱
رَهــــــآؤا
از اعمالی که میتونید توی عید غدیر انجام بدید و باهاش کیلو کیلو ثواب برای خودتون جمع کنید:❤️ _انجام غ
بابت عقد اخوت شاید خیلی هاتون راجبش ندونید ..
طبیعی هم هست چرا که خیلی کم گفته شده ولی از اعمالی هست که فقط توی روز عید غدیر میشه انجامش داد!
بنظرم برید و سرچ کنید و راجبش بخونید که ضرر نمیکنید..
فقط کافیه 🤌🏻 آدم زرنگی باشی((((:
راستی!
از سادات دور و برتون عیدی یادتون نره..
تپل مپل بگیرید که تا سال بعد برکتش توی زندگی و مال تون جاری باشه!!((((:
عیدتون مبارکاااا باشه💚
از دست های پُر مهر و پُر برکت بابا علی(ع) بهترین ها رو عیدی بگیرید!