eitaa logo
آزٰادْ
89 دنبال‌کننده
380 عکس
13 ویدیو
6 فایل
آزادیم؟
مشاهده در ایتا
دانلود
داستان درمورد یه قاتلی بود که شبا میرفت زیر پنجره بچه های کوچیک و با نجوا اسمشونو صدا میزد
و بعد باهاشون دوست میشد بعد میدزدیدشون و پخ پخ
دوستم تو ازمون درک عمومی نفر اول شده
اینجور وقتا دو بخش میشم
بخش اول میرم به همه پز میدم این دوست من بوده
بخش دوم
حس عجیبی که ترکیبی از حسادت و رقابته
فکر میکردم فقط امتحان تاریخ هنر دارم
بعد فهمیدیم عربی هم هست
یه شعری دوستم گذاشته بود چنلش دیدم جدا مظلومانه س گفتم منم بفرستم
 هر بلایی کز آسمان آید گرچه بر دیگری قضا باشد   بر زمین نارسیده می‌گوید خانه‌ی انوری کجا باشد