کلاس چهارمم تابستون رفته بودیم مشهد. از اونجا که معمولا سه ماه تابستون اونجا میموندیم مادر گرامی تصمیم گرفتن منو چندتا کلاس ثبت نام کنن که یه تایمی از روز رو سر و کله ش نباشم .
این دفتر برا کلاس تجوید قرانمه
معلم درس میداد و تمرین میگفت بعد میگفت مادرا بنویسن که بچه کار کرده یا نه
اینم میزان اطمینان مادر من به منه 🤡😂😭
هنرستانمون انقدر قدیمیه که همه شبیه یه مادربزرگ پیر و مهربون و هنرمند تصورش میکنیم که استادای زیادی رو زیر بال و پر خودش گرفته😭😭
من رفتم هنر که از دست درسای غیرقابل فهم تجربی فرار کنم سال دهم زیست داشتیم سال یازدهم فیزیک الانم سلامت بهداشت داریم ✨