امروز رفته بودیم اوره در نزدیکی نطنز. وایب دشتی که رفتیم شبیه مکانی بود که ان شرلی و دوستش برای خودشون وسط جنگل درست کرده بودن
مجبور نیستم ساعت شیش صبح با یه فرم تکراری و یه کوله رو دوش برم تو مترو و به خودم و زمین و زمان فحش بدم