دلم برا والیبال تنگ شده . میرفتیم باشگاه کلی بازی میکردیم اون اول اولا که همه شل و ماست بودن به همشون میخندیدم سارا میخواست کلمو بکنه بعدشم پیاده برمیگشتیم از باشگاه پولامونو میزاشتیم رو هم فلافل و نوشابه میخریدیم✨✨
یوقتاییم میخوام بگم عزیزان من هنرمندای دیگه ای غیر از ونگوگ هم وجود دارن ✨
و ونگوگ بدبخت غیر از شب پر ستاره تابلو های قشنگ دیگری هم داره ✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
دقیقا از وقتی شروع کردم به درس خوندن جدی همه انیمه ها و انیمیشن ها و فیلم ها و سریال های قشنگ دنیا شروع به پخش کردن
الان یاد یه خاطره ای افتادم که با بچه ها رفته بودیم کافه بعد سفارشا رو دستی رو کاغذ نوشتن . بعد خانومه که داشت میرفت
کیمیا برگشت گفت انقدر خوشم میاد رو کاغذ مینویسن چیچیه این سوسول بازی که تبلت میارن ( بچه تن صداش بلند هم هست )
خانومه برگشت گفت ااتفاقا ما با تبلت مینویسم ولی دادیم تعمیر کنن😂😭😭😭😂😂😂😂