تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت، بخش دوم، نظام تسخیر، جلسه دوم(خلاصه متن)
بسم الله الرحمن الرحیم
کتاب بسیار ارزشمندی از مرحوم علامه طباطبایی به جا مانده ، به نام “روابط اجتماعی در اسلام” ،البته این کتاب از خود ایشان نیست ، در واقع اثر جناب آقای محمدجواد حجتی کرمانی ست (ایشان از شاگردان مرحوم علامه طباطبایی بودند و در اثر انس با المیزان با مبانی فکری مرحوم علامه آشنا شدند و بعد این کتاب را نوشتند) و مرحوم علامه طباطبایی مقدمه ای بر این کتاب زده است ، برنامه ما این است که چند جلسه ای بر مبنای این کتاب بحث را پیش می بریم تا ان شاءالله برویم سراغ خود ِاز المیزان.
برای شروع بیان می کنیم که نظام تسخیر از دو حیث مد نظر است :
۱- عالَم را خدای متعال در تسخیر انسان آفریده است.
وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً مِنْهُ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ(جاثیه:۱۳)
همه آنچه در آسمان ها و زمین است در تسخیر شماست.
۲- خودِ انسان ها در تسخیر یکدیگر هستند.
همه نظام تسخیری از این آیه گرفته شده اند:
نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا، وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ، لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیًّا …(زخرف:۳۲)
ما جوری عالم را آفریده ایم که بعضی ها ، بعضی دیگر را در سخریه بگیرند.
نوع رابطه ما با یکدیگر بر اساس نظام تسخیر است ،
برای وارد شدن به بحث ، چند مقدمه لازم است.
مقدمه اول این است که انسان موجودی اجتماعی است و این مسئله کاملا روشن است و نیاز به استدلال ندارد.
هر انسانی در خودش این تمایل را دارد که در جامعه باشد و اگر بخواهد ارتباطش را با دیگر انسان ها قطع کند ، زندگی برایش بی معنا می شود.
در اینجا موضوعاتی در بحث انسان شناسی و خدا شناسی وارد است که ما قصد وارد شدن به این فضا را نداریم.
این حرفها به دلیل این که از دوران ابتدایی تا دانشگاه برای همه مطرح شده ، یک حالت شعاری و تکراری پیدا کرده، از طرفی ما در این جلسات قصد اثبات خدا را نداریم ، فعلا همان اطلاعاتی که در ذهن مخاطبین جلسات هست ،برای ما کفایت می کند ،بلکه هدف آن است که بگوییم کسی که خدا را قبول دارد ،با کسی که خدا را قبول ندارد ، چه تفاوتهایی در زندگی با همدیگر دارند؟! و سبک زندگی و ساختار اجتماعی و سیاسی آنها چه تفاوتی با هم می کند؟
پس از قبل می دانیم که انسان مُلکی دارد، ملکوتی دارد، دنیایی هست ،آخرتی هست، ….خیلی خب نمی خواهیم اینها را اثبات کنیم. می رویم سراغ بقیه ی حرفها باید بفهمیم با این دانسته ها قرار است چه اتفاقی در زندگی ما رخ بدهد.
گفتیم ، انسان فطرتاً موجودی اجتماعی است.
تاریخ و آثار به جا مانده از گذشتگان نشان می دهد، انسان پیوسته به حالت اجتماع زندگی می کرده است.
حالا نکته در این است که چرا انسانها اجتماعی زندگی می کنند؟
جواب اینجاست ، خدای متعال انسان را طوری آفریده که محتاج است:
یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ … (فاطر:۱۵)
انسان یک موجود فقیر و محتاج است،همه حرفهای نظام سازی و اینها روی این بُعد از انسان است که انسان محتاج است .
همه نظام های سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی؛ هنرشان این است که انسان را مدیریت نیاز کنند ، یا براش نیاز بتراشند یا نیازهایش را برطرف کنند.
انسان نیازمند است. برخی نیازهای او فردی است و بعضی اجتماعی است .
برای مثال انسان در طول شبانه روز ،نیازهای ضروری دارد ،مثل خوراک ، پوشاک ، امنیت ، مسکن و…
سوال این است که چند مورد از این نیازها را انسان به تنهایی قادر است که برآورده کند؟
به عنوان مثال یک صبحانه ساده مثل نان و پنیر را در نظر بگیرید ، اگر بخواهید همین دو قلم را خودتان به تنهایی از دل طبیعت تامین کنید، چقدر برایتان زحمت دارد و آیا می توانید؟
(برای تهیه نان)
آرد لازم است ، برای آرد ،گندم و برای گندم ،زمین….
برای کِشت ، زارع لازم است و برای زارع ،ابزار و وسایل.
یعنی فقط برای یک نانِ اول صبح ، باید زمین داشته باشید، کِشت کنید، گندم را درو کنید ، آن را آرد کنید و بعد آرد را نان کنید… حالا این ها را که انجام دادی برای پنیر ،گاو لازم است ، شیر راباید بگیرید، آن را پنیر کنید و سایر مراحل…
پس برای یک صبحانه ساده به گاودار و کشاورز و بیش از بیست نفر دیگر نیاز است تا نیاز ما برآورده شود.
پس روشن است که خداوند عالَم را اینطور آفریده که موجودات به یکدیگر محتاج اند و براثر همین احتیاجات با هم ارتباط برقرار می کنند.
ساده ترین نوع ارتباط و احتیاج همین است که در ازدواج وجود دارد ، که در واقع شفاف ترین چیزی است که انسان آن را می بیند ، چرا که هر جوانِ به بلوغ رسیده ای ، احساس می کند به یک جنس مخالف نیاز دارد. این امر یک نیاز طبیعی برای انسان است.
حالا شما در نظر بگیرید ، در امنیت یا مسکن یا سایر موارد به چند نفر نیاز داریم؟
عالَم ، عالَم نیاز است ، همین نیازها روابط را شکل می دهند و این روابط نظام تسخیر را به وجود می آورد.
واژه دیگری که علامه طباطبایی به جای تسخیر به کار برده ، واژه «استخدام» است ،یعنی انسان ها همدیگر را استخدام می کنند ، همه ما بلااستثنا در استخدام هم هستیم و این به معنای نظام تسخیر در روابط انسانی است.
نظام تسخیر ، در روابط انسانی_کیهانی ، معنای دیگری است از استخدام که در جلسات بعد توضیح می دهیم.
تا روشن بشود که این که در قرآن آمده خورشید و ماه و کواکب و نجوم در تسخیر انسان است یعنی چه؟!
(درواقع این بحث دیگری است که به آن در اصطلاح می گویند «ولایت تکوینی»)
پس روشن شد که به حَسَب نیازهایی که از دیگران تامین می کنید در تسخیرید و به حسب نیازهایی که دیگران از شما برآورده می کنند آنها در تسخیر شمایند.
مرحوم علامه طباطبایی در این باره آیه ای را مطرح می کنند که خیلی لطیف است:
… بَعْضُکُم مِّن بَعْضٍ …(ال عمران:۱۹۵)
ذهن تیزبین علامه آیه را می فهمد و می فرماید:
«بَعْضُکُم مِّن بَعْضٍ » یعنی همه ی شما از همید.
پس تعریف قرآن این است چون نیازهای یکدیگر را برآورده می کنید پس شما «بَعْضُکُم مِّن بَعْضٍ» هستید.
ممکن است من ظاهراً بگویم این فرد از من نیازی را برآورده نمی کند ، اما دقیق که نگاه کنم می بینم ، او هم بخشی از ساختار اجتماع را شکل می دهد و خودِ ساختار اجتماع یک هویت است ، و جامعه آثار و خاصیتی برای شما دارد ، هیچ کس بی تاثیر بر روی دیگری و هیچ کس مستقل و بی نیاز از دیگری نیست.
این موضوعاتی که مطرح شد، مراحل اولیه بحث است، در جلسات آینده مهندسی خداوند در نظام تسخیری را بیشتر شرح خواهیم داد.
#مهندسی_خلقت #نظام_تسخیر_متن
https://eitaa.com/Rahaei02
@Aminikhaah002_Mohandesi_Khelghat_Nezame_Taskhiri_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
6M
تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت، بخش دوم، نظام تسخیر، جلسه دوم(صوت)
#مهندسی_خلقت #نظام_تسخیر_صوت
https://eitaa.com/Rahaei02
بسم الله الرحمن الرحیم
سخنی با همراهان عزیز در کانال
امروزه با انبوهی از اخبار، اطلاعات و مطالب جذّاب مواجه ایم
اما
وقت و فرصت ما، اندک
و ناگزیر از انتخابیم
و
نکته مهم در انتخاب،
انتخاب برتر و به عبارتی، "بهترین انتخاب" است
در بین مطالب خوب، بعضی هاشون، انسان رو "گرم" میکنند و بعضی دیگر "پخته"
و باید توجه داشت که
هر گرمی، سرد میشود
اما
هیچ پخته ای هرگز خام نمیشود.
بعضی از آگاهیها تحوّل آفرین اند؛
دنیا و آخرت انسان رو دگرگون میکنند؛
مقاومت انسان رو افزایش داده و به دنبال آن افزایش رضایت مندی از زندگی را رقم میزنند.
با عدم اطلاع از بعضی آگاهیهای ضروری، مرتکب اعمالی میشویم، که متاسفانه با انجام آنها، بلاها و تنبیهات سختی برای مان رقم میخورد...
به گمان حقیر این سلسله مباحثی که در کانال قرار گرفته، از نوع آگاهیهائی است که میتواند یا برای خودمان مفید باشد یا برای عزیزانی که از یک سو با شرایط سخت زندگی و رفتار نامناسب اطرافیان به اصطلاح کم آورده اند و از سوی دیگر تحت شدیدترین بمباران رسانه های شیطانی قرار گرفته اند.(شبهه در باورها/تحریک شهوات)
و حقیر و شما سروران، با رساندن این مطالب به آنان، از یک طرف سبب "رهایی" و "نجات" یک انسان گردیده ایم و از سویی به تکلیف ایمانی و انسانی خویش عمل نموده ایم؛ انشاءالله🌸
⭕️ لطفاً جهت پیوستن به کانال رهایی،
بر روی لینک زیر کلیک نمایید.👇
@Rahaei02
تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت، بخش دوم، نظام تسخیر، جلسه سوم(خلاصه متن)
بسم الله الرحمن الرحیم
بحثی که در این جلسه بیان خواهد شد را مرحوم علامه ، در جلد چهارم المیزان و در ذیل آیه آخر سوره آل عمران مطرح فرمودند:
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا…(ال عمران:۲۰۰)
ایشان در مورد واژه « رابِطُوا » وارد بحث می شوند و مرابطه را این طور توضیح میدهند و می فرمایند:
انسان اساساً یک موجود محتاج است و خدای متعال این موجودِ محتاج را در هندسه عالم بگونه ای آفریده است که احتیاجات او به واسطه ی نوع بشر تامین می شود .
البته انسان یک سری از احتیاجاتش از روابط کیهانی تامین می شود ، اما بخش عمده ای از تامین نیازها در ارتباط با انسان های دیگر است ، که البته این هم از مدیریت خداوند است که خداوند عالَم ، نیازهای انسان را به واسطه ی افراد دیگر ، تامین می کند.
📘 متن المیزان←«اجتماع انسانى مانند سایر خواص روحى انسان و آنچه که مربوط به او است از روز آغاز پیدایش بصورت کامل تکون نیافته تا کسى خیال کند که اجتماع نمو و تکامل نمى پذیرد، نه در کمالات مادى و نه در کمالات معنوى بلکه اجتماعى شدن انسان هم مانند سایر امور روحى و ادراکیش دوش به دوش آنها تکامل پذیرفته، هر چه کمالات مادى و معنویش بیشتر شده، اجتماعش نیز سامان بیشترى به خود گرفته است و مسلما انتظار نمى رود که این یک خصوصیت از میان همه خصوصیات و خواص انسانیت مستثنا باشد، یعنى خصوص اجتماعى بودنش از همان اول پیدایشش بطور کامل تحقق یافته باشد، و اجتماع امروزیش با اجتماع روز اول خلقتش هیچ فرق نکرده باشد، بلکه این خصیصه انسان مانند سایر خصائصش که بنحوى با نیروى علم و اراده او ارتباط دارند، تدریجا بسوى کمال در حرکت بوده و کم کم در انسان تکامل یافته است.»
🔷توضیح← علامه طباطبایی در اینجا منظورشان این است که جامعه انسانی مثل خود انسان به مرور رشد داشته است و بشر هرچه جلوتر رفته تجربه های بیشتری پیدا کرده و تمدن عظیم تری را شکل داده و روابطش گسترده تر شده است.
و انسان در طول تاریخ و در گذر زمان کمالات فردی و اجتماعیش پیشرفت داشته است.
اولین جامعه ای که در عالَم شکل گرفته است، یک جامعه دو نفره بود ، یک زن و شوهر (آدم و حوا)
اینها بر اساس تمایلات و نیازهای اولیه شان به همدیگر روی آوردند .
📘متن المیزان←«آنچه بعد از دقت و تامل در حال این نوع از موجودات یعنى انسان روشن مىشود این است که اولین اجتماع و گردهم آیى که در بشر پیدا شده گردهم آیى منزلى از راه ازدواج بوده، چون عامل آن یک عامل طبیعى (منظور ازدواج ) بوده است که همان جهاز تناسلى (که زن و مرد هر کدام جهاز تناسلى مخصوص به خود را دارند) است، و این خود قوى ترین عامل است براى اینکه بشر را به اجتماع خانوادگى وادار نماید زیرا معلوم است که این دو دستگاه هر یک بدون دیگرى بکار نمى افتد، به خلاف مثلا جهاز هاضمه
🔷توضیح← علامه می فرمایند برای مثال شما جهاز هاضمه یا همان دستگاه گوارشیتان به تنهایی کار می کند، البته درست است که برای تامین نیازِ آن ، شما به دیگران نیاز دارید اما این افراد برای تامین نیازِ شما مقدمه اند و در واقع شما خودتان به تنهایی ، نیاز را برطرف می کنید ،ولی در مسئله ازدواج اینطور نیست و خودِ این نیاز ، برای تامینش وابسته به یک فرد دیگر است .
نیاز یک مرد به یک زن و نیاز یک زن به یک مرد باعث ازدواج میشود، و ازدواج باعث به وجود آمدن کوچک ترین جامعه که خانواده است میگردد.
و این نشان دهنده مهندسی خداوند است که خدا بشر را ضعیف و محتاج آفریده :
خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعیفاً ( نساء:۲۸ )
📘متن المیزان←«که اگر فرض کنیم در محلى و زمانى یک فرد انسان تک و تنها باشد، مى تواند با جویدن برگ و میوه درختان تغذى کند ولى نمى تواند به تنهایى فرزندى از خود منشعب سازد و همچنین دستگاه هاى دیگرى که در بدن انسان تعبیه شده، براى بکار افتادنش نیازى به انسانهاى دیگر ندارد و تنها جهاز تناسلى است که باید در بین دو نفر مشترکا بکار بیفتد، دو نفر از جنس مخالف (یعنى یک مرد و یک زن).
بعد از تشکیل اجتماع کوچک یعنى خانواده،
یک مشخصه دیگر بشرى خودنمایى کرد، که ما در مباحث گذشته این کتاب آن مشخصه را استخدام نامیدیم»
در اینجا واژه دیگری مطرح می شود به نام «استخدام» .استخدام همان ،تسخیر است ، وقتی بشر قرار است با یک بشر دیگر زندگی کند اینها باید همدیگر را در جهت تامین نیازهایشان تسخیر کنند.
یک زن احتیاج به امنیت و قدرت دارد که آنها را مرد تامین می کند( مرد از نظر فیزیولوژیکی قوی تر است پس باید برای زن تامین امنیت کند) و زن هم توانایی هایی دارد و باید به وسیله ی آنها مرد را تامین کند .
و هر کدام از زن و مرد می بایست در جهت رفع نیاز از دیگری خودش را مُسخّر همسر خود قرار بدهد.
بشر وقتی قرار است با یک بشر دیگری زندگی کند موظف است این اصل اولیه را بپذیرد که باید به استخدام دربیاید. اساسا همین واژه «تعهد» برای همین شکل گرفته است و هیچ زن و شوهری نیستند که بدون تعهد ازدواج کنند ، اصل ارتباط در این است که دو طرف ، شروط و ضوابطی را برای هم تعیین می کنند که طرفین باید به آن پایبند باشند ،این می شود استخدام.
زن به استخدام مرد درمی آید و مرد به استخدام زن.
اینجاست که روشن می شود ، عالَم ، عالَم تسخیر و نظام ، نظام تسخیر است.
📘متن المیزان←یعنى اینکه هر انسانى بخواهد به وسیله انسانى و یا انسانهایى دیگر حوائج خود را بر آورد و سلطه خود را گسترش دهد، آن گاه برایش ممکن است که اراده خود را بر آن انسانها تحمیل کند تا هر چه او مى خواهد آنها بکنند و رفته رفته این خصیصه به صورت ریاست جلوه کرد، ریاست در منزل، ریاست در عشیره (فامیل)، ریاست در قبیله، ریاست در امت.
🔷 توضیح← از اینجا جامعه می رسد به مرحله ریاست ،جامعه اولیه که زن و شوهر بودند و یک خانواده دو نفره را تشکیل می دادند که
البته در خود این خانواده هم ریاست معنا دارد اما وقتی که تعداد خانواده ها بیشتر بشود و روابط به بیرون از خانه هم برسد و ارتباطات پیچیده تری شکل بگیرد ، ریاست هم معنای دیگری پیدا می کند که می شود آن را تعبیر به حکومت یا قدرت کرد.
در اینجاست که این نیاز به وجود می آید که یک مجموعه یا حاکمیتی این تسخیر و استخدام را مدیریت کند که البته این حاکمیت باید ضابطه مند باشد وگرنه ظلم ، استبداد ،قتل عام ،دیکتاتوری پیش می آید.
نظام تسخیر برای اجتماع یک حاکمیت را مطرح می کند و پیشرفت این اجتماع در گرو این است که همه ، ریاست این رئیس را بپذیرند و آن رئیس هم باید طبق ضابطه حکم بکند در این صورت است که یک نظام تسخیری منسجم در عالم شکل می گیرید.
بحث نیاز به شرح بیشتر دارد که ان شاءالله در جلسات بعد بیان خواهد شد.
#مهندسی_خلقت #نظام_تسخیر_متن
https://eitaa.com/Rahaei02
@Aminikhaah003_Mohandesi_Khelghat_Nezame_Taskhiri_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
5.1M
تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت، بخش دوم، نظام تسخیر، جلسه سوم(صوت)
#مهندسی_خلقت #نظام_تسخیر_صوت
https://eitaa.com/Rahaei02
ضمن خوش آمدگویی به عزیزانی که به تازگی به کانال پیوستند خواهشمندم لطفا به اولین پیام رفته و مباحث را از اول شروع کنید
https://eitaa.com/Rahaei02
تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت، بخش دوم، نظام تسخیر، جلسه چهارم(خلاصه متن)
بسم الله الرحمن الرحیم
عزیزان ، برنامه ی ما در این جلسات این است که از قرآن به عنوان یک شاخص و از روایات به عنوان کلام بزرگانمان بهره ببریم و خود را برسانیم به تمدن اصیل اسلامی ، این همان غایتی است که به دنبالش هستیم.
باید روشن بشود که فرد با توجه به جایگاه و موقعیت فردی و اجتماعی که دارد چه نقشی را برای این تمدن ایفا می کند و اینکه امام زمان (علیه السلام) از هر فرد با هر شغل و مدرک تحصیلی که دارد ، چه خواسته و انتظاری دارد…و حیثیت شغلی و تحصیلی هر فرد در اجتماع برای امام زمان (علیه السلام) چه خاصیتی خواهد داشت ، و حضرت برای هر فرد چه کار و فعالیتی را تعریف خواهد کرد تا آن تمدن اصیل اسلامی در جهان شکل بدهد ، پس برای این که هر فرد وظیفه خود را تشخیص بدهد باید تمدن اسلامی شناخته شود تا به عنوان مثال یک فرد در جایگاه مهندس بداند در ساخت تمدن اسلامی حدوث و بقایش نیازمند چه مشخصه هایی است
مرحوم علامه طباطبایی در کتاب «قرآن در اسلام» که یکی از آثار فاخر ایشان است نحوه ورودشان به تعریف دین و اینکه ما چه نیازی به وحی داریم را از نظام تسخیر شروع می کنند.
زاویه او برای ورود به “دین” خیلی عجیب است ، ایشان می فرمایند چون انسان ها با هم زندگی می کنند ، نیازهایی دارند و باید این نیازها مدیریت بشود پس برای رفع این نیازها باید برویم سراغ وحی و نبوت و ولایت و…
پایه ی همه حرفها اینجاست ، شما دو تمدن در عالَم دارید و این ساختار تکوینی را دو مدل می شود مدیریت کرد .
یک مُدل آن است که خدا مدیریت می کند یک مدل هم مدلی است که شیطان مدیریت میکند.
متاسفانه از صدر عالَم تا به حال ما به معنای واقعی کلمه جامعه ای با تمدن الهی نداشته ایم. هر چه بوده تمدن شیطانی بوده و او این روابط و نظام تسخیر را مدیریت می کرده.
علامه ذیل آیه۲۰۰ سوره آل عمران نقدی برای دمکراسی دارند که فرهیختگان عالَم هنوز نفهمیده اند منظور او چیست ! (۵۰ سال پیش) ایشان می گوید این روش استخدام ، روش دیکتاتوری است و آن هم دیکتاتوریِ مردم بر مردم .
شیطان پیشرفت کرده و از دیکتاتوریِ فرد بر مردم رسیده است به دیکتاتوریِ مردم بر مردم.
(اینها در جلسات جلوتر بیشتر شرح داده خواهد شد)
پس در این جلسات ما به دنبال این هستیم که تمدن اسلامی بسازیم و برایمان روشن شود که تمدن اسلامی چه شاخصه هایی دارد وشیطان چطور تمدن می سازد؟ و چطور روابط اجتماعی را مدیریت می کند؟
دانستیم که انسان یک موجود محتاج است و شیطان با دانستن این امر نیازهای او را مدیریت می کند.
قرآن رسماً می گوید شیطان یک سری چیزهایی که نیاز نیست را برای انسان نیاز جلوه میدهد و نیاز حقیقی را از اولویت می اندازد و حتی در روابط انسانها با همدیگر دست می برد:
وَ لاََمُرَنهَّمْ فَلَیُغَیرِّنَّ خَلْقَ اللَّهِ.(نساء:۱۱۹)
خلق الهی را تغیر میدهد ،ساختار اجتماع را بهم می ریزد ، ساختارهای سیاسی را خراب می کند و تمدن می سازد.
نکته دوم که مطرح است اینکه «استخدام» و «تسخیر» واژه هایی مثبت است یا منفی؟
مثل این می ماند که بگوییم آشامیدن واژه ی مثبتی است یا منفی ؟
جواب این است که این واژه ها خنثی هستند . البته در فارسی معمولا این واژه ها را با بار منفی می گوییم ، درخواستم این است توجه بفرمایید که این واژه ها از قرآن بیرون می آیند و تفاوت دارند با واژه های معمولی که از مردم می شنوید . استخدام و تسخیر واژه های قرآنی هستند و هردویشان خنثی است .
ذات طبیعت و ساختار عالَم اینطور است که همان طور که انسان برای بقای خودش به نوشیدنِ آب نیاز دارد ، ساختار اجتماعی او هم برای بقایش به روابط نیاز دارد.
این روابط نامش «تسخیر » است ، این واژه مثبت یا منفی بودنش بستگی دارد که چه کسی دارد مدیریت می کند ، خدا یا شیطان ؟!؟
(شرح بیشتر این موضوع در جلسات آینده خواهد بود)
مرحوم علامه طباطبایی فرمودند که بشر به خاطر نیازهایش خصوصاً نیازِ تَوالُد و تناسل به هیچ عنوان نمی تواند فردی زندگی کند و حتما به اجتماع روی می آورد و از اجتماع خانواده های کوچک در کنار همدیگر مجموعه به نام دهکده شکل می گیرد و افراد کنار یکدیگر یک جامعه کوچک را شکل می دهند و در اینجاست که این جامعه نیاز به امنیت ، مسکن و تامین سایر نیازها دارد پس باید یک نفر به عنوان رئیس تعریف بشود تا تامین این نیازها را مدیریت کند.
این جاست که امیرالمومنین در نهج البلاغه می فرماید:
انّه لابُدَّ للنّاسِ مِن امِیرٍ بَرٍ اَو فاجِرٍ…؛
مردم به ضرورت، باید حاکمى داشته باشند، نیکوکار باشد و یا بدکار.»
مردم نمی توانند بدون حاکمیت و بدون حکومت و بدون امیر زندگی کنند. می خواهد این حاکم خوب باشد می خواهد بد باشد. چرا که هیچ جامعه ای نمی تواند در هرج و مرج پا بر جا بماند.
مرحوم علامه می فرمایند ذات بت پرستی اساسا به واسطه ی این نیاز شکل می گیرد ، چرا که بشر نیاز دارد یک نفر رئیس باشد و او را مدیریت کند و او (بشر) در اختیار و تسخیر آن باشد. اینجاست که مفهومی به نام عبودیت معنا می یابد.
اکثر آیات قرآن که در مورد بت است و متاسفانه ما با آنها ارتباط برقرار نمی کنیم نکته اش در این است ، و این نیاز بشر را مطرح می کند.
فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَیْتِ الَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ (قریش:۳و۴)
اصلا عبودیت اینجا محقق میشود که ما کسی را می پرستیم که احساس کنیم جوع (گرسنگی) ما را برطرف می کند و امنیتمان را تامین می کند.
لقمه نانم در دست اوست و تامین جانم در دست اوست.
این می شود رب شما ،این میشود خدای شما ، این بت یک وقت سنگ است یک وقت چیز دیگری است و حتی یک وقت ممکن است یک نظام سیاسی باشد .
جریان عبودیت این است ، انسان نیاز دارد و باید این نیاز برطرف بشود، شما برای برآورده شدن نیازتان به چه نظامی سر تسلیم و کرنش نشان میدهید ؟ هر جا که سر تسلیم فرو بیاورید یعنی همان را می پرستید.
قرآن می فرماید شیطان را نپرستید :
أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ(یس:۶۰)
و یا در جای دیگر از زبان حضرت ابراهیم می فرماید:
یا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّیْطانَ إِنَّ الشَّیْطانَ کانَ لِلرَّحْمنِ عَصِیًّا (مریم:۴۴)
پس بدانید که دو جریان در عالَم برقرار است:
۱-جریان شیطان ←تمدن شیطان←تامین نیاز شیطانی
۲-جریان رحمان ←تمدن رحمان←تامین نیاز رحمانی
ان شاءالله که ضرورت بحث روشن شده باشد ، از جلسات بعد جدی تر وارد بحث خواهیم شد
#مهندسی_خلقت #نظام_تسخیر_متن
https://eitaa.com/Rahaei02