داشتم چند روز پیش پادکست تی نبات نیکی مجلسی رو گوش میکردم که یه چیز خیلی جالبی گفت که احساسش کردم تو زندگیم :
ما یه سری موقع ها وقتی اتفاق بدی برامون افتاد میشینیم بابتش گریه میکنیم بعد هی میریم اتفاقای بد گذشته هم میاریم وسط و یه دور برای اونا هم گریه میکنیم چون دنبال بهونه ایم انگار خودمون میخوایم اوضاع رو بدتر کنیم و گفت پس اگه حالتون سر چیزی بده اگه اتفاقی افتاده براتون برای همون گریه کنید نرید گذشته رو شخم بزنید و حال خودتونم بد نکنید ✨
وقتی داری تو گوشیت میچرخی یکیو میبینی که قبلا فنش بودی ولی الان نیستی خاطرات قبلت مرور میشه
یه موقع هایی یادم میره که سرنوشتم دست خداست و خدا هست که داره زندگی من رو اداره میکنه من برای چی باید استرس داشته باشم؟
مطمئنم اینو شنیدید:
ما سوار هواپیما میشیم بدون اینکه خلبان رو بشناسیم
ما سوار اتوبوس میشیم بدون اینکه راننده رو بشناسیم
پس چرا برای چیزی استرس داشته باشیم وقتی کسی که درکاره خداست؟