تو سرچ ایتا داشتم یه چیزی رو سرچ میکردم که ایتا پیوی دوست صمیمی قبلیم رو آورد که بیشتر از 1 ساله از نزدیک ترین آدم ها بهم تبدیل شدیم به دوتا غریبه...
نمیدونم چرا ولی رفتم پیامامونو برای بار هزارم خوندم و باخودم گفتم یادش بخیر اون دوران هیچوقت و هیچوقت و هيچوقت فکر نمیکردم با این آدم غریبه بشم و دیگه ازش خبری نداشته باشم.
بعد از اون قضایا دیدم نسبت به روابط خیلی تغییر کرد فکر میکنم هردو عوض شدیم و اثراتی رو هم گذاشتیم حداقل روی من گذاشت حتی رو عادت هام حالا این تاثیر شاید خوب بود و شایدم بد ولی اون تاثیرش رو گذاشت و رفت و منم گذاشتم و رفتم ولی زندگی همینه دیگه شکایتی هم نیست.
هدایت شده از برکینگ خوب؛
امشب که دیدم بعد بازی، هم تیمیایی مسی کلی بغلش کردن، پرتش کردن هوا و اینا بعد یادم اومد رونالدو رو یامال اومد دلداریش داد و بغلش کرد یه دور از اولم غمم گین شد.
تلویزیون رو که روشن میکنم این تصاویر رو که میبینم انگار قفسه سینم پر میشه از حرف و گریه از اینکه چقدر به اون آقا و خانواده اش مدیونم و چقدر یه جاهایی ناحقی کردم و چه جاهایی که باید حرف میزدم درموردشون و هیچی نگفتم خدا منو ببخشه و خود آقا حلالم کنند.