.
هر روز که شب میشه تیک یه مأموریت روزانهمونم خورده میشه و هر هفته تیک مأموریت های هفتهمونننن و هرماه و هرسال!✅
ولی این مأموریت ها قراره قدمای نقشه راهمون باشن واسه اون مأموریت گندههه!!!!💪🏻
.
دنیا به آدمای #ماموریت_باز واسه رو به راه شدنو رو به راه کردن نیاز دارهههه!!
ما که نمیدونیم شاید اوناهم یه روزی تو نوجوونیشون گوشهی تقویم جیبی یا پلنرشون نوشتن؛
ماموریت گندهی من : «رو به راه کردن دنیا»❤️
.
.
راستی تو چی رفیقممم؟
تو مأموریت گندهی زندیگتو پیدا کردییی؟؟
تو گوشهی پلنرت چی نوشتی؟!!!👀
👉🏻 @kara_rahzan
.
.
دیروز دخترکو تو سلف دیدمو گفت هرچی کاره بذارم کنار واسه امروز تا باهم بریم یه جایی ✊🏻
.
.
حالا کجا؟ همونجایی که هروقت دخترکو پیدا نمیکنم سرمیزنم بهش. چون به قول خودش پناهگاهشه و امروزم خوشحال ترینم که باهاش رفتم 😌
.
.
تو حالو هوای خودش رازشو برداشتو یه چیزایی نوشت✨ منم دست به دوربین شدم چون راز و دخترک باهم از قابای مورد علاقهی منهههه😍
.
تو "روز پناه بردنِ" رازش نوشت:
تو پناهگاه منی...
وقتی در مونده میشم از همه جا!
وقتی دنیا با همه بزرگیش تنگ میشه واسم
وقتی دلم میگیره از خیلی ها...
من فقط و فقط میتونم به تو پناه بیارم
هر کاری ام کردم این بغل امن رو از من نگیر پناه من...♡
✨@rahzan_rb
.
وقتی بهش عکسشو نشون دادم از اون لبخند
های معروفش زدو گفت امروزو این عکس یه
نشونه شد واسم تا بیشتر بریم دنبال رازامون
و شاید نوشتن راز های جدید...🫀
.
.
دیروز شب شد درحالی که با قصهزی درحال دویدن بودیمو با بچه های تیم راه دورهم جمع شدیم واسه یه جلسه متفاوت تر از همیشه و به قول قصهزی:واسه نزدیک تر شدن به قله ای که شاید خیلی نزدیکههههه 🌱
.
.
با دلای پر رفتییییم تو جلسه و با جیبای پر از امید برگشتیم ✊🏻
و البته با یه سکوت عمیق که حتی تعجب خانوادهمو برانگیخته بود و من فقط درحال فکر کردنو نوشتن بودم✨
.