eitaa logo
رنگین کمان 🌈
472 دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
1.3هزار ویدیو
43 فایل
کشکول (سیاسی،اجتماعی،دینی،عکس نوشته و...) لینک دعوت کانال ⬇️ http://eitaa.com/joinchat/929759250C9dcea431bf برآے تبـادلـ و پیشنهادات بہ آیدے زیر مـراجـعـہ ڪنـید💐 @Mf4506 @Sobhan59 👌برداشتن هر گونه مطلبی از کانال جایز است #حَلالاًطَیّباً
مشاهده در ایتا
دانلود
874_739_1.mp3
1.71M
زیارت امام حسین در نیمه ماه رجب 🌙 56BitR📀2MB⏰Time=7:6 ┄═🌼💠🌷💠🦋💠🌸💠🌼═┄
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دعای‌اُمِّ‌داوود۩فرهمند.mp3
3.38M
👩‍👦 دعای ام داود ام داوود 🎤 با نوای محسن فرهمند 18BitR🚀3/2MB⏰Time=24:12 ┄═🌼💠🌷💠🦋💠🌸💠🌼═┄
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دعای‌اُمِّ‌داوود۩مطیعی.mp3
30.85M
🧕📖 دعای ام داود ام داوود 🎤 با نوای حاج میثم مطیعی+روضه 64BitR🚀29MB⏰Time=64:2 ┄═🌼💠🌷💠🦋💠🌸💠🌼═┄
11.67M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👩‍👦 دعای اعمال ام داوود از اعمال روز پانزدهم ماه رجب 🎬 تصویری با ترجمه 🎙 با نوای حاج مهدی سماواتی ┄═🌼💠🌷💠🦋💠🌸💠🌼═┄ برای‌عضویت‌ و دسترسی‌ به‌ صوت‌ تمام ادعیه ومناجات‌هادر«ایتا»از👇وارد‌شوید 🌍 https://eitaa.com/joinchat/4293591059Cbf2d1beda7
اعمال‌اُمِّ‌داوود۩کامل‌ومختصر.mp3
47.88M
🧕📖 اعمال ام داود بصورت کامل و مختصر ( دعای ام داوود ) 📃... پانزدهم ماه رجب را روزه بگیرد، در روز پانزدهم، نزد زوال غسل کند و چون ظهر شد، نماز ظهر و عصر را بجا آورد در حالی که رکوع و سجود را نیکو انجام دهد و در مکان خلوتی باشد که چیزی او را مشغول نسازد و انسانی با او سخن نگوید وقتی که نمازش به پایان رسید رو به قبله کند و این سوره ها را بخواند: 1️⃣ سوره حمد، 100 مرتبه 2️⃣ سوره اخلاص(قل‌هو اللّه‌احد)100 مرتبه 3️⃣ آیة الکرسی، 10 مرتبه ❇️خواندن سوره های👇 4️⃣ انعام صفحه128 5️⃣ اسراء (بنی اسرائیل)صفحه282 6️⃣ کهف صفحه293 7️⃣ لقمان صفحه411 8️⃣ یس صفحه440 9️⃣ صافّات صفحه446 🔟 حم سجده (فصّلت) صفحه 477 ⏸ - حمعسق (شوری) صفحه483 12 - دخان (حم دخان)صفحه496 13 - فتح صفحه511 14 - واقعه صفحه 534 15 - مُلک صفحه562 16 - ن و القلم صفحه 564 17 - سوره انشقاق صفحه 589 تا آخر قرآن و دعای بعد از آن 🔴نکته مهم : دراین فایل سوره هایی که باید خوانده شود با سرعت حدر یا تحدیر (سریع) توسط استاد🎙معتزآقایی به همراه دعای ام داوود توسط🎙حاج مهدی سماواتی در یک فایل فشرده صوتی درکمترین حجم وکمترین مدت(3ساعت و20دقیقه) به ترتیب ادغام شده است ✳️توجه لازم : سوره فصلت و علق دارای آیه سجده واجبه می باشد که پس از تلاوت آیه ذکر سجده تلاوت می شود و به شرایط این دو سوره توجه گردد 32BitR🚀45MB⏰Time=200" ┄═🌼💠🌷💠🦋💠🌸💠🌼═┄ برای‌عضویت‌ و دسترسی‌ به‌ صوت‌ تمام ادعیه ومناجات‌هادر«ایتا»از👇وارد‌شوید 🌍 https://eitaa.com/joinchat/4293591059Cbf2d1beda7
بسم‌رب‌شهداءوالصدیقین🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 چله‌شهدا امروز👈3️⃣1️⃣روزچله‌شهدا 100صلوات‌وآیت‌الکرسی‌ هدیه‌ب‌روح‌.مطهر شهیدوالامقام‌ شهید👈احمدعلی‌نیری🌷🌷 ان‌شاءالله‌موردشفاعت‌شهداقراربگیریم‌🌷💐
تبعیت ازهدایت تبعیت از حضرت علی علیه السلام است.
به ولایت حضرت امیر المومنین علی علیه السلام وفا کنید
بسم الله ! سرکشی از جانبازان و مجروحان و خیمه شهدا خیلی طول کشید. هر کدام از رزمندگان را که میدیدی، از لباس و سر و وضع و سلاحش گرد و خاک و خون میچکید. پیروز که چه عرض کنم، شکست نخوردیم. عرصه سختی بود. جوری تن به تن شدیم که گاهی فضا برای چرخاندن سلاح نداشتیم و هر کس هر جور بلد بود به جان طرف مقابلش افتاده بود. کم کم اعلام کردند که رسول خدا فرموده همه جمع شوند. رسم حضرا بر این بود که بعد از هر نبرد، همه را جمع میکردند و ابتدا حاضر غیاب میکردند و سپس خطبه کوتاهی میخواندند. شروع به خواندن اسم ها کردند. پیامبر روی جهاز مختصری نشسته بود و همه رزمندگان گرد ایشان بودند. فلانی ، حاضر فلانی ، حاضر فلانی ، شهید شد فلانی ، زنده است اما مجروح شده فلانی ، شهید شد و ... تا اینکه پیامبر نگاهیبه جمعیت کردند و فرموند: علی کجاست؟ سکوت، جمعیت را فرا گرفت. هیچ کس حرفی نزد. پیامبر دو مرتبه فرمودند علی کجاست؟ باز هم همه ساکت و هاج و واج به اطرافشان نگاه میکردند! پیامبر از سر جا برخواستند تا همه جمعیت را دقیق تر ببینند. شرق و غرب یاران و لشکر را دیدند. نگاهی به زمین و نگاهی به زمان کردند. با همان حالت خاص خودشان فرمودند: بروید ... همه بروند دنبال علی ... هر کس خبر سلامتیش را بیاورد، هر چه بخواهد به او میدهم! هر چه بخواهد! تاکید پیامبر بر «هر چه بخواهد به او میدهم» خیلی وسوسه انگیز بود. چه برای طالبان معرفت و آخرت و چه برای طالبان دنیا و زر و سیم روزگار و چه برای پیاده هایی مثل من که عقلم نمیرسید پیامبر چه وعده نابی داده. فقط سه چهار نفر از اقوام و آشناها را صدا کردم و همین طور که همه جمعیت پراکنده شدند تا علی را بیابند، ما هم دنبالش رفتیم. سه چهار نفری که دور هم جمع شدیم، هر کدام برای خودشان اعجوبه ای بودند. یک نفرشان از بوی هوا میتوانست مسیر پرواز پرنده را پیدا کند! یک نفر دیگر چشمش را اگر میبستیم، از شتر و جَک و جانورها دقیق تر مسیرش را پیدا میکرد. یک نفر دیگر اصلا در همین صحرا به دنیا آمده بود و از وقتی یادش بود با دانه های شن و سوز بیابان روزگار گذرانده بود. من هم که ... نه به اندازه آنها ... اما داشتم یک چیزهایی در خودم. مثل بقیه شروع به دویدن به این ور و آن ور نکردیم. دقایقی دور هم ایستادیم و فکر کردیم. دیدیم علی مرد فرار و رو به عقب که نیست. مرد رفتن به طرف کوه و دامنه و پناه گرفتن و از بالا بلندی به دشمن زخم زدن هم نیست. یک طرف دیگر هم که لشکر خودمان بود و در این جمعیت انبوه و خیمه های شهدا و مجروحان هم نیست. پس از سه جهت فقط یک جهت میماند و آن هم جهتی است که دشمن قرار داشت! برای لحظاتی هر چهار نفرمان به همان جهت چشم دوختیم. دروغ چرا؟ هیچ کداممان دلمان نمیخواست پیشنهاد بدهیم که به مسیر فرار و عقب نشینی دشمن برویم. چون هنوز آن مسیر امن نبود و گوشه به گوشه اش امکان تله و تیرانداز و هزار چیز خطرناک وجود داشت. هر چهار نفرمان برگشتیم و به هم نگاه کردیم. گفتیم نزدیک ترین رزمنده به صف اول دشمن علی بوده. خودمان را گول نزنیم. باید به همان مسیری میرفتیم که از آن میترسیدیم. راهی نبودا. شاید همه اش دو سه کیلومتر نبود. ولی فقط جبهه رفته ها میدانند دو سه کیلومتر در عمق دشمن رفتن بعنی چه؟ بسم الله گفتیم و رفتیم. از اینکه قدم به قدم که از وسط کشته های دوست و دشمن رد میشدیم و چه حالی داشتیم بگذریم. تا اینکه از جایی به بعد، دیگر جنازه خودی نمیدیدم. تکه پاره های دشمن بود که مشخص نبود به آنها صاعقه خورده یا تیر غیب به سر و گردن آنها فرود آمده که نَبُریده ... کاش بریده بود ... ریز ریزشان کرده! وقتی جلوتر رفتیم، یک نفرمان گفت «ابوالحسن اینجا بوده! شک نکنید.» من گفتم «از اینکه ابوالحسن فقط میتواند اینجاها باشد شکی نیست اما تو چطور فهمیدی؟» گفت «به جنازه ها نگاه کنید. همه از سینه به بالا لته پار شده اند و ندارند. معمولا ذوالفقار علی پایین نمی آید. از همان بالا که مثل صاعقه فرود می آید و مسیر را کوتاه کرده و همان سر و کول و گردن و سینه و اعضای رئیسه را میزند و از هم میپاشد و پیش میرود.» یک نفرمان گفت «شیر مادر حلالش! نگاه کن ... اصلا جنازه خودی اینجا نیست. همه جا ... اِ ... آنجا ... نگا ...»