eitaa logo
- راشِــــــد ³¹³
1.2هزار دنبال‌کننده
9.4هزار عکس
9.3هزار ویدیو
48 فایل
بسم حق ؛ راشِــــد ؟ رَهنَمـــــٰا رَهنَمایمان ؟ صاحـِـــب الزَمــــان . * فوروارد ؟ به دنبال شهرت نیستیم ، فلذا کپی مشکلی نداره . ولی احوالـٰات نه .. [وَقف امام زَمـٰان عَج]
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گناه‌ میکنه ؛ بعد‌ میگه‌ قراره‌‌ توبه‌ کنم ببخشید ولی‌ عزرائیل‌‌ قبلش‌ باهاتون‌‌ هماهنگ‌‌ نمیکنه...! -شهید عباس‌ دانشگر
اینقدر‌ نگو : اگه‌ببخشم‌ڪوچیك‌میشم، اگه‌بـٰاگـذشت‌ڪردن، کسـی‌ڪوچیک‌میشد، خدآ اینقَدر بزرگ‌ نـبود'!:) ــ ـ ـ ـ ـ ـ ــــــ𑁍ــــــ ـ ـ ـ ـ ــ
32.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با شرکت در پویش کاشی حرم، نام خود را پشت کاشی های حرم مطهر امام حسین علیه السلام، صحن و شبستان حضرت زینب سلام الله علیها ماندگار کنید. 🔗 لينك شرکت در پویش كاشى حرم 👇: https://atabat.org/fa/forms/80 🔺با اشتراک این پست در ثواب مشارکت شریک شويد. @atabat_org
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عروسی به این می‌گن؛ ایول به این عروس و داماد خفن🥰😍 آفرین به این روح و روحیه‌ی 💪🏻👏🏻 ببینید مهمون‌ها از چه قشری دعوت شدن؟! ☺️
زرنگ باش، نیت کن!☺️🍃 آیت الله ناصری (ره) [ یک وقت خدمت آیت الله بهـجت بودیم؛ فرمود: همان اندازه که تصمیم گرفتی کار خوب انجام بدهی، خـداونـد یک حسنه برای آن می‌نویسد! اگر آن کار خوب را انجام دادی، ده برابر برای تو می‌نویسد و اگر انجام ندادی، آن یک حسنه را هم خط نمی‌زند.]
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مادر شهید یوسف داورپناه : ✨من مظلوم ترین مادر شهید ایرانی هستم مادر شهید: پسرم یوسف بعد از عملیات آزادسازی خرمشهر برگشت ◇ کوموله ها ریختند و یوسف رو دستگیر کردند ،  گفتند به خمینی توهین کن یوسف این کار رو نکرد. ◇ به من گفتند توهین کن، گفتم  چنین کاری نمیکنم. گفتند: بچه ات را میکشیم بازهم قبول نکردم ◇ پسرم رو بستند به گاری و جلو چشمم سر از تنش جدا کردند و با ساطور دست ها و پاهاش را قطع کردند، شکمش را پاره کردند و جگرش را درآوردن ◇ گفتند: به خمینی توهین کن، بازم توهین نکردم ، من رو با جنازه تکه پاره شده پسرم  در یک اتاق گذاشتند و در رو قفل کردند ◇ بعداز ۲۴ ساعت در را باز کردند گفتند: باید خودت پسرت را دفن کنی.گفتم : من طاقت ندارم خاک روی سر پسرم بریزم ◇ گفتند: جنازه اش را میبندیم پشت ماشین و تو روستاها میگردانیم ◇ شروع کردم با دستان خودم  قبر درست کردن، با گریه می گفتم: یا فاطمةالزهرا، یا زینب کبری؛ انگار همه عالم کمکم میکردند برای حفر قبر پسرم. دلم گرفت، آخه پسرم کفن نداشت که جنازه اش را کفن کنم گوشه ای از چادرم را جدا کردم و بدن تکه تکه پسرم را گذاشتم داخل چادر. ◇ فقط خدا خودش شاهد هست که یک خانم چادری بالای قبر ایستاده بود و به من دلداری میداد و میگفت: صبر داشته باش و لا اله الا الله بگو. کنار قبرش نشستم و با دستان خودم یواش یواش رو صورت یوسفم خاک ریختم؛ به همین خاطر من مظلوم ترین مادر شهید ایرانی هستم. ✨مادران شهدا مثل کوه پای نظام جمهوری اسلامی و ولایت ایستادند🇮🇷🥀 ما برای انقلاب چه کردیم؟ مدیون خون شهدا و خانواده های شهداییم🌷 ✨شادی روح مطهر امام و شهداء صلوات✨
هرگاه نمازت قضا شد و نخواندی، در این فکر نباش که وقتِ نماز خواندن نیافتی، بلکه فکر کن چه گناهی را مرتکب شدی که خداوند نخواست در مقابلش بایستی! 🤍
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- 💢 یه بنده‌خدایی‌میگفت ما فقط صنعت آفتابـه سازی رو بلدیم🚿؛ راست‌میگفت،منتھی‌آفتابه‌هامون یخورده بزرگه😂
- هرجور میخوای باش؛ ولی یه جو مرام و معرفت داشته باش که واس همون یه جو مرامت بخرنت..! 🪧
🌸نماز جماعت يكي از شب‌ها، در سنگر اجتماعي نماز جماعت مغرب و عشا برپا بود. حدود 20 نفر به‌راحتي مي‌توانستيم در آن سنگر با هم نماز جماعت بخوانيم. يكي از برادران جلو رفت و شروع كرد به خواندن نماز. بقيه هم به او اقتدا كردند. ركعت دوم را كه خواند، نشست تا تشهد بگويد. در همين حين يكي از بچه‌هاي آذربايجاني - كه آن لحظه نماز نمي‌خواند و فقط براي اذيت در صف اول پشت سر امام جماعت ايستاده بود - با سوزن و نخ انتهاي پيراهن او را به پتوي كف سنگر دوخت و به همان حال، در جاي خود نشست. بقيه كه متوجه كار او شده بودند، به خود فشار ‌آوردند تا جلوي خنده‌شان را بگيرند. امام جماعت تشهد را كه گفت، خواست براي خواندن ركعت سوم بلند شود كه احساس كرد لباسش به جايي گير كرده. بريده بريده گفت: بحول ... بحول ... بحول ... ا... ا... نتوانست بلند شود. ناگهان صداي انفجار خنده در سنگر پيچيد. همه به دنبال او كه اين كار را كرده بود، دويدند و از سنگر دررفتند.