eitaa logo
- راشِــــــد ³¹³
1.3هزار دنبال‌کننده
9.4هزار عکس
9.4هزار ویدیو
48 فایل
بسم حق ؛ راشِــــد ؟ رَهنَمـــــٰا رَهنَمایمان ؟ صاحـِـــب الزَمــــان . * فوروارد ؟ به دنبال شهرت نیستیم ، فلذا کپی مشکلی نداره . ولی احوالـٰات نه .. [وَقف امام زَمـٰان عَج]
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
میگن هر چقدر دلتنگ کربلا و امام حسینی ضرب در صدش بکن؛ امام حسین صد برابر دلتنگ توئه اصلا امام دلتنگ تو شده که این روزا به دلت آتش افتاده .. 🤍🌱 وإلا دل های غفلت زده ما کجا و انقد امام حسینی شدن کجا؟ خودمونیم دیگه غریبه که بین مون نیست! ما کی انقد رقیق شده بودیم که اشکمون برای زیارت امام مون دم مشکمون باشه؟ این حال برای خودمونه واقعا یا امام حسین نظر کرده؟🥲❤️
هروقت‌میری‌رختخوابت یہ‌‌‌سلامی‌هم‌بہ‌‌‌امام‌زمانت‌بده.. ۵دقیقہ‌‌‌باهاش‌‌حرف‌بزن؛ چہ‌‌‌می‌شودیہ‌‌‌شبی‌بہ‌‌‌یاد‌کسی‌باشیم‌کہ‌‌‌ هرشب‌بہ‌‌‌یادمان‌هست..🖤🥀!
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پاسخ هموطن ها به مجری حروم‌لقمه منوتو: اینجا هرچیزی که تو عمر پدرت ندیدی رایگانه
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فرق میکنه کی رئیس جمهور باشه:)
دلم برای غریبی آقام میگیره :))) اینجا امامزاده هاش هم حرم دارن ولی آقام هنوز زیرِ آفتابه :)))) ¹¹⁸ .
🔥 [ مرگ آگاهی شاه کلید ترک گناه 👻 _ 6 _ ] 👤استاد پناهیان میگن: در هر زمینه‌ای که دیدی هوای نفست کوتاه نمیاد و از شما میخواد ⚠️🔥 راهش اینِ که بترسونیدش در روایات آمده: مومن رو ترس اصلاحش میکنه، چرا خدا عذاب‌های قبر و قیامت رو قرار داده؟چرا ظاهرمرگ رو وحشتناک قرار داده؟؟ برای اینکه هوای نفس نامرد ما رو بترسونه! پس هر وقت فکر گــنــاه زد به سرت زودی یاد مرگ بیفت و شروع کن به فکرکردن در مورد تنهایی شب اول قبر😔🖤 اینطوری احتمال اینکه هوای نفست ساکت بشه بیشتره😊🤐 ‌ ‌‌‌.
‌ چند روز پیش یکی پیام داد گفت من اینقدر به مرگ و قیامت فکر کردم که استرسم زیاد شده و دیـگه از عــبـادت لذت نمیبرم😰 شاید یاداوری این نکته بد نباشه و بگم: آدم از چیزی که ازش مــیتــرسه نمیتونه آرامــــش بــگــیــره و بــشــه مـنبـع لــذتــش✨ ‌هیچوقت ترس رو عامل عبادت قرار نده❌ ترس از عذاب الهی تنها یکی از روش هاست برای ترک گناه، و تا زمانی که شناخت دقیقی ازخدا و باطن گناه و دین نداشته باشی بعیده که این روش اثر خودش رو بزاره⚠️ ‌‌
🍂-ناگفته‌هایی از ساعات شهادت شب آخر همه کنار هم بودند. مثل هر سال، عید غدیر را در خانه پدری آقا مصطفی جشن می‌گرفتند. ریحانه با لباس نونوارش می‌درخشید و روسری سبز فاطمه‌سادات، صورت معصومش را شیرین‌تر کرده بود. ناهار را که خوردند، تلفن مصطفی زنگ خورد؛ باید جایی می‌رفت. بچه‌ها با شیطنت سر شوخی را باز کردند:«بابا نکنه قراره شما هم شهید بشی که احضارت کردن!» مصطفی لبخندی زد، و برای اینکه دل‌شان قرص شود، یک «نه» کش‌دار تحویل‌شان داد. اما وقت رفتن، رو کرد به فهیمه‌خانم و گفت: «بهتره امشب نرید خونه‌مون. یا همین‌جا بمونید یا برید خونه پدر و مادرت. من هم شب برمی‌گردم.»مصطفی که رفت، فهیمه و بچه‌ها هم کم‌کم برای رفتن آماده شدند. قرار شد شب را بروند خانه پدر و مادر فهیمه. ریحانه‌سادات موقع خداحافظی خودش را به پدربزرگ چسباند و با شیرین‌زبانی همیشگی‌اش گفت:«بابا جون حالا که باب شهادت باز شده دعا میکنی من شهید بشم؟!»دل آقای ساداتی لرزید. نگاهش را از چشم‌های ریحانه گرفت و گفت:«دعا میکنم اجر شهید رو بهت بدن دخترم!»اما چند ساعت بعد حوالی اذان صبح، خبر انفجار یک خانه در نارمک تیتر یک رسانه‌ها شد. خانه‌ای که همه اهالی‌اش شهید شدند. سید مصطفی، فهیمه، ریحانه‌سادات ۱۴ ساله، فاطمه سادات ۱۰ ساله، سیدعلی که تازه تولد ۴ سالگی‌اش را گرفته بود و مادر و پدر فهیمه‌خانم...
ما را به چه خواهند شناخت؟؟💔
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
: [ فرمودند: شب جمعه مشغول مطالعه بودم، که به این دعا رسیدم: ﴿بسم الله الرحمن الرحیم، اَلْحَمْدُ لله مِنْ اَوَّلِ الدُّنْیا اِلے فَنائِها وَ مِنَ الآخِرَه اِلے بَقائِها اَلْحَمْدُاللهِ عَلے کُلِّ نِعْمَه اَسْتَغْفِرُالله مِنْ کُلِّ ذَنْبٍ وَ اَتُوبُ اِلَیْه وَ هُوَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ﴾  بعد یک هفته مجدد خواستم آن را بخوانم در حالت مکاشفه از ملائکه ندایی شنیدم: که ما هنوز از نوشتن ثوابِ قرائت قبلی فارغ نشده ایم!✨ ] 📮