روی دستش 'پسرش' رفت
ولی قولش نه...!
نیزه ها تا 'جگرش' رفت
ولی قولش نه!
شیر مردی که در آن واقعه 'هفتاد و دوبار'
دست غم بر 'کمرش' رفت
ولیقولشنه!
هر کجا مینگری
نام حسین است و حسین:)
ای دمشگرم 'سرش' رفت
ولی قولش نه!
حالا که نیستید؛ وقتی مراسم های بیت رهبری به پایان می رسد دست هایمان را برای خداحافظی بالا نمی بریم دیگر برای گرفتن انگشتر و چفیه به سمت شما پرواز نمیکنیم؛ دیگر نیستید که سرتا پا چشم شویم و تا ثانیه آخر رفتنتان را از حسینیه تماشا کنیم؛ اگر بودید به جای تکیه بر دسته صندلی ساده شما بر شانه های محکمتان تکیه می کردیم؛ کاش بودید و باز هم روی این زیلوهای آبی رنگ خانه قشنگتان راه می رفتید و قند در دلمان آب می شد؛ کاش بودید