فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥دیدم قهرمان دنیا را
در حرم لا به لای مردم بود
روی قلبش مدال زرینِ
خادمی امام هشتم بود
#حاج_قاسم
چهارشنبه های آقامون امام رضا علیه السلام
✅در مشکلات مختلف،باید به کدام یک از معصومین علیه السلام متوسل بشویم؟
🌹مرحوم علامه مجلسی نقل میکند:
✨فردی به نام "ابوالوفای شیرازی" در زمان حکومت ابی علی الیاس زندانی و تهدید به قتل شد.
🍃ایشان متوسل به حضرات اهل بیت علیه السلام میشود.
🌟شب در عالم رؤیا،حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله را زیارت میکند.حضرت میفرمایند:
👈🏼در حوائج دنیوی به من متوسل نشو،
✨به دخت گرامی ام متوسل نشو،
✨به حسن و حسین علیه السلام هم متوسل نشو،
⬅️بلکه در امور بلند و معنوی به این ها متوسل شو.👇🏼👇🏼
☀️از امام باقر و امام صادق علیه السلام آخرت را بخواهید،
☀️از امام زین العابدین علیه السلام، دفع شرّ سلاطین و شیاطین را بخواهید،
☀️از امام موسی بن جعفر علیه السلام عافیت را بطلبید،
☀️اگر در مسافرت به مشکل برخورد کردید به امام رضا علیه السلام استغاثه کنید.
🌺آنگاه فرمودند:
✨ولی اگر کارد به استخوان رسید و شمشیر به گردنت رسید، یوسف زهرای اطهر فرزندم را صدا بزن و بگو:
🌸یا صاحبَ الزَّمان اَنا مُستَغیثٌ بکَ
یا بگو:
🌸الغَوثَ اَدرِکنی.
"مهدی جان؛من به تو پناهنده شدم. به فریادم برس؛
یا غوث حقیقی؛ به فریادم برس..."
✅ابوالوفا میگوید:
من این جملات را در عالم رؤیا گفتم و از خواب پریدم.
🍁یک وقت دیدم مامورین ابی علی الیاس آمدند و ما را پیش او بردند.
وی گفت:
به چه کسی متوسل شدی؟
گفتم:
به منجی عالم بشریت، مصلح حقیقی،به فریاد درماندگان و بیچارگان!😔
✅ سپس معلوم شد در خواب به ابی علی الیاس گفته بودند:
اگر دوست ما را رها نکنی نابودت میکنیم و حکومتت را بهم میریزیم...
🌀بعد مبلغی پول و هدایا به ابوالوفا داد و آزادش کرد.
~~~~~~~~~~~~~~~~~
🔴نکته: اهل بیت علیهم السلام خودشان تقسیم کار فرموده اند،این یک تقسیم کار در عرصه هستی است،
اختلاف در شأن و مقام و منزلت نیست و در مرتبه نورانیت و حقیقت هیچ اختلافی نیست✨
📘بحارالانوار،جلد 53 ،ص678
🔅🔅🔅
🌷 بسم رب الشهدا 🌷
🔸قسمت بیستم
🔸اینک شوکران 1(منوچهر مدق به روایت همسر شهید)
یک هفته مرخص شده بود. گفت: فرشته، دلم یک جوری است. احساس می کنم روده هام دارد باد می کند. دو، سه تا توت سفید نوبرانه که جمشید آورده بود، خورده بود. نفس که می کشید، شکمش می آمد جلو و برنمی گشت. شده بود عین قلوه سنگ. زود رساندیمش بیمارستان. انسداد روده شده بود. دوباره از روده اش نمونه برداری کردند. نمونه را بردم آزمایشگاه. تا برگردم، منوچهر را برده بودند بخش جراحی. دویدم بروم بالا، یک دختر دانشجو سر راهم را گرفت. گفت: خانم مدق، این ها تشخیص سرطان داده اند. ولی غده را پیدا نمی کنند. می خواهند شکمش را باز کنند، ببینند غده کجاست. گفتم: مگر من می گذارم. منوچهر را آماده کرده بودند ببرند اتاق عمل. گفتم: دست بهش بزنید روزگارتان را سیاه می کنم! پنبه الکل برداشتم، سرم را از دستش کشیدم و لباس هایش را تنش کردم. زنگ زدم به پدرم و گفتم بیاید دنبال مان. می خواستم منوچهر را از آن جا ببرم. دکتر سماجتم را که دید، یک نامه نوشت، گذاشت روی آزمایش های منوچهر و ما را معرفی کرد به دکتر میر. دکتر میر جراح غدد بیمارستان جم است. منوچهر را روز عاشورا بستری کردیم بیمارستان جم.
🌹🌹🌹
اذان ظهر را که گفتند، با این که سرم داشت، بلند شد ایستاد و نماز خواند. خیلی گریه کرد. سلام نمازش را که داد، رفت سجده و شروع کرد با خدا حرف زدن: خدایا، گله دارم. من این همه سال جبهه بودم. چرا من را کشانده ای این جا، روی تخت بیمارستان؟ من از این جور مردن متنفرم. بعد نشست روی تخت گفت: یک جای کارم خراب بود. آن هم تو باعثش بودی. هر وقت خواستم بروم، آمدی جلوی چشمم سد شدی. حالا برو دیگر! همه ی بی مهری و سر سنگینیش برای این بود که دل بکنم. می دانستم. گفتم: منوچهر خان، همچین به ریشت چسبیده م و ولت نمی کنم. حالا ببین. ما روزهای سخت جنگ را گذرانده بودیم. فکر می کردم این روزها هم می گذرد، پیر می شویم و به این روزها می خندیم.
🌹🌹🌹
ناهار بیمارستان را نخورد. دلش غذای امام حسین را می خواست. دکترش گفت: هر چه دلش خواست، بخورد. زیاد فرقی نمی کند. به جمشید زنگ زدم و او از هیئت غذا و شربت آورد. همه ی بخش را غذا دادیم. دو بشقاب ماند برای خودمان. یکی از مریض ها آمد. بهش غذا نرسیده بود. منوچهر بشقاب غذاش را داد به او و سه تایی از یک بشقاب خوردیم. نگران بودم دوباره انسداد روده بشود. اما بعد از ظهر که از خواب بیدار شد، حالش بهتر بود. گفت: از یک چیز مطمئنم. نظر امام حسین روی من هست. فرشته، هر بلایی سرم بیاید، صدام در نمی آید.
🌹🌹🌹
تا صبح بیدار ماند. نماز می خواند، دعا می کرد، زل می زد به منوچهر که آرام خوابیده بود؛ انگار فردا خیلی کار دارد. از خودش بدش آمد. تظاهر کردن را یاد گرفته بود؛ کاری که هرگز فکر نمی کرد بتواند. این چند روز تا آن جا که توانسته بود، پنهانی گریه کرده بود و جلوی منوچهر خندیده بود. دکتر تشخیص سرطان روده داده بود؛ سرطان پیشرفته ی روده که به معده زده بود. جواب کمیسیون سپاه هم آمده بود: جانباز نود درصد. هر چند تا دیروز زیر بار نرفته بودند که این بیماری ها از عوارض جنگ باشد. با این همه، باز بنیاد گفته بود بیماری های منوچهر مادر زادی است! همه عصبانی بودند؛ فرشته، جمشید، دوستان منوچهر. اما خودش می خندید که: وقتی به دنیا آمدم، بدنم پر از ترکش بود! خب، راست می گویند. هیچ وقت نتوانسته بود مثل او سکوت کند.
🔸ادامه دارد ......
💐 شادی ارواح طیبه ی شهدا صلوات 💐
--------------------------------------
#حرف_حساب
آقای امام حسین
میشه شما وساطت کنی تا فرج امضاشه!؟ :)
#فرج
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
۰
25.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 دیشب در کربلا غوغا بود
🔹 اجرای #سلام_فرمانده با حضور مطرحترین خوانندگان این سرود از ایران و عراق و لبنان. تمام بینالحرمین مملو از جمعیت حاضر برای اجرای این سرود عظیم بود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#استورے✨
٦روزماندھتا؏ـاشقے:)🖤
⚘﷽⚘
#شهید_حبیبالله_افتخاریان :
خواهران حجاب خود را رعایت کنید که دشمن از همین حجاب شما می ترسد و بدن آنان به لرزه می افتد
خواهرم حجاب تو از خون سرخ من افضل است.
═✧❁🌷یازهرا🌷❁✧┄
#سلام_روزتون_بخیر_و_شادی 🌸🍃
امروز شنبه 1مرداد ماه🌸🍃
سالروز تولد مدیر محترم کانال هست 🌸🍃
عمرتون همراه باشه با زیباترین خیرها 🌸🍃
امیدوارم که حاجت🙏
دل پاک ومهربان تون
با زیباترین و مهربانترین🌸🍃
حکمتهای خدا یکی گردد 🙏🌸🍃
@Ravie_1370