eitaa logo
💕ارتباط باخدا💕☝
1.2هزار دنبال‌کننده
9.6هزار عکس
5.6هزار ویدیو
153 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕️ سید کریم پینه دوز؛ مردی که 19 سال آقا امام زمان(عج) به دیدنش میرفت.. ✳️نامش سید کریم محمودی بود؛ حجره ی کوچکش در بازار، جایی بود که سالها در آن پینه دوزی کرده بود و شهرت سید کریم پینه دوز را هم به همین خاطر به او داده بودند. 🌹همانجایی که بارها و بارها، امام زمان (عج) به دیدارش رفته و با او هم صحبت شده بودند. 🌸آنچه در مورد سید کریم پینه دوز مشهور است، ملاقاتهای 19 ساله ی او با صاحب الامر (عج) در شبهای جمعه بود. ☘راز این کرامت بزرگ و دائمی را خود سید کریم اینگونه تعریف می کند: شبی در عالم خواب، جدم پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را دیدم. از ایشان تقاضای ملاقات امام عصر (عج) را نمودم. 🌟 آن حضرت فرمودند: «در طول شبانه روز، دو مرتبه برای فرزندم سیدالشهدا (علیه السلام) گریه کن.» از خواب بیدار شدم و این برنامه را به مدت یک سال اجرا کردم تا به خدمت آن حضرت نایل آمدم. 🔵وقتی توسل و صبر، گره ها را باز کرد ✳️مهلت اجاره خانه تمام شده بود، کنار دیوار چادر زده بود و خودش اسباب اثاثیه را توی کوچه آورده بود و با ناراحتی روی یک صندلی کهنه نشسته بود و به آقایش متوسل شده بود. 🌸آقا آمده بود و بهش گفته بود: «سید نگران نباش! اجدادمان هم مصیبتهای زیادی کشیده اند.» سید لبخندی زده بود و به شوخی گفته بود: ❤️«درست است آقا جان! اما هیچ کدام به درد اجاره نشینی مبتلا نشده اند!» 🌷حضرت مهدی(عج) تبسمی کرده بودند و فرمودند: «منزل درست می شود.» 💠و به صبح نرسیده کسی آمده بود و گفته بود خواب دیده که حضرت ولی عصر(عج) به او فرموده اند: «برو، فلان خانه را، در فلان خیابان بخر، به اسم سید کریم محمودی...» و در طول یک شب تا صبح خانواده بی سرپناهش، صاحب خانه شدند. 🔵آزمایش وفای عهد 💥صدای قدمهای کسی روی سنگهای کف مغازه توجهش را جلب کرد. سرش را که روی کفش خم کرده بود، بالا آورد. لبخندی صورتش را پوشاند. «شمایید آقا!» ♻️ برای چند لحظه کار را کنار گذاشت و سلام احوالپرسی گرمی کرد. طبق عادت همیشگی، آقا روی صندلی رو به رویش نشست. 💠سید سرش به کار گرم شد. 🌹«کفش ما را هم می دوزی؟» 💠«بله آقا جان! بعد از اینکه این 3 تا کار تمام شد مال شما را هم می دوزم.» ✳️سید سرعتش را بالاتر برد. حواسش بود که کفش میرزا را باید بعد از نماز تحویل بدهد. خوش قولی و مهارتش در بازار معروف بود. 🌹آقا دوباره پرسید: « سید کریم! کفش ما را هم می دوزی؟» 💠کریم لحظه ای دست از کار کشید و لبخندی زد. دست بر چشم گذاشت و گفت: «چشم آقا جان! این 3 تا کار تمام شد با جان و دل کفش شما را هم می دوزم.» ✳️دوباره مشغول شد. دستهای کریم انگار با سوزن و کفش بازی می کرد. 🌸دوباره آقا فرمود: «سید کریم! کفش ما را هم می دوزی؟» 🔰این بار کریم کفش را رها کرد. عبا را روی دوشش محکم کرد و با سرعت به طرف آقا رفت. با لبخند شیطنت آمیزی دست در کمر آقا انداخت و محکم نگهش داشت. سرش را نزدیک گوش مبارک حضرت (عج) برد و گفت: «من غلام و نوکر و خاک پای شمایم، این همه مرا امتحان نکنید! 🌺اگر یکبار دیگر تقاضای خود را بفرمایید و مرا شرمنده خود کنید، من هم مردم کوچه و بازار را خبردار می کنم که شما در مغازه من هستید.» 🌼آن گاه حضرت او را دلداری داده و عمل او را در تعهد به قول و پیمان، تایید فرموده بودند... 📙 زندگینامه آقا شیخ مرتضی زاهد، محمد حسن سیف اللهی ،ص50 📙. نقل قول از استاد کاظم صدیقی
هم قدم با امام زمان.mp3
8.43M
⭕️ من میخوام ؛ وقتی آقا ظهور کردن ✔️ کنارشون، سایه به سایهَ‌شون هم‌قدم‌شون... باشم!! ▫️یعنی میشه ؟ ▫️چکار باید بکنم ؟ 👤
⭕️ نجوای امام صادق«علیه‌السلام» با حضرت بقیةالله «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف» 🔺سَدیر صَیرَفی می‌گوید با مُفَضّل بن عُمَر و اَبوبصیر و اَبان‌بن‌تَغلب به حضور مولای خود امام صادق«علیه‌السلام» شرفیاب شدیم و دیدیم حضرت روی خاک نشسته‌اند و کَسای جامه خیبریِ طوق‌دارِ بی‌گریبان، با آستین کوتاهی پوشیده‌اند و مانند مادرِ فرزند مردهٔ جگرسوخته می‌گریند. 🔺اندوه از رخسارشان نمایان بود و چهره‌شان دگرگون شده و چشمانشان مملو از اشک بود و می‌فرمودند: «سیدی! غَیبتُكَ نَفَت رُقادی و ضَیَّقَت عَلَّیَ مِهادی و ابتزَّت منی راحةَ فوادی، سیدی! غَیبتُكَ اوصلت مصابی بفجایع الابد و فقدُ الواحد بعد الواحد یُفنی الجمعَ و العدد»؛ ای آقایم، غیبت تو خواب از چشمم ربوده و رختخواب را بر من تنگ کرده و آسایشِ دلم را برده است. ای آقایم، غیبتت مصیبت‌های مرا به مصیبت‌های دردناک همیشگی متصل ساخته و از دست‌دادن یکی پس از دیگری، سبب نابودی جمع و شمارهٔ دوستان شده است. ✖️به راستی، چه شد که امام صادق«علیه‌السلام» با آنکه دوران غیبت امام دوازدهم«علیه‌السلام» در زمان ایشان واقع نشده بود و امام زمان«علیه‌السلام» نیز به ظاهر هنوز پا به عرصهٔ دنیا نگذاشته بودند، در غم غیبت آن حضرت مضطرانه و با سوز و گدازی جان‌کاه می گریستند، ولی ما که در دوران غیبت واقع شده‌ایم، حتی در فکرمان هم کمتر به یاد حضرت هستیم؟!
⭕️ آیت الله بهجت : 🌸 یک فرج عمومی داریم آن که هیچ، ولی امام زمان(عج) "المحتجب عن اعین الظالمین" است و هرکس گناه نکند حضرت از او در غیبت نیست.
⭕️ فضیلت شیعیان آخرالزمان 🔸امام جعفر صادق عليه السلام: نزديك‏ترين حالت بندگان به خدا وبیشترین زمانی که خداوند از ایشان خشنود است هنگامى است كه حجّت خدا در ميان آنها نباشد و براى آنها ظاهر نشود و آنها محـل او را ندانند. ولى در عين حال معتقد باشند كه حجّت خدا باقی است، پس در اين زمان شب و روز متوقع فرج (و در انتظار آن) باشید. 📚بحار الانوار ج ۵۲ص ۱۴۵
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⭕️ سهل بن حسن خراسانى نزد امام صادق(ع)رسید و عرض کرد: 🍃 یا ابن رسول الله بیش از100هزار شمشیرزن آماده فداكارى در ركاب شمائیم چرا قیام نمی‌کنید؟ 💖 امام(ع)فرمود تنور را روشن کنید؛ بعد به سهل فرمود: برو درون تنور 💕 امام فرمود: وقتی کمتر از ۵ نفر یار نداریم قیام نمی‌کنیم...
⭕️ راز سیدی که آقا امام زمان عج 19سال هرهفته به دیدارش میرفتند.. 🌹آقا امام زمان عج:سیدکریم اگر هفته بگذرد ومارانبینی... 💠سید کریم:آقا بخدامیمیرم.. 🌹حضرت:اگر اینگونه نبودسراغت نمیامدیم..
8.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ 👤 استاد پناهیان: ✔️ اوضاع منطقه الان با خروج سفیانی جور در میاد... 🤲 اللهم عجل لولیک الفرج..
🌷💚🌷 ✨💚✨امام رضا(ع) میفرمایند: 🔷 هرگاه بندگان، گناهان تازه ای را پدید آورند که قبلاً مرتکب نمی شدند، خداوند هم بلای تازه ای برای آنان پیش می آورد که قبلاً نمی شناختند.😔 وسائل الشیعه، ج 11، ص 240
🌹 💫 🍃 🌼 تاوان امید بستن به غیر از خدا! 🌺جبرئيل در زندان نزد حضرت يوسف آمد و گفت: 🔹اي يوسف چه كسي تورا زيباترين مردم قرار داد؟ ✨فرمود: پروردگار 🔹چه كسي ترا نزد پدر محبوب ترين فرزندان قرار داد؟ ✨فرمود : خدايم 🔹چه كسي كاروان را به سوي چاه كشانيد؟ ✨فرمود:خداي من 🔹چه كسي سنگي كه اهل كاروان در چاه انداختند از تو باز داشت؟ ✨ فرمود:خدا 🔹چه كسي از چاه ترا نجات داد ؟ ✨فرمود : خدايم 🔹چه كسي ترا از كيد زنان نگه داشت؟ ✨فرمود:خدايم 🌟اينك خداوند مي فرمايد : چه چيز تورا بر آن داشت كه به غير من نياز خود را باز گوئي؟ 🔴پس هفت سال در ميان زندان بمان (به جرم اينكه به ساقي سلطان اعتماد كردي و گفتي : مرا نزد سلطان ياد كن ) 🌸یوسف علیه السلام به قدری پشیمان شد و در زندان ناله و گريه كرد كه اهل زندان به تنگ آمدند و قرار شد يك روز گريه كند و يك روز آرام بگيرد... 📘نمونه معارف ج3 ص 280 📗لئالی الاخبار ص 92
امام على (علیه السلام):🌸 تنها به خداوند سبحان دل ببند، كه مى فرمايد: ✨به عزّت و جلال خودم سوگند كه اميد هر كس را كه به غير من اميد بندد به نوميدى مى كشانم. 📘میزان الحکمه