شب ها بلند هستند و دردِما به منزله تکه ای از
وجود خویشتن است که در شب نقش پر رنگ تری دارد.
جودی عزیزم؛
گاهی وقتا یکی وارد زندگیت میشه
که حاضری برای بغل کردنش کیلومترها راه را طی کنی...
- بابا لنگ دراز
هدایت شده از پرازحرف؛
کمی برای ماندنم اصرار کن! نه آنقدر که بمانم
آنقدر که بفهمم رفتنم، چیزی را از جهان تو کم میکند..
نظرات ما از پرسهزدن در شبکههایاجتماعی
سرچـشمه می گیـرند نـه مطالعـه ی کتابهـا؛
این تقلید از دانایی در واقع الگوی جدید نادانی است..!
انسانها کمکم از خود دور میشوند. آنها ابتدا تنها با گامهایی کوچک فاصله میگیرند، اما روزی به خود نگاه میکنند و میبینند که هیچ چیزی از آنچه که بودند، باقی نمانده است. به همین ترتیب، خود را گم میکنند، به سختی میتوانند تشخیص دهند که کجا بودند، چه میخواستند و چه شدند.