زندگی در جایی که یک مشت نادان دور و برت باشند، سخت است؛ اما زندگی در جایی که قدرت دست همان نادانها باشد، وحشتناک است.
آلبر کامو
سرنوشت، چیزی نیست جز واژهای باشکوه برای نامیدن چیزی که از تغییرش ناتوانیم. وقتی زندگی به تو میگوید «چنین است»، تو سر تکان میدهی و اسمش را میگذاری سرنوشت.
هیاهوی زمان
طبیب از درد میپرسد من از درمان درد اما
نه من آگاه از دردم نه او آگه ز درمان است.
اینجا زندگیام میان امید و ناامیدی در نوسان است. همزمان آرزو دارم بمیرم و آرزو دارم که زندگی کنم. گاهی اوقات به زندگی نظم میدهم و گاهی هرجومرج است که زندگیام را میبلعد؛ اکنون که مینویسم دومی بر جریان روزهایم غلبه دارد، شاید به همین دلیل دارم برایت مینویسم لئون.
نامه آلخاندرا پیثارنیک به لئون استروف
هیچ قلبی صرفاً به واسطهی هماهنگی با قلبى دیگر وصل نیست.
زخم است که قلبها را عمیقاً بههم پیوند میدهد، پیوند درد با درد، شکنندگی با شکنندگی.
هاروکی موراکامی