eitaa logo
MoWji 🦇
692 دنبال‌کننده
491 عکس
155 ویدیو
3 فایل
Tel: https://t.me/RealtarinMowji جالب‌ترین انسان کره خاکی 🌊 Me : @RealMowjii
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام عزیزم؛ با خودم کلنجار میروم بر سر اینکه آیا هنوز هم میتوانم "عزیزم" خطابت کنم یا دیگر خیلی دیر است؟... خودم در این نبرد از خودم پیروز میشوم و عزیزم خطابت میکنم، چرا که هنوز هم برایم عزیز هستی! با اینکه طوری رفتار میکنم که انگار دیگر برایم اهمیتی نداری و از تو متنفر شده ام، اما چه می‌شود کرد؟ خانه ات در قلبم آنقدر عمیق است که نمیتوانم به این راحتی ها تو را از آن بیرون کنم... میدانی؛ گاهی اوقات فکر میکنم که توانسته ام تو را از خانه‌ات بیرون کنم، اما زهی خیال باطل مگر میتوانی صاحبخانه را از خانه اش بیرون کنی؟ آن هم خانه‌ای که خودش آن را ساخته است. میدانم که خانهٔ من در قلب تو خیلی وقت است ویران شده و یاد من حتی لحظه ای در آن جایی ندارد، اما نمیتوانم حتی لحظه ای تو را از قلبم بیرون کنم. میدانم که دارم اشتباه می‌کنم، که نباید انقدر به تو فکر کنم، که نباید دوستت داشته باشم. تو دیگر برای من نیستی و من هنوز با این واقعیت کنار نیامده ام! هنوز گاهی اوقات فکر میکنم که تو را دارم، که تو هستی! ولی چند لحظه بعد، مغزم حقیقت را محکم به صورتِ قلبم می‌کوبد و قلبم از جای سیلی مغزم سرخ می‌شود؛ سرخ می‌شود و دوباره زخم های آن که کم هم نیستند، خونریزی میکنند قلبِ بیچارهٔ من... البته الان حالِ من مهم نیست همانطور که تا حالا نبوده، چیزی که مهم است حال توست... کاش می‌دانستم حالت چگونه است، می‌دانستم که چه احساساتی داری، می‌دانستم که آیا تو هم گاهی اوقات که به من فکر میکنی دلت می‌گیرد یا نه، کاش می‌دانستم که اصلا به من فکر میکنی؟ من، مسافر یک سالهٔ قلبت، مسافر بیچارهٔ قلبت آیا هنوز هم در قلبت هستم؟ حتی در حد چند دقیقه؟ خیلی چیز هارا دوست دارم بدانم، آخر میدانی، تو را مثل کف دستم بلدم گاهی حس میکنم تورا بهتر از خودم میشناسم و تو هم مرا؛ میفهمم که خوب نیستی... شاید هم وقتی مرا میبینی طوری رفتار میکنی که خوب نیستی، شاید هم بخاطر اینکه مرا میبینی خوب نیستی، به هرحال امیدوارم حال بدت همیشگی نباشد. امیدوارم روزی بدانم وقتی که به سرعت رد پای مرا از زندگی ات پاک میکردی، به چه می‌اندیشیدی؟ به من هم فکر میکردی؟ بدانم چرا این مستأجر فلک زده را از خانه‌اش در قلبت بیرون انداختی؟ چرا اسباب و اثاثیه‌اش را اینگونه به خیابان ریختی و در زمستان سرد زندگی اش، او را آواره خیابان کردی؟ بدانم که چه چیزی در ذهنت می‌گذشت، وقتی برای آخرین بار التماست میکردم که به "ما" فرصتی بدهی، که بگذاری همه چیز را درست کنم، تمام چیزهایی که هیچکدام را من ویران نکرده بودم... میخواهم بدانم "او" چه داشت که "ما" نداشتیم؟ مرغ همسایه غاز بود یا من باز هم برایت ناکافی بودم؟ میخواهم بدانم که چرا مرا عاشق خودت کردی؟ که چگونه انقدر زیبایی؟... گاهی از خودم میپرسم که یعنی زندگی اینقدر بی رحم است که چشمان قهوه ایت که گرمای زندگیم بود، برای مرد دیگری می‌شود؟ آن نگاه تو که منِ مرده را زنده می‌کرد، متعلق به دیگری خواهد بود؟ _ و پاسخ همیشه این است که بله! زندگی همینقدر بی رحم است، بی‌رحم تر از چیزی که تصور می‌کنم... آنقدر بی‌رحم که این عاشقِ دلسوخته دیگر حتی شانس یک نگاه تو را هم ندارد. با اینکه تقریبا هر روز تو را ميبيند. عزیزم، برایت نوشتم چون غم‌ِ امشب گلویم را گرفته بود و با انگشتانش فشار میداد و راه تنفسم را تنگ می‌کرد، برایت نوشتم با اینکه میدانم هیچوقت نخواهی خواند، برایت نوشتم چون آن روز های آخر گفتی اگر به کمکت نیاز داشتم، کمکم میکنی، و از تو متشکرم که کمکم کردی. _سیزدهم آذر ماه هزار و چهارصد و چهار_
بعد از یک ماه و نیم بالاخره جرئت کردم راجبت بنویسم، بدون اینکه قلبم درد بگیره و اشک بریزم.
غمگینم امشب. کاش فردا روز خوبی باشه
امروزم گذشت و کسی بهم نگفت باهم درستش میکنیم.
روز نمیدونم چندم موو آن و روز چهارم سیگار نکشیدن 👺🚬
MoWji 🦇
"رشوهٔ دانشجویی" چه تراژدی بی‌نمکیست وقتی نهادی که سال‌هاست خونِ بودجه این ملت را می‌مکد، ناگهان به بهانه "روز دانشجو" ژست مهربانی می‌گیرد و پنج میلیون تومان اعتبار خرید بینح دانشجوها پخش می‌کند؛ آن‌هم نه از جیب خودش، بلکه از همان بیت‌المالی که سال‌هاست بی‌صدا زیر بار تصمیمات بی‌خردانه در حال جان دادن است. هدیه‌ای که نه شبیه حمایت است و نه نشانی از خرد دارد؛ بیشتر شبیه رشوه‌ایست بی‌شرمانه برای خرید سکوت، برای خرید تشویقِ اجباری، برای خرید جمعیتی که هشتاد درصدشان به‌خاطر همین سیستم بیمار، نه توان رشد دارند و نه سهمی در آینده‌ای که هر روز تاریک‌ترش می‌کنید. چرا به جای این ولخرجی‌های پوچ، یک بار برای همیشه به کیفیت آموزش رحم نمی‌کنید؟ چرا مسیر خلق اثر را هموار نمی‌کنید؟ چرا بودجه‌ها را به جای این نمایش‌های بی‌معنا، خرج ساختن مغزها نمی‌کنید؟ دانشجویی که فرصت یادگیری ندارد، با پنج میلیون تومان خریده نمی‌شود؛ تحقیر می‌شود. و بیت‌المالی که باید خرج توسعه شود، در دستان شما دود می‌شود؛ شما که سال‌ها به جای تریبون مردم، فقط پخش‌کنندهٔ صدای خودتان بودید. این هزینه‌ها نه حمایت است، نه هدیه، این فقط هدر دادن شرافت بودجه یک ملّت است برای خریدن کسی که اگر فرصت داشت، شاید همین امروز علیه همین بازی‌ها می‌ایستاد.
15.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمی‌دانم، نمی‌دانم، نمی‌دانم.
غمگینم