سلامتی روزی که مامانم بگه نکنید بچم خوابه الان بیدار میشه💔
رفیقم بالا سرم گریه کنه💔
رلمم بگه من چیکار کردم😅
هدایت شده از 𝑯𝒂𝒂𝒎𝒊𝒎ೀ فور=عزل
478K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلاااام سلاااام به همه شما عشقا💖
به قولم عمل کردم و قراره که الان ناشناس داشته باشیم😁
کویر نشه چون در شأن شما نیس و ناناعت موشم🥺
لینک؟
https://daigo.ir/secret/41529892756
بیاید بگید این هفته چطور بود چیکارا کردین؟
ب غم گفتم از چیع مح خوشت میاد؟ گفت: 'از زیبایی چشمات وقتی گریه میکنی'️
مثلا زنگ بزنن به بابام بگن؛جنازه ی بچت کنار خیابونه:)🖤 مثلا بگن؛ وقتی پیدا کردیم این نامه تو دستش بود:)🖤 مثلا مامانم داد بزنه؛ بکشید کنار این خودشه به خواب زده:)🖤 مثلا وقتی خاکم میکنن مامانم جنازمو سفت بغل میگیره:)🖤 مثلا داداشم با خودش بگه؛ آبجیم میخواست عروس بشه:)🖤 مثلا مامان بزرگم بگه؛ پیر نشد بچم:)🖤 مثلا جای خرما شیرینی بخش کنن:)🖤 مثلا مامانم نزاره کسی گریه کنه؛ بگه هیس دخترم بیدار میشه ها:)🖤️
در نامه ای که پس از مرگ بر بالینش یافت شد نوشته بود:
نشد که اندوه را به پایان برسانم،
خود را به پایان رساندم .
دیگر حتی رگهای آبیِ زیر پوست هم توان تپیدن نداشتند. قلب، مُردد میان مرگ و زندگی، آخرین تیک هایش را زمزمه میکرد. نفسها کوتاه و بریدهبریده، گویی هوای زمین هم برای این حجم از اندوه، کم آمده ، چشمانم، قرنها بود که خشکیده بودند، نه از بیاشکی، که از سنگینی بارِ تمام اشکهای نریخته. در این برهوت بیانتهای روح، تنها انتظارِ هیچ، دارایی من بود. و میدانستم، هیچگاه، حتی سایهای از امید، بر این ویرانه نخواهم دید.
.....