گفته بودم که اگر بوسه دهد توبه کنم
که دگر باره از این گونه خطاها نکنم
بوسه را داد و چو برداشت لبش از لب من
عهد کردم که دگر توبه ی بیجا نکنم
آنقدر بوسیدمش تا خسته شد
غرق در آن بوسه ی پیوسته شد
خواست تا لب بر شکایت وا کند
لب نهادم بر لبش تا بسته شد
.....
وقتی به مرگم فکر میکنم
جوری بی اختیار از ته دل میخندم و ذوق میکنم
که اصلا خودمم باورم نمیشه 🙂🤝🏻
https://daigo.ir/secret/41796223616
بیاین ناشناس بهم بگین که پیامایی که برای شب بخیر میزارم و این حالت صحبتمون تو چنل چطوره؟