eitaa logo
(چنل محدوده)𝙍𝙚𝙙 𝙇𝙞𝙣𝙚
63 دنبال‌کننده
268 عکس
180 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
نمیدونم چجوری باید این حسای بدُ نادیده بگیرم.
ولی اونجایی که با چشم‌ هایی که از گریه تار می‌دیدم به انجام دادن کارهام ادامه دادم .
نمی‌شه اجی مجی لاترجی بگم و محو شم؟ هیچکس هم منو یادش نباشه؟
اون استرسی که یهو وجودمو میگیره، خیلی آزار دهندست.
‌در طول روز نیاز دارم یکی چند بار بهم بگه تقصیر تو نیست عزیز من. چون به نظرم مقصر همه چیز خودمم.
ناراحتم. انگار کتونی سفیدهام گلی شده. چشم عروسکم افتاده. جاکلیدیم گم شده. شیشه عطرم شکسته. سیم شارژرم خراب شده، یه چیزی از من نیست که نمی‌تونم برگردونم سرجاش. کلافه و ناراحت و عصبی‌ام.
دیگه هیچی اهمیت نداره.
خوندن پیامای قدیمی بدترین کاریه که میتونی در حق خودت بکنی.
راستشو بخای دیگه هیچی سرجاش نیست.
از لحاظ روحی نیاز دارم یه کتابفروشی چوبی داشته باشم و همونطور که داره بارون میزنه بوی کاغذ نو، چوب و قهوه داخلش بپیچه و بتونم آهنگ های بی کلامم رو توش پلی کنم و کتاب بخونم >>>>
انقدری که با خودم حرف میزنم با آدما نمیزنم.
نمیدونم چرا ولی حس میکنم از سمت همه طرد شدم.