(چنل محدوده)𝙍𝙚𝙙 𝙇𝙞𝙣𝙚
یه جا دیدمت...❤️🩹:))
ایندفعه جلوی آینده رو میگیرم...
بعضی وقتا یهجوری خستهام که انگار دنیا رو دوشم نشسته،
نه از کار، نه از زندگی… از خودم.
از اینهمه “خوبیِ اجباری”، از لبخندایی که باید بزنم تا کسی نپرسه “چی شده؟”
یه وقتایی فقط دلم میخواد ساکت شم، گم شم بین صداها،
که هیچکس نفهمه دارم تو سکوت فرو میرم.
یه جور خستگی توی روحم تهنشین شده؛
خستگیِ حرفهایی که نخورده، بغضهایی که گفته نشدن،
آدمایی که موندنشون کمکم زهر شد، رفتنشون هم درده.
نمیفهمم دقیقاً چی دلمو گرفته؛
شاید یه خاطره، یه آدم، یا خودم…
شاید همین تکرارِ بیپایانِ روزایی که هیچ فرقی با دیروز ندارن.
میخندم، ولی حسش نمیکنم.
خوبم، ولی واقعی نیست.
زندهم، ولی عمیقاً خسته.
شبها سرم رو میذارم روی بالش
و قبل از اینکه خوابم ببره، با خودم فکر میکنم
کِی از خودم دور شدم؟
کی اون آدم شدی که همیشه “میگه هیچی نیست” ولی پر از “هیچی” شده؟
گاهی دلم فقط یه لحظه آرامش میخواد،
یه ثانیه سکوت بدون فکر، بدون دلتنگی.
یه شب که با بغض نخوابم،
یه صبح که با خستگی بیدار نشم.
هیچی نمیخوام…
فقط یه بار، یهجور عمیقِ واقعی،
خودم رو حس کنم —
قبل از اینکه دوباره نقش بازی کنم.
یعنی انقد که خستمه نشستم دارم گریه میکنم،قرآن میخونم امتحان داریم،تو ایتا هم هستم.
فشار های خانه و خانواده هم که بماند...
هعی🥲💔
(چنل محدوده)𝙍𝙚𝙙 𝙇𝙞𝙣𝙚
یعنی انقد که خستمه نشستم دارم گریه میکنم،قرآن میخونم امتحان داریم،تو ایتا هم هستم. فشار های خانه و خ
میگذره درس میشه،
ولی نترس دیگه
دردامون سر میشه ،
قلبت نترس میشه
روز میره شب میشه.
دوست باهات بد میشه؛
اون که میخواستی بی حس از کنارت رد میشه:)
https://eitaa.com/bloody_heart0x0/938
بدتر از همش اینه که کسی درکت نمیکنه🥲
ما امروز زبان داشتیم معلمع ینییی....
از کسی ناراحت نیستم!
فقط نمیخوام جواب پیام کسی رو بدم!
دوست دارم تنها باشم...
اگه سین کردم جوابتونو ندادم ناراحت نشین.
اگه الان رو مود خودم بودم از ذوق داشتم خفه میشدم تا الان دو تا خبر عالی شنیدم هیچ تاثیری تو حالم نداشت هیچ...