یک لحظه یادم رفت اسم من رقیه است !
سیلی که خوردم عمه را هم تار دیدم .. 💔
احساس کردم صورتم آتش گرفته است !
خود را میان یک در و دیوار دیدم : ))))
- کاظم بهمنی
رِدا
دلتنگی و فراق از این لحظه دوباره شروع شد🙂❤️🩹
پارسال اذان صبح رو تو حرم حضرت عباس بودم اینقدر خسته بودم که چند دقیقه قبل از اذان چشمام رو هم گذاشتم تو عالم خواب و بیداری فقط گریه میکردم و باورم نمیشد وقتی بعد از نماز صبح به رسم هر روزم خواستم سلام بدم به امام حسین باورم نمیشد که من الان کربلام و تو این نزدیکی دارم سلام میدم ...
ولی از من چیزی نمیمون اگر اربعین نرم💔:)
در تنهایی گناه میکنیم
و در بیرون با کارامون و حرفامون ریا .
اسم خودمون هم گذاشتیم سربآز امام زمان
عجب سرباز هایی هستیم:/
باید تو کار فرهنگی جدی بود
باید کار و کیفیتش مهم باشه
باید اجراش مهم باشه
باید صبر و حوصله باشه
باید هدف باشه
هدفی غیر از دیده شدن توسط انسان ها و تعریفاتشون...
رِدا
باید تو کار فرهنگی جدی بود باید کار و کیفیتش مهم باشه باید اجراش مهم باشه باید صبر و حوصله باشه ب
و اما چیزی که بین مذهبی ها دیده میشه
تو زمینه درس خوندن
درس رو یه عده اصلا جدی نمیگیرن
کسب علم که این همه بهش سفارش شده رو رسیدگی نمیکنن
حد تعادل بلد نیستن
یا کار بسیجی رو میگیرن یا درس رو
در صورتی که این دو میتونه با هم دیگه باشه مثل این هم شهید و فرمانده
تک بُعدی نباید بود
سری به زندگی امام شهید بزنید هم میبینید که چندین بُعد دارن در چندین بُعد میتونن کار انجام بدن .
انشاءالله که ماهم با برنامه و هدف بشیم اونجور که باید ...