یک لحظه یادم رفت اسم من رقیه است !
سیلی که خوردم عمه را هم تار دیدم .. 💔
احساس کردم صورتم آتش گرفته است !
خود را میان یک در و دیوار دیدم : ))))
- کاظم بهمنی
رِدا
دلتنگی و فراق از این لحظه دوباره شروع شد🙂❤️🩹
پارسال اذان صبح رو تو حرم حضرت عباس بودم اینقدر خسته بودم که چند دقیقه قبل از اذان چشمام رو هم گذاشتم تو عالم خواب و بیداری فقط گریه میکردم و باورم نمیشد وقتی بعد از نماز صبح به رسم هر روزم خواستم سلام بدم به امام حسین باورم نمیشد که من الان کربلام و تو این نزدیکی دارم سلام میدم ...
ولی از من چیزی نمیمون اگر اربعین نرم💔:)
در تنهایی گناه میکنیم
و در بیرون با کارامون و حرفامون ریا .
اسم خودمون هم گذاشتیم سربآز امام زمان
عجب سرباز هایی هستیم:/
باید تو کار فرهنگی جدی بود
باید کار و کیفیتش مهم باشه
باید اجراش مهم باشه
باید صبر و حوصله باشه
باید هدف باشه
هدفی غیر از دیده شدن توسط انسان ها و تعریفاتشون...