دلتنگی؟
پر از حس درد
حس خشم
و حسرت
و در نهایت جزو مزخرفاتی که ادامه دارد
𝑹𝒆𝒏𝒂𝒊𝒔𝒔𝒂𝒏𝒄𝒆
عدالت هنگامی به حقیقت وقوع می پیوند که
زحمت یک سال کارگر ، شام یک شب پادشاه نباشد!...
بعضی وقتا آدم انقد توی ذهنش سر و صداست که نمیدونه چه چیزایی رو در قالب کلمات ابراز کنه
منم تا یه حدی همه چی برام مهمه، از یه جایی به بعد تصمیم میگیرم بی تفاوت باشم و از کنار خیلی چیزا ساده رد میشم، چون هیچ چیز اونقدر ها هم ارزششو نداره که ذهنمو درگیرش کنم.
گاهی وقت ها باید وانمود کرد حالمون خوبه
گاهی وقتا درد انقدر زیاده که فقط میشه بهش خندید
گاهی وقتا انقدر درد مزخرف و طولانی میشه که حتی خودتم حوصله ی حال بدتو نداری چه برسه بقیه
گاهی وقتا باید نسبت به همه چیز بی اهمیت بشیم و به تمام دردا بخندیم ...
𝑹𝒆𝒏𝒂𝒊𝒔𝒔𝒂𝒏𝒄𝒆
زمانی میرسه که خنده ها رنگ واقعیت میگیرن و درد ها کمرنگ تر از گذشته میشن
اون موقع به خودت نگاه میکنی و از ته دل میخندی چون جلوی تمام درد ها رو گرفتی و خودت رو نجات دادی
چون به زندگی ی جدیدی رسیدی
مثل تولدی دوباره ..!
𝑹𝒆𝒏𝒂𝒊𝒔𝒔𝒂𝒏𝒄𝒆