eitaa logo
-ReyhaNil
67 دنبال‌کننده
347 عکس
63 ویدیو
1 فایل
_طرزِ فکرَم در حال رشدِ و کامل نیست؛ من یه مرجعِ بی نقص نیستم! لینک ناشناس پین کاناله:> ماه پیشونیا، عکسا و ویدیو های ادیت رو کپی نکنید=) ممنونم از درکتون:> اینجا جوابا رو بخونید^^ https://eitaa.com/reyhanasadatttt [ حلال کنید ]
مشاهده در ایتا
دانلود
-ReyhaNil
دوست دارین با هم انجام بدیم؟ =)
-ReyhaNil
24 مهر, «بر می‌خیزیم» نمی‌دونم، شاید چون تو جمع فامیل بودیم و هر خانواده ای وارد خونه می‌شد دست جمعی -تعداد زیاد*-براشون بلند می‌شدیم، چای به دست و وسط صحبت، سلام علیک می‌کردیم و... بر‌می‌خیزیم، یادآور این قسمت از امروزه*
الهه زیبا، نمی‌دونستم پیامای اینجا رو می‌خونی. کِیفم کوک شد و سر رفت بابتش💞
هدایت شده از روان‌نشناس.
معلومه که میخونم و خیلیم دوسشون دارم😡💞💞
* پشت صحنه کیک تولد *
-ReyhaNil
* پشت صحنه کیک تولد *
آرد و شکر رو با پیمانه میلی‌لیتر ریختم(به جای گِرَم😭) اشتباه فاحش من، چشمای علم فیزیک و تبدیل واحد رو سوراخ کرد. یک خطای نابخشودنی. * اما نتیجه (با دست نجات چت جی‌پی‌تی و مدد الهی) خوب شد و بوی نسکافه کل آشپزخونه رو برداشت،فاطمه بح بح و چه چه کرد و ذوق و عجله کار دستم نداد. پس شکر💘
-ReyhaNil
این برگه های رنگی رنگی، لغت نامه کلاس چهارم داداشمه.:> از بینشون یک لغت مرتبط با خاطره روزم، انتخاب
25 مهر, «لازم» امروز پر از ملزومات بود، از ده تا آلارم سر صبح بگیر تا پادکست یکنواخت یازده شب. لازم بود زودتر بیدار شم، ناهار درست کنم و 4 و نیم بعداظهر -تایم استراحت همه موجودات حتی کلاغ ها- با زنگ آموزشگاه برم کلاس. حتی الان هم لازم های امروز تموم نشده. مثلا این پرنده بی‌خانمان عصبانی، ازم میخواد زبان بخونم و فراموشش نکنم. چه نالازم ناجالبی برای امشب.-و لازم اساسی برای آینده-
چقدر برای شروع کردنت ذوق داشتم پارسال.
-ReyhaNil
این برگه های رنگی رنگی، لغت نامه کلاس چهارم داداشمه.:> از بینشون یک لغت مرتبط با خاطره روزم، انتخاب
26 مهر, «انتظار» سراغی از یادداشت های قدیمی گرفتم، یکهو همه ایده ها و آمال و آرزوهایی که وقت و بی‌وقت اومدن تو سرم -و با هزار امید رفتن تو پوشه یادداشت ها تا وقتش برسه و به واقعیت بپیوندن- ریخت رو سرم. وقتی پوشه رو باز کردم و یاد عشق و امیدی که پای تک تک نوشته ها ریخته شده بود افتادم، سوختم. نه برای خودم، برای آرزوهایی که زخم ناباوری، خط خطیشون کرده بود. آرزوها انتظار می‌کشند و من اینو تازه فهمیدم.. پی‌نوشت: چند تا عکسی که از ته یادداشت ها اومده بیرون.