eitaa logo
ریحــانہ شــ🌙ــو
998 دنبال‌کننده
6.2هزار عکس
2.2هزار ویدیو
87 فایل
یا رزاق؛ پارت جدید هر روز 😍 🆔 @Niai73 قسمت اول #درآسمانم_برایت_جایی_نیست...👇 https://eitaa.com/Reyhaneh_show/5950" rel="nofollow" target="_blank">https://eitaa.com/Reyhaneh_show/5950 قسمت اول #بازگشت_گیسو 👇👇 https://eitaa.com/Reyhaneh_show/897 قسمت اول #ریحانه_شو👇 https://eitaa.com/Reyhaneh_show/5
مشاهده در ایتا
دانلود
ریحــانہ شــ🌙ــو
بسم الله الرحمن الرحیم✨ رمان #در_آسمانم_برایت_جایی_نیست... #قسمت_110 لبخند خجولی زدم. _بابام نذاشت
بسم الله الرحمن الرحیم✨ رمان ... _من که جز شما کسی رو نمیشناسم! خیره تو نگاهم آروم گفت: _کلی گفتم! بعد به رو به رو خیره شد و بی صدا رانندگی کرد. هر از گاهی برمیگشت و با لبخند محوی به چهرم نگاه میکرد که موذبم میکرد! بعد از چند دقیقه ماشین رو جلوی دری نگه داشت. _میرم زنگ و بزنم.. پیاده نشو.. ماشین و میبرم تو! _باشه! وقتی پیاده شد تازه تونستم ببینمش! تو کت و شلوارِ دودی رنگش واقعا جذاب و مردونه شده بود! بی شک امشب بهترین و به یاد موندنی ترین شبِ زندگیم بود! حتی تو رویا هم نمیدیدم همراهِ پارسا به یه مهمونی برم! این واقعا دیوونگیِ محض بود!! با هم سه پله ی عریضِ ورودی رو باال رفتیم و داخل شدیم. با وجود بوت های پاشنه دارم باز هم فقط تا سرشونه ی پارسا میرسیدم. همین که نزدیکِ در رسیدیم دستش رو مالیم و نامحسوس پشتم، درست روی موهایِ بیرون افتاده از شالم گذاشت و به داخل هدایتم کرد. تو همون حالت آروم گفت: _چرا صافشون کردی؟ با تعجب به سمتش برگشتم که بی توجه به من ابروهاش و به نشونه ی آشنایی باال برد و مشغولِ سالم و علیک با مردی شد که به سمتمون میومد! من هم با ناچار برگشتم و سالمِ آرومی دادم. مردِ پا به سنی بود.. با موهای سفیدی که پشتِ سرش دمِ اسبی بسته بود و کت و شلوارِ براقی که تو کلِ مجلس میدرخشید. _سالم پسرم.. خیلی خوش اومدی.. سالم بانو! معرفی نمیکنی پارسا جان؟ پارسا دستش رو به طرفم گرفت. _نیل، از دوستان هستن.. به طرف من برگشت. _آقای خوش مرام.. رئیس بیمارستانِ دی و البته از قدیمی ترین دوستای من و پدر! خوش مرام سرش رو به پارسا نزدیک کرد و با لبخندِ قشنگی گفت: _از دوستانِ نزدیک دیگه؟ با خجالت خودم و به اون راه زدم و سرم و برگردوندم. سکوتِ پارسا و انکار نکردنش تنم رو هر لحظه داغ تر میکرد. جو خیلی رسمی و سنگین بود. وسطِ سالن پیانیستی مشغولِ پیانو زدن بود.. مهمونا با شیک ترین ظاهرِ ممکن دورِ میزای پایه بلند و پوشیده شده از پارچه های خوشگلِ طالیی سرِ پا ایستاده بودند. حتی یه صندلی هم برای نشستن دیده نمیشد! کم کم با جلوتر رفتنمون جو هم شلوغ تر شد.. کسایی مدام نزدیک میشدن و با پارسا سالم و احوال پرسی میکردن.. نگاه همشون به من متفاوت و متعجب بود! پسِ گردنم عرق کرده بود..دختر جوونی جلو اومد و با احترام گفت: _میتونید طبقه ی باال لباستون و عوض کنید! از اینکه فرصتی برای نفس کشیدن پیدا کرده بودم خوشحال بودم. معذرت خواهی کوتاهی کردم و از ال به الی حرفای کسل کننده ی پارسا با چند زن و مرد به جایی که دختر نشونم داده بود پناه بردم! وقتی کارم تموم شد و از پله ها پایین اومدم پارسا هنوزم همون جا ایستاده بود و با همون مرد و زن حرف میزد. با دست یکمی کتم رو پایین تر کشیدم و به طرفش رفتم. با دیدنِ من از همون دور چند لحظه جدی بهم خیره شد و بالفاصله دوباره مشغولِ حرف زدن شد. لیوانِ آب پرتغال دستش بود. کنارش ایستادم. همین که زن و مرد ازمون دور شدن لیوانِ شربتش رو مز مز کرد و خیره به اطراف آروم گفت: _قشنگ شدی! دستمو به موهام کشیدم و لبخندِ دستپاچه ای زدم. _یکم سختمه فقط! نگاهش رو روی موهای سرم به گردش درآورد. لبخند مهربونی زد و گفت: 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 نویسنده: ناشناس ڪپے با ذڪر نام نویسنده بلامانع است🌹 @Reyhaneh_show
پارت جدیدمونه😍☝️☝️ ... 😍♥️😍♥️😍♥️😍♥️😍♥️😍♥️😍 پرش بھ قسمت اول رمان👇👇 https://eitaa.com/Reyhaneh_show/5950 قسمت جدید رو اینجا گذاشتیم👇👇 eitaa.com/joinchat/990838787C29c3441de7 🌺 @Reyhaneh_show 🍃🌺
✨﷽✨ ✅عجب متن قشنگی گفتم خدایاچگونه آغازکنم؟؟؟ گفت به نام من گفتم خدایاچگونه آرام گیرم؟؟؟ گفت به یادمن گفتم خدایاخیلی تنهایم؟؟؟ گفت تنهاترازمن؟ گفتم خدایاهیچ کسی کنارم نمانده؟؟؟ گفت به جزمن گفتم خدایاازبعضی هادلگیرم گفت حتی ازمن؟ گفتم خدایاقلبم خالیست گفت پرکن ازعشق من گفتم دست نیازدارم گفت بگیردست من گفتم بااین همه مشکل چه کنم؟؟؟ گفت توکل کن به من گفتم احساس میکنم خیلی ازت دورم گفت نه،نزدیکترین به تو ،من گفتم برای ارزوهایم چه کنم؟؟؟ گفت تلاش و به امیدمن گفتم خدایاچرا اینقدر میگويی من؟؟؟ گفت چون من ازتوهستم وتوازمن.. •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃🌺هرگز این چهار چیز رو نخور ❌حسرت گذشته ❌حسرت زندگی دیگران ❌حق دیگران ❌فریب دیگران 🍃🌺👇 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
✨﷽✨ ✅توکل ✍منظور از توکل سپردن کارها به خدا، و اعتماد بر لطف اوست، زیرا «توکل‏» از ماده «وکالت‏» به معنى انتخاب وکیل نمودن و اعتماد بر دیگرى کردن است. بدیهى است هر قدر وکیل توانایى بیشتر و آگاهى فزون‏تر داشته باشد شخص موکل احساس آرامش بیشترى مى‏کند، و از آنجا که علم خدا بى پایان و تواناییش نامحدود است هنگامى که انسان توکل بر او مى‏کند آرامش فوق‏العاده احساس مى‏کند، در برابر مشکلات و حوادث مقاوم مى‏شود، و از دشمنان نیرومند و خطرناک نمى‏هراسد، در سختیها خود را در بن بست نمى‏بیند و پیوسته راه خود را به سوى هدف ادامه مى‏دهد. انسانى که بر خدا توکل دارد هرگز احساس حقارت و ضعف نمى‏کند بلکه به اتکاى لطف خدا و علم و قدرت بى پایان او خود را پیروز و فاتح مى‏بیند و حتى شکست‏هاى مقطعى او را مایوس نمى‏سازد. هرگاه توکل به مفهوم صحیح کلمه در جان انسان پیاده شود به یقین امیدآفرین، نیروبخش و باعث تقویت اراده و تحکیم مقاومت و پایمردى است. •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
🌸‍ نصیحت امام صادق علیه السلام 🌸‍ ✅ سفیان ثوری می گوید: به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم: یا بن رسول الله مرا نصیحت کن، حضرت ابتدا چهار نصیحت سپس به تقاضای بیشتر وی حضرت تعداد پنج نصیحت دیگر فرمود: روی هم نه نصیحت شد، آنها عبارتند از: ❶ دروغگو؛ جوانمردی ندارد. ❷ پادشاه؛ رفیق ندارد( ریاست رفاقت نمی شناسد). ❸ حسود؛ آسایش نبیند. ❹ بد اخلاق؛ مجد و بزرگی نیابد. ❺ به خدا اعتماد کن؛ که ایمان همین است؛ ❻ به آنچه که خدا داد راضی باش؛ که بی نیازی همین است. ❼ با همسایگان خوش رفتاری کن؛ تا مسلمان باشی. ❽ با بی دین رفقات نکن؛ که فسق و فجورش را به تو می آموزد. ❾ با مردم خدا ترس مشورت کن. 📚 خصال، ج1، ص169 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
4_5803309447568689092.mp3
9.9M
چگونه برکات خدا رو جذب کنیم و ظرف وجودمان را افزایش دهیم؟ 🍃🌺👇 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
هدایت شده از ♻💚 تبلیغات عمومی آیه گرافی♻💚
♨️قول میدم 95% محصولاتشو جایی ندیدی😍 صاف ومخملی برجسته کننده اندامها تخت ولاغری صددرصد بدن وصورت پرودرخشان # اخر هرانچه مورد نیاز یک بانوی 💝💝شوهر کش 🤪🤪 بهترین برندهای ایرانی😊 تنوع زیاد👌 قیمتهای مناسب 🤩کیفیت بینظیر 😍😍 ارسال رایگان 😊 https://eitaa.com/joinchat/2148794399Cbcad438a26 درخواستی شما عزیزان 👆👆👆👆
🗣مردي کنار بيراهه اي ايستاده بود. ابليس را ديد که با انواع طنابها به دوش در گذر است. کنجکاو شد و پرسيد: اي ابليس، اين طنابها براي چيست؟ 👹جواب داد: براي اسارت آدميزاد. طنابهاي نازک براي افراد ضعيف النفس و سست ايمان، طناب هاي کلفت هم براي آناني که دير وسوسه مي شوند. سپس از کيسه اي طناب هاي پاره شده را بيرون ريخت و گفت: اينها را هم انسان هاي با ايمان که راضي به رضاي خدايند و اعتماد به نفس داشتند، پاره کرده اند و اسارت را نپذيرفتند. 🗣مرد گفت: طناب من کدام است ؟ 👹ابليس گفت: اگر کمکم کني که اين ريسمان هاي پاره را گره زنم، خطاي تو را به حساب ديگران مي گذارم. مرد قبول کرد. 👹ابليس خنده کنان گفت: عجب، پس با اين ريسمان هاي پاره هم مي شود انسان هايي چون تو را به بندگي گرفت! •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
5.39M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• 🔍 💠 تاثیرات لقمه حرام 🎞 کلیپ •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
✨﷽✨ ‍ ✅شیعیـان واقـعی ✍امام صادق (ع) که یکی از یاران آن حضرت به خدمتش رسید و عرض کرد ... ای آقای من چقدر شما فراوان شده است. حضرت او را فرمود بگو چقدراند؟ گفت: بسیار. فرمود: شماره شان را میدانی؟ عرض کرد: بیش از شماره است. امام صادق(ع) فرمود: اگر آن شماره ای که توصیف شده است: سیصد وده و اندکی تکمیل شود خواسته شما انجام خواهد گرفت. ولی شیعه ما کسی است که صدایش از بنا گوشش تجاوز نکند و عقده های درونی اش از پیکرش بیرون نیافتد و آشکارا مدح ما را نکند و با کسیکه از ما عیبجویی می کند هم نشین نگردد و کسیکه بدگویی از ما میکند هم صحبت نشود و دشمن ما را دوست ندارد و دوست ما را دشمن نداند. عرض کردم : پس من با این گروه مختلف شیعه ای که ادعای شیعه گری دارند چه کنم؟ فرمود: مشخص میشوند و از همدیگر جدا میشوند و تبدیل می یابند. سالیانی بر آنان روی آورند که فانی شان کند و شمشیری از نیام بر آید که آنان را بکشد و در میانشان افتد که پراکنده شان کند... شیعه ما تنها کسی است که همچون سگان پارس نکند و همچون کلاغان طمع نورزد و اگر از گرسنگی بمیرد گدایی نکند. عرض کردم: فدایت شوم اشخاصی که این چنین است از کجا بجوییم؟ فرمود: آنان را در کنار گوشه های زمین جستجو کن آنان کسانی هستند که زندگی سبکی دارند و خانه بدوش هستند که اگر حاضر باشند شناخته نشوند و اگر غایب گردند کسی متوجه آنان نشود و اگر بیمار شوند عیادت کن ندارند و اگر خواستگاری کنند کسی شان به همسری نمیگزیند و اگر بمیرند بر جنازه شان کسی حاضر نشود. آنان کسانی هستند که در مالشان به همدیگر مواسات کنند و در قبرهایشان با یکدیگر دید و بازدید دارند و خواسته هایشان مختلف نیست هر چه از شهرهای مختلف باشند. 📚غیبت نعمانی ،باب 12، روایت 3، ،صفحه 238 ‌‌↶【به ما بپیوندید 】↷ ________________ •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
💢گناهی که شیطان هم از آن بیزار است ✍امام جعفر صادق (ع) فرمودند : اگر کسى سخنى را بر ضد مۆمنى نقل کند و قصدش از آن ، زشت کردن چهره او و از بین بردن وجهه اجتماعى اش باشد و بخواهد او را از چشم مردم بیندازد، خداوند او را از ولایت خود خارج مى کند و تحت سرپرستى شیطان قرار مى دهد؛ ولى شیطان هم او را نمى پذیرد! 📚الکافی ج2 ص 358 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•