صادقانه بگویم، حوصله ندارم. دوست دارم دست از سرم بردارند.
مواجهه با مرگ - براین مگی
و او رفت ، مثل رؤیایی که قبل از بیدار شدن محو میشود...
و من بیدار شدم با قلبی خالیتر از شب.
داستایفسکی-شبهای روشن
هرچه بیشتر با دیگران تعامل میکردم بیشتر دلم میخواست از آنها دور بمانم.
📖 هشت قتل حرفهای؛ پیتر سوانسون. 🌚🌱