شازده كوچولو:
آخرشم اونایی واسم ميمونن که اصن روشون حساب باز نکرده بودم و گذاشته بودمشون حاشیه ی زندگیم.
روباه روزنامه روى ميز رو برداشت
عينكشو زد و گفت:
"اوناهم منتظرن بیاریشون وسط که برن"
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اگر میدانستیم که آشنایانمان در غیاب ما چه چیزهایی دربارهی ما میگویند، حتی یک کلمه با آنان سخن نمیگفتیم.
📚در باب حکمت زندگی:
آرتور شوپنهاور